<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله تحقیقات دامپزشکی&#13;
(Journal of Veterinary Research)</title>
    <link>https://jvr.ut.ac.ir/</link>
    <description>مجله تحقیقات دامپزشکی&#13;
(Journal of Veterinary Research)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر سه نوع ضدعفونی‎کننده و روش استفاده از آن‌ها بر کاهش آلودگی تجربی سالمونلا انتریتیدیس در خوراک جوجه‎های گوشتی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106184.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: آلودگی خوراک به سالمونلا یکی از مهم‌ترین آلودگی‌های باکتریایی و از راه‌های اصلی انتقال این باکتری به گله‌ها است. ضدعفونی خوراک از روش‌های رایج در کنترل این آلودگی به‌ شمار می‌رود.هدف: مطالعه حاضر تحت شرایط آزمایشگاهی با هدف بررسی تأثیر سه نوع ضدعفونی‌کننده مختلف شامل ترمین‌گلد (ترکیبات آلدهیدی و اسیدهای آلی)، فرمالین و نانوسیل‌دان (هیدروژن پراکسید و نانوذرات نقره) و دو روش مصرف (افزودن به خوراک کامل در زمان تولید یا افزودن به پیش‌مخلوط یک هفته قبل از ترکیب نهایی) بر حذف سالمونلا انتریتیدیس از خوراک جوجه‌های گوشتی انجام شد.روش&amp;amp;lrm;کار: مطالعه در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. شش تیمار، شامل خوراک کنترل، فرمالین در پیش‌مخلوط، فرمالین در مخلوط نهایی، نانوسیل‌دان در مخلوط نهایی، ترمین‌گلد در پیش‌مخلوط و ترمین‌گلد در مخلوط نهایی بررسی شدند. خوراک‌ها پس از افزودن ضدعفونی‌کننده‌ها با سالمونلا انتریتیدیس به میزان تقریبی &amp;amp;nbsp;CFU/100g 107 آلوده گردیدند. آلودگی در دو بازه زمانی (بلافاصله پس از تولید و پس از یک هفته نگهداری) اعمال شد و شمارش باکتری تا زمان عدم رشد پیگیری گردید.نتایج: در آلودگی بلافاصله پس از تولید، نانوسیل‌دان از همان ساعت صفر موجب عدم رشد گردید و تفاوت معنی‌داری با سایر تیمارها داشت (05/0&amp;amp;gt;P). تیمارهای فرمالین طی ۲۴ ساعت به عدم رشد رسیدند. در‌حالی‌که در گروه کنترل طی ۲۴ ساعت کاهش نسبی (از 104&amp;amp;times;72/2 به 103&amp;amp;times;50/5CFU ‌) مشاهده شد. همه تیمارها تا ۴۸ ساعت به عدم رشد در محیط کشت دست یافتند. در آلودگی یک هفته پس از تولید، تیمارهای فرمالین موجب کاهش فوری شمارش کلونی شدند و طی ۲۴ ساعت عدم رشد داشتند. در‌حالی‌که در گروه کنترل رشد سالمونلا تا ۲۱۶ ساعت ادامه یافت. نانوسیل‌دان با تأخیر اثر گذاشت و عدم رشد کامل در ۹۶ ساعت ایجاد کرد. ترمین‌گلد کاهش نامنظم داشت و از‌نظر آماری تفاوت معنی‌داری با گروه کنترل نشان نداد.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: با وجود تأثیر نسبی هر سه ضدعفونی&amp;amp;shy;کننده در کاهش آلودگی، عملکرد آن‌ها به زمان و روش مصرف وابسته بود. نانوسیل‌دان سریع‌تر و در زمان کوتاه‌تر مؤثر بود، اما اثر ابقایی کمتر از فرمالین داشت. ترمین‌گلد عملکرد نسبی ضعیف‌تری داشت. تأیید این نتایج نیازمند مطالعات تکمیلی، به‌ویژه در شرایط مزرعه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه سرمی پستی ویروس‌ها و ویروس‌های زبان آبی و آکابان در استان قزوین، ایران</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106110.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: پستی ویروس‌ها و ویروس‌های زبان آبی و آکابان به‌عنوان عوامل بیماری‌زای مهم نشخوار‌کنندگان با تظاهرات متنوع بالینی و تحت بالینی می‌باشند. این ویروس‌ها همچنین می‌توانند موجب ناباروری، سقط و ناهنجاری‌های جنینی در‌‌ دام‌های آلوده شوند. مشاهدات بالینی و کالبدگشایی همراه با شواهد اپیدمیولوژیک که در مواردی به تأیید آزمایشگاهی نیز رسیده، مبین انتشار این ویروس‌ها در کشور می‌باشند.‌‌ همچنین مطالعات سرواپیدمیولوژیک مؤید شیوع هر‌یک از این ویروس‌ها در انواع‌‌ دام‌های حساس مناطق مختلف کشور می‌باشند.هدف: به‌منظور ارزیابی، شیوع سرمی ویروس‌های فوق در جمعیت دامی اهلی حساس (گاو، گوسفند و بز) استان قزوین در مطالعه حاضر به‌صورت مقطعی طراحی و اجرا گردید.روش&amp;amp;lrm;کار: طی شهریور و مهر ماه سال 1402، 290 رأس گاو، گوسفند و بز در 30 واحد اپیدمیولوژیک استان به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و مورد نمونه‌گیری (خون‌گیری) قرار گرفتند و هم‌زمان اطلاعات مربوط به‌‌ دام‌ها در پرسش‌نامه مربوطه وارد گردید. نمونه‌های سرم حاصله با استفاده از کیت‌های تجاری الیزای رقابتی از‌نظر حضور آنتی‌بادی‌های اختصاصی علیه هریک از ویروس‌های آکابان، زبان آبی و پستی ویروس‌ها مورد آزمایش قرار گرفتند. توصیف داده&amp;amp;shy;ها و میزان شیوع سرمی عوامل ویروسی فوق‌‌ تبیین گردید و ارتباط بین میزان شیوع با عوامل خطر با استفاده از آنالیز رگرسیون لجستیک تک‌متغیره انجام گرفت.نتایج: در سطح واحدهای اپیدمیولوژیک (گله‌های) نمونه‌برداری‌شده، 67/96‌، 33/43 و 66/16 درصد از واحدها به‌ترتیب واجد‌‌ دام‌های سرم مثبت از‌نظر پستی ویروس، زبان آبی و آکابان بودند.‌‌ همچنین میانگین شیوع سرمی پستی ویروس‌ها 89/56، زبان آبی 97/18 و آکابان 14/4 درصد در‌‌ دام‌های مورد‌مطالعه برآورد گردید.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: این نتایج در راستای مطالعات انجام‌شده مبین شیوع ویروس‌های فوق در کشور می‌باشد.‌‌ شیوع بالای پستی ویروس‌ها و به‌ویژه شیوع معنی‌دار آن‌ها در نوع گاو و‌‌ دامداری‌های صنعتی از یافته‌‌های قابل‌ملاحظه مطالعه حاضر می‌باشد.‌‌ انجام مطالعات جامع ویروس‌شناسی و اپیزئو تیولوژی در‌مورد عوامل فوق و اجرای برنامه‌‌های علمی و عملی در جهت کنترل و پیشگیری ویروس‌های مذکور و به‌ویژه پستی ویروس‌ها توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه ارگانوژنز و هیستوژنز کبد در طول دوران جنینی شترمرغ (Struthio camelus)</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106109.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: شترمرغ متعلق به دسته پرندگان سینه&amp;amp;shy; پهن می‌باشد. این پرنده با وجود شباهت‌های فراوان مورفولوژیکی با سایر پرندگان، تفاوت‌هایی نیز با آن‌ها دارد.هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین روند ارگانوژنز و هیستوژنز کبد در شترمرغ انجام شده است. مطالعه حاضر پایه&amp;amp;shy;ای خواهد&amp;amp;shy; بود برای مطالعاتی که در آینده در حوزه&amp;amp;shy; جنین&amp;amp;shy;شناسی تجربی انجام می&amp;amp;shy;شود.روش&amp;amp;lrm;کار: به‌منظور انجام مطالعه حاضر، 36 تخم شترمرغ نطفه‌دار 5، 9، 14، 20، 25، 30، 34، 38 و 41 روزه، (‌از هر گروه سنی چهار نمونه‌) انتخاب شد و کبد آن‌‌ها از‌لحاظ آناتومیکی، هیستولوژیکی و مورفومتریک مورد بررسی قرار گرفت. کبد جنین شترمرغ از‌لحاظ ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک مورد بررسی قرار گرفت و با جنین پرندگانی نظیر مرغ، قرقاول، کبک چوکار، اردک و بوقلمون مقایسه شد.نتایج: علاوه‌بر شباهت‌هایی که بین کبد این پرنده با سایر پرندگان وجود داشت، تفاوت‌های قابل‌ملاحظه‌ای، از قبیل تقسیمات لوب‌ها، شکل لوب‌ها، کیسه صفرا، زمان تکامل نهایی کبد، زمان ظهور اولین مجاری صفراوی، زمان ظهور اولین سلول‌های کوپفر، رنگ سلول‌های هپاتوسیت و شکل ردیف&amp;amp;lrm;های هپاتوسیت وجود داشت.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: با‌توجه‌به اختلافات گونه‌ای بین پرندگان، وجود تفاوت‌‌ها از‌لحاظ آناتومیکی، مورفولوژیکی و هیستولوژیکی بین کبد این پرنده و سایر پرندگان‌ قابل‌درک است. به‌علاوه اختلافاتی در زمان‌های تکامل و ظهور ارگان‌‌ها بین شترمرغ و سایرین وجود دارد. با‌این‌حال کبد جنین شترمرغ تا حدودی مشابه جنین سایر پرندگان بومی‌ می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر القاکننده فروپتوزیس 2 FINO و پیرفنیدون بر رشد تومور پستان در مدل موشی: تمرکز بر مرگ سلولی وابسته به آهن</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_105710.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: سرطان پستان همچنان یکی از علل اصلی مرگ‌و‌میر ناشی از سرطان در زنان است و مقاومت به درمان‌های مرسوم، نیاز به استراتژی‌های درمانی نوین را ضروری می‌سازد. 2 &amp;amp;nbsp;FINOیا فنوفیبرات یک القاکننده قوی فروپتوزیس و پیرفنیدون، یک عامل ضد‌فیبروز، پتانسیل قابل‌توجهی در هدف‌گیری مسیرهای بقا و رشد تومور نشان داده‌اند.هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات ضد‌توموری 2 ‌FINOو پیرفنیدون، به‌صورت منفرد و ترکیبی، در مدل موشی سرطان پستان و ارزیابی القای فروپتوزیس، نشانگرهای استرس اکسیداتیو و تغییرات ریزمحیط تومور انجام شده است.روش&amp;amp;lrm;کار: ایجاد القای مدل با رده سلولی 4T1 بر روی موش‌های BALB/c صورت گرفت. سلول‌ها با Phosphate-buffered saline (PBS) مخلوط شده و 100 میکرولیتر از سوسپانسیون (معادل 105&amp;amp;times; 1&amp;amp;nbsp; سلول‌) توسط&amp;amp;nbsp; سرنگ&amp;amp;nbsp; انسولین&amp;amp;nbsp; 28 G به پهلوی راست موش‌ها به‌صورت زیرجلدی و یا در ناحیه پستان موش (mammary fat pad) تزریق شد. القای تومور پس از 10 تا 14 روز، زمانی که اندازه تومور 5/0&amp;amp;times; 5/0 سانتی‌متر بود، تأیید شد. سپس موش‌های حامل تومورهای پستان به گروه‌های درمانی شامل فنوفیبرات، پیرفنیدون، دوکسوروبیسین و ترکیب فنوفیبرات و پیرفنیدون و گروه مدل بیماری تقسیم شدند. حجم تومور اندازه‌گیری شد و بیان ژن‌Iron regulatory protein 2 مرتبط با فروپتوزیس، &amp;amp;nbsp;با روش qRT-PCR ارزیابی گردید. تحلیل هیستوپاتولوژیک با رنگ‌آمیزی تری کروم ماسون برای بررسی فیبروز انجام شد. میزان استرس اکسیداتیو با سنجش total oxidative stress (TOS)&amp;amp;nbsp; تعیین شد.نتایج: فنوفیبرات به‌طور قابل‌توجهی بیان 2 IRP را افزایش داد که نشان‌دهنده القای فروپتوزیس بود. پیرفنیدون فیبروز بافت تومور را تعدیل کرد. ترکیب فنوفیبرات و پیرفنیدون بیشترین کاهش حجم تومور، افزایش سطح TOS و کاهش میزان فیبروز را نسبت به درمان‌های منفرد و گروه کنترل ایجاد کرد. نتایج نشان داد فنوفیبرات و به‌ویژه ترکیب آن با پیرفنیدون می‌توانند فیبروز بافت تومور را مؤثرتر کاهش دهند.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: ترکیب فنوفیبرات و پیرفنیدون با القای فروپتوزیس و بازسازی ریزمحیط تومور، یک استراتژی مؤثر برای کاهش رشد تومور و غلبه بر مقاومت دارویی در سرطان پستان مدل موشی ارائه می‌دهند و پتانسیل بالینی قابل‌توجهی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بیان فاکتور‌‌‌های Bax و Bcl-2 متعاقب تزریق گرلین در ایسکمی ـ رپرفیوژن تجربی در تخمدان موش صحرایی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_105939.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: پیچ‌خوردگی تخمدان یک وضعیت اورژانسی است که به‌دلیل چرخش تخمدان حول محور خود به کاهش خون‌رسانی، ایسکمی و نکروز بافتی منجر می‌شود. هورمون گرلین با نقش‌های فیزیولوژیک متعدد، از‌جمله تعدیل آپوپتوز و کنترل مرگ سلولی، به‌عنوان یک عامل بالقوه در مدیریت آسیب‌های ناشی از ایسکمی ـ رپرفیوژن تخمدان مطرح شده است.هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات هورمون گرلین بر بیان فاکتورهای آپوپتوتیک Bax و ضد‌آپوپتوتیک Bcl-2 در تخمدان موش‌های صحرایی تحت شرایط ایسکمی ـ رپرفیوژن انجام شد.روش&amp;amp;lrm;کار: در مطالعه آزمایشی حاضر، 21 سر موش صحرایی ماده به سه گروه شامل گروه شم (بدون القای ایسکمی ـ رپرفیوژن و دریافت نرمال سالین بعد از جراحی)، گروه ایسکمی (ایجاد ایسکمی ـ رپرفیوژن و درمان با نرمال سالین) و گروه گرلین (ایجاد ایسکمی ـ رپرفیوژن و درمان با گرلین) تقسیم شدند. گرلین با دُز 10 نانومول، نیم‌ساعت قبل از ایسکمی و هم‌زمان با تورشن، به‌صورت داخل‌صفاقی تزریق شد. پس از اتمام آزمایش، نمونه‌های تخمدان جهت ارزیابی ایمونوهیستوشیمی بیان Bax و Bcl-2 مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج: مطابق یافته‌های مطالعه، در گروه گرلین، بیان Bax در سلول‌های جسم زرد، استروما، گرانولوزا و تکا نسبت به گروه ایسکمی به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0&amp;amp;gt;P) و بیان Bcl-2 در سلول‌های گرانولوزا و تکا به‌طور معنی‌داری افزایش پیدا کرد (05/0&amp;amp;gt;P). بااین‌حال تغییر معنی‌داری در بیان Bcl-2 در سلول‌های جسم زرد و استروما مشاهده نشد (05/0&amp;amp;lt;P). علاوه‌بر‌این گروه گرلین در مقایسه با گروه ایسکمی، بهبود نسبی بافت تخمدان همراه با کاهش التهاب و نکروز را نشان داد.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: یافته‌ها بیانگر آن است که گرلین با کاهش مرگ سلولی ناشی از ایسکمی ـ رپرفیوژن، می‌تواند به‌عنوان یک عامل محافظتی در پیچ‌خوردگی تخمدان مؤثر باشد؛ بنابراین استفاده از گرلین به‌عنوان یک مکمل درمانی،‌‌‌ می‌تواند راهکاری جدید برای کاهش آسیب‌های تخمدانی ناشی از ایسکمی ـ رپرفیوژن محسوب شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همسانه‌سازی و بیان سازه نوترکیب HBHA-OmpL در سیستم بیانی پروکاریوتی با هدف معرفی یک سازه واکسن کاندید علیه سالمونلا تیفیموریوم</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106108.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: باکتری گرم منفی سالمونلا تیفی&amp;amp;shy;موریوم به‌عنوان عامل ایجاد‌کننده بیماری سالمونلوز در انسان و دام مطرح است. در کنار رعایت موارد بهداشتی، یکی از اصولی&amp;amp;shy;ترین راه‌های مقابله با این بیماری، مایه‌کوبی توسط نسل جدید واکسن&amp;amp;shy;ها است که کمترین عوارض جانبی را دارند.هدف: مطالعه حاضر با هدف طراحی و ساخت سازه‌ نوترکیب ایمونوژن، متشکل از آنتی&amp;amp;shy;ژن OmpL از باکتری سالمونلا تیفی&amp;amp;rlm;موریوم و ادجوانت HBHA و ارزیابی بیان آن در سیستم پروکاریوتی انجام شد.روش&amp;amp;lrm;کار: فرایند استخراج DNA از باکتری&amp;amp;shy;های سالمونلا تیفی&amp;amp;rlm;موریوم و همچنین واکسن ب.ث.ژ انجام شد. هر‌یک از ژن&amp;amp;shy;های OmpL و HBHA توسط پرایمرهای لینکردار تکثیر و با به‌کارگیری واکنش SOE-PCR به یکدیگر متصل شدند. در ادامه برای اتصال کایمر نوترکیب HBHA-OmpL به وکتور بیانی pET22b(+)، ابتدا هر دو تحت تیمار هضم دو‌آنزیمی قرار گرفتند و سپس با استفاده از آنزیم T4 لیگاز به یکدیگر متصل شدند. در‌نهایت نیز سازه کایمر‌شده با استفاده از فرایند شوک حرارتی به داخل سلول&amp;amp;shy;های مستعد همسانه‌سازیE.coli (DH5&amp;amp;alpha;) &amp;amp;nbsp;و سلول&amp;amp;shy;های مستعد بیانیE.coli BL21 (DE3) &amp;amp;nbsp;منتقل شد. پس از القای بیان ژن، خالص&amp;amp;rlm;سازی پروتئین&amp;amp;shy;ها توسط ستون رزین کروماتوگرافی نیکل NTA انجام شد. در‌نهایت نیز کیفیت بیان پروتئین نوترکیب &amp;amp;rlm;با استفاده از ژل SDS-PAGE 12 درصد ارزیابی شد.نتایج: مطابق یافته‌های مشاهده‌شده، فرایندهای PCR، SOE-PCR و Colony-PCR به‌ترتیب، تکثیر صحیح ژن‌های HBHA و OmpL، ساخت سازه نوترکیب و همچنین تأیید انتقال وکتور بیانی نوترکیب به سلول‌های مستعد DH5&amp;amp;alpha; وBL21 (DE3) را تأیید کردند. از طرفی بررسی بیان و خالص&amp;amp;rlm;سازی پروتئین نوترکیب HBHA-OmpL با وزن مولکولی kDa 5/49 نیز توسط ژل SDS-PAGE 12 درصد تأیید و موفق بودن این مرحله نیز تأیید شد.نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: بر‌اساس مشاهدات، بیان سازه نوترکیب ایمونوژن HBHA-OmpL در سیستم بیانی پروکاریوتی با هدف تولید یک واکسن کاندید علیه سالمونلا تیفی&amp;amp;rlm;موریوم با موفقیت امکان‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر فیتاز و مکمل ویتامین-مینرال بر عملکرد، کیفیت تخم‌مرغ، پروفایل متابولیکی و قابلیت هضم مواد مغذی در مرغ‌های تخم‌گذار تغذیه‌شده با جیره‌های دارای سطوح مختلف انرژی و مواد مغذی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106067.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: کاهش غلظت انرژی و مواد مغذی در جیره مرغ‌های تخم‌گذار، هرچند روشی برای کاهش هزینه خوراک است، اما می‌تواند عملکرد تولیدی، کیفیت پوسته و وضعیت فیزیولوژیکی پرنده را تضعیف کند. استفاده از مکمل‌هایی نظیر آنزیم فیتاز و پیش مخلوط ویتامین-مینرال (VMP) به‌عنوان راهکاری برای جبران این کاهش مطرح شده است.هدف: در این پژوهش اثرات مکمل فیتاز (فیتاگلد) و مکمل VMP (سوپرشل) در دو جیره حاوی سطوح استاندارد یا سطوح کاهش یافته مواد مغذی در مرغ‌های تخم‌گذار مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این آزمایش 320 مرغ تخم‌گذار سویه لوهمن LSL سبک (54 تا 66 هفتگی) در قالب طرح کاملاً تصادفی و به‌صورت فاکتوریل 2&amp;amp;times;4 با هشت تکرار و پنج پرنده در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو سطح مواد مغذی ](سطح توصیه شده )جیره SND) و سطح کم مواد مغذی (جیره LND)[ و جهار تیمار مکملی (1-فاقد مکمل، 2-حاوی مکمل فیتاز، 3-حاوی مکمل VMP و 4-حاوی فیتاز و VMP) بود. جیره LND نسبت به SND دارای 50 کیلوکالری انرژی متابولیسمی کمتر، یک واحد پروتئین خام کمتر و 1/0 درصد فسفر قابل‌دسترس و کلسیم کمتر بود.نتایج: اثر برهمکنش سطح مواد مغذی و نوع مکمل بر وزن توده‌ای تخم‌مرغ، ضریب تبدیل غذایی و درصد تخم‌مرغ‌های ناهنجار معنی‌دار بود (05/0&amp;amp;gt;P)، به‌طوری‌که مکمل‌های غذایی به‌ویژه ترکیب فیتاز و VMP در جیره LND اثر بیشتری نسبت به SND داشت. کاهش مواد مغذی در LND منجر به کاهش شاخص وزن زرده، غلظت تری‌گلیسرید و فسفر سرم و در عوض افزایش گلوکز و فعالیت آلکالین فسفاتاز شد (05/0&amp;amp;gt;P). فیتاز باعث بهبود شاخص هاو تخم‌مرغ، قابلیت هضم انرژی و میزان انرژی متابولیسمی تصحیح شده بر اساس ذخیره نیتروژن (AMEn) و کاهش فعالیت آلکالین فسفاتاز شد، در حالی‌که مکمل VMP وزن و ضخامت پوسته را افزایش داد (05/0&amp;amp;gt;P). استفاده همزمان فیتاز و VMP موجب بهبود مقاومت به شکستگی پوسته و قابلیت هضم پروتئین خام شد (05/0&amp;amp;gt;P).نتیجه‌گیری نهایی: نتایج پیشنهاد می‌کند که ترکیب فیتاز و VMP دارای اثر هم‌افزایی در بهبود عملکرد تولیدی، کیفیت پوسته و قابلیت هضم مواد مغذی، به‌ویژه در جیره‌های با غلظت کمتر مواد مغذی بوده و می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در مدیریت تغذیه مرغ‌های تخم‌گذار توصیه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی روش‌های سریع آگلوتیناسیون اریتروسیت گربه و ممانعت آن روی لام برای تشخیص عفونت پاروویروسی سگ‌سانان</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_106183.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: پاروویروس سگ‌سانان یکی از مهم‌ترین علل مرگ‌ومیر در توله‌سگ‌ها به شمار می‌رود. تشخیص سریع این بیماری نقش کلیدی در آغاز درمان به‌موقع و کاهش عوارض و تلفات دارد. با این حال، روش‌های تشخیصی استاندارد موجود با وجود قدرت تشخیصی بالا، در شرایط کم امکانات با محدودیت مواجه اند. علاوه بر این، وابستگی آزمون‌های هماگلوتیناسیون به منابع بیولوژیک خاص، مانند اریتروسیت خوک، کاربرد عملی آن‌ها را در بسیاری از محیط‌های بالینی و میدانی محدود کرده است.هدف: از نظر بالینی، وجود روش‌های تشخیصی سریع که بتوانند آنتی‌ژن پاروویروس را در نمونه‌های مدفوع شناسایی کرده و هم‌زمان امکان بررسی پاسخ ایمنی میزبان را فراهم کنند، می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های اولیه درمانی مفید باشد. با این حال، چنین روش‌هایی نمی‌توانند جایگزین آزمون‌های استاندارد با حساسیت و تکرارپذیری بالا شوند. هدف این مطالعه، توسعه و ارزیابی آزمون آگلوتیناسیون روی لام (SAT) برای تشخیص سریع ویروس در نمونه‌های مدفوع و آزمون ممانعت از آگلوتیناسیون (SIT) برای شناسایی پادتن در سرم، به‌عنوان ابزارهای کمکی و مکمل در کنار روش‌های مرجع، به‌ویژه در محیط‌های با منابع محدود بود. در این راستا، از اریتروسیت‌های گربه به‌عنوان جایگزینی در دسترس برای اریتروسیت خوک استفاده شد.روش کار: آزمون‌های SAT و SIT با استفاده از اریتروسیت‌های گربه و رزوس روی ۳۳ نمونه مدفوع با نتیجه مثبت در کیت سریع ایمونوکروماتوگرافی انجام شد. آزمون‌ها در سه دمای ۴، ۲۵ و ۳۷ درجه سانتی‌گراد اجرا گردید. عملکرد این روش‌ها بر اساس نتایج PCR و کشت سلولی به‌عنوان استاندارد مرجع ارزیابی و میزان فعالیت آگلوتیناسیون در شرایط مختلف مقایسه شد.نتایج: حساسیت و ویژگی آزمون SAT به‌ترتیب 92 و۹۵ درصد برآورد شد و این آزمون تطابق نزدیکی با نتایج PCR نشان داد. آزمون SIT نیز در تمامی نمونه‌های مثبت قادر به ممانعت کامل از آگلوتیناسیون بود.نتیجه‌گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که استفاده از اریتروسیت گربه به‌جای خوک، برخی محدودیت‌های رایج را کاهش داده و کاربرد میدانی آزمون‌های SAT و SIT را تسهیل می‌کند. این روش‌ها نه به‌عنوان جایگزین آزمون‌های استاندارد با حساسیت و تکرارپذیری بالاتر، بلکه به‌عنوان ابزارهای غربالگری کمکی در محیط‌های با امکانات محدود می‌توانند در مدیریت بهتر عفونت پاروویروسی مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ترانسکریپتومی ویژگی‌های مولکولی انتریت پاروویروسی در سگ‌ بر پایه پروفایل بیان ژنی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_107306.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: بیماری انتروپاتی التهابی مزمن (Chronic Inflammatory Enteropathy) یا CIE در سگ‌ها به اختلالی اشاره دارد که با التهاب مزمن در روده‌ها همراه است و می‌تواند منجر به علائمی مانند اسهال مداوم، استفراغ، کاهش وزن و بی‌اشتهایی شود؛ این بیماری معمولاً به علت عوامل مختلفی از جمله حساسیت‌های غذایی، عفونت‌ها و اختلالات ایمنی ایجاد می‌شود و تشخیص و درمان مناسب آن برای بهبود کیفیت زندگی و سلامت سگ‌ها ضروری است.هدف: این پژوهش به بررسی مکانیسم‌های مولکولی و الگوهای بیان ژن در بیماری CIE با استفاده از روش‌های بیوانفورماتیکی و آزمایش‌های مولکولی می‌پردازد.روش کار: در این مطالعه، داده‌های توالی‌یابی RNA تک‌سلولی (scRNA-seq) مربوط به نمونه‌های سگ‌های سالم و مبتلا به آنتروپاتی التهابی مزمن (CIE) با استفاده از پکیج Seurat نسخه ۳ پردازش و نرمال‌سازی شدند و پس از شناسایی ۲۰ خوشه سلولی مجزا، بیان ژن‌های کلیدی مرتبط با مسیرهای سیگنالینگ اصلی با روش RT-qPCR در ۳۵ نمونه (۲۵ نمونه بیمار و ۱۰ نمونه کنترل) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج آنالیز بیوانفورماتیک ۳۸۵ ژن با بیان تفاوت‌دار معنادار (p-value&amp;amp;lt;0.05) را شناسایی نمود که غنی‌سازی Pathway آنها مسیر سیگنالینگ عفونت ویروس لوسمی سلول T انسانی (cfa05166) را نشان داد و validation با RT-qPCR تغییرات معنادار ژن‌های کلیدی این مسیر از جمله افزایش ۵ برابری EGR2 (p&amp;amp;lt;0.01) و کاهش ۳.۳ برابری NFKBIA (p&amp;amp;lt;0.05) را تأیید کرد.که نقش آن‌ها را در متابولیسم گلوکز و تنظیم ایمنی بود.نتیجه‌گیری نهایی: مطالعه حاضر نشان داد که اختلال در تنظیم مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با عفونت ویروسی و پاسخ ایمنی از جمله مسیر cfa05166 و JAK-STAT نقش محوری در پاتوژنز بیماری ایفا می‌کند که می‌تواند زمینه‌ساز توسعه بیومارکرهای تشخیصی و رویکردهای درمانی نوین برای این بیماری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرمصرف پودر برگ اکیناسه پورپورا (Echinacea purpurea (l.) Moench) و پروبیوتیک چندسویه بر پارامترهای بیوشیمیایی خون، عملکرد رشد و جمعیت میکروبی ژژنوم بلدرچین ژاپنی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_107307.html</link>
      <description>خلاصهزمینه مطالعه: افزودنی‌های محرک رشد پرندگان انواع مختلفی دارند. امروزه بر نقش گیاهان دارویی در تحریک رشد پرنده‌ها تاکید می‌شود. هدف: در این مطالعه سعی شد تا اثر اکیناسه پورپورا و پروبیوتیک چند سویه بر بهبود عملکرد رشد و برخی از شاخص‌های حیاتی بلدرچین ژاپنی بررسی شود. روش کار: 320 قطعه جوجه بلدرچین ژاپنی 1روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی، با 4 تیمار (4 تکرار و 20 قطعه در هرتکرار) از 1 تا 35 روزگی مورد مطالعه قرار گرفتند. تیمارهای آزمایش شامل 1) شاهد (جیره پایه- بدون افزودنی خوراکی)، 2) جیره پایه به همراه اکیناسه، 3) جیره پایه به همراه پروبیوتیک 4) جیره پایه به همراه اکیناسه و پروبیوتیک بود.نتایج: اثر تیمارهای آزمایشی بر عملکرد رشد در هفته اول پرورش، معنی‌دار بود (P&amp;amp;lt;0/05). به طوریکه بیشترین مقدار رشد و بهترین ضریب تبدیل خوراک در تیمارهای حاوی اکیناسه و پروبیوتیک (گروه4) مشاهده شد. اثر تیمارهای آزمایشی بر خوراک مصرفی معنی‌دار نبود. اگرچه وزن نسبی لاشه، قلب، کبد، طحال و بورس فابریسیوس تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند، وزن بیضه در پایان دوره آزمایش به طور معنی‌داری در گروه 2 و 4 افزایش یافت (P&amp;amp;lt;0/05). غلظت تری‌گلیسرید خون در گروه کنترل کمتر از دیگر گروه‌های آزمایشی بود (P&amp;amp;lt;0/05). اختلاف غلظت کلسترول، آلبومین، پروتئین تام و همچنین آنزیم‌های کبد شامل آلانین ترانس آمیناز و آسپارتات ترانس آمیناز، در بین گروه‌های آزمایشی معنی‌دار نبود. طول و مساحت پرز در گروه‌های دریافت کننده پروبیوتیک بیش از دیگر گروه‌های آزمایشی بود (P&amp;amp;lt;0/05). اثر تیمارهای آزمایشی بر جمعیت باکتری‌های هوازی و لاکتوباسیل‌ها معنی‌دار نبود. ولی کمترین میانگین جمعیت کلی‌فرمی در گروه 4 مشاهده شد (P&amp;amp;lt;0/05).نتیجه گیری نهایی: استفاده از پودر اکیناسه پورپورا به میزان %۱ جیره همراه با پروبیوتیک چندسویه منجر به بهبود عملکرد رشد، کاهش کلی فرم‌های روده و همنچنین افزایش رشد بیضه‌ها در جوجه بلدرچین‌های ژاپنی خواهد شد.کلمات کلیدی : پروبیوتیک، اکیناسه، بلدرچین، رشد، بیضه</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از لاپاراسکوپی در تعیین جنسیت سس ماهی بزرگ‌سر (Luciobarbus capito)</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_107308.html</link>
      <description>یکی از چالش‌های مهم در حوزه آبزی‌پروری و مدیریت ذخایر و اکولوژی آبزیان، تعیین جنسیت و مرحله رسیدگی است. سس ماهی بزرگ‌سر (Luciobarbus capito) گونه‌ای در معرض خطر است که تاکنون هیچ‌گونه موفقیتی چندانی در تولیدمثل کنترل شده آن حاصل نشده است. همچنین تعیین جنسیت آن برای عملیات تکثیر و مدیریت شیلاتی انجام نپذیرفته استبا چالش‌هایی مواجه است.هدف: این مطالعه با هدف بررسی امکان استفاده از روش لاپاراسکوپی در تعیین جنسیت سس ماهی بزرگ‌سر برای شناسایی و تفکیک جنس نر و ماده این ماهی در تکثیر مصنوعی و بازسازی ذخایر انجام شد.روش کار: تعداد 6 عدد سس ماهی بزرگ‌سر در محدوده وزنی 5025-1350 گرم که از پره‌ صیادی صید شده بودند، پس از بیهوشی با استفاده از عصاره پودر گل میخک و برش 1-9/0 سانتی‌متری در ناحیه شکمی، با استفاده از دستگاه لاپاراسکوپی مورد ارزیابی بررسی قرار گرفتند. مشاهده گنادها به‌وسیله سیستوسکوپ متصل به مانیتور انجام شد و نمونه‌هایی از گناد برای بافت-شناسی اخذ گردید. پس از عملیات تعیین جنسیت، برش ناحیه شکمی با 2-1 بخیه ساده بسته شد.نتایج: از 6 عدد ماهی مورد ارزیابی، 4 عدد ماهی ماده در مرحله رسیدگی جنسی نهایی و 2 عدد ماهی نر در مرحله اسپرم‌ریزی به‌درستی مورد شناسایی و تفکیک جنسیت قرار گرفتند. بین زمان بیهوشی نر و ماده تفاوت معناداری وجود داشت، اما در زمان ریکاوری تفاوتی بین دو جنس دیده نشد. همه ماهیان پس از عملیات تعیین جنسیت زنده ماندند.نتیجه‌گیری نهایی: نتایج این مطالعه مشخص کرد لاپاراسکوپی شیوه‌ای سریع و با دقت بسیار بالا در شناسایی و تفکیک جنسیت سس ماهی بزرگ‌سر بوده و از آن می‌توان در شرایط کارگاهی جهت تولیدمثل و مدیریت حفظ ذخایر طبیعی این گونه ارزشمند استفاده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فراوانی عفونت کلسی ویروس گربه سانان در گربه های اهلی (خیابانی و خانگی) ارجاعی به بیمارستان های دامپزشکی شهر تهران</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_107646.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: کلسی ویروس گربه یک پاتوژن ویروسی مسری و مهلک در گربه‌های خانگی است. این ویروس قادر به ایجاد طیف وسیعی از علائم بالینی، از عفونت‌های بدون علامت گرفته تا بیماری‌های خفیف، حاد و مزمن دهان و دستگاه تنفسی فوقانی می باشد.هدف: بررسـی‌ میزان آلودگی به‌ عفونـت‌ کلسـی‌ ویـروس‌ در گربه‌ هـای خیابانی و خـانگی به‌ روش‌ RT-PCR و ارتباط میزان فراوانی عفونت با چندین عوامل خطر مانند سن، جنس، سـابقه‌ ابـتلا به‌ کلسی‌ ویـروس و‌ واکسیناسـیون‌، تـراکم‌ محـل‌ نگهـداری و محل زندگی می باشد.روش کار: مطالعه حاضر در قالب یک‌ مطالعه‌ توصیفی -‌ تحلیلی‌، طی یک دوره یک ساله از شهریور ماه‌ سال‌ ١٤٠١ تا شهریور ماه‌ سال‌ ١٤٠٢ صورت پذیرفت. جمعیت‌ مورد مطالعه‌ شامل‌ گربه‌ های خانگی‌ و خیابانی‌ که‌ به‌ دلیل‌ ویزیت‌ سالیانه‌ و یا تصادفات‌ و شکستگی‌ها توسط‌ صاحبان‌ آنها و یا سایر افراد به‌ ‌ بیمارستان های‌ دامپزشکی‌ شهر تهران ارجاع‌ داده‌ می‌ شدند؛ بودند. ردیابی و حضور ژنوم RNA کلسی ویروس ‌ بوسیله آزمون RT-PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی صورت گرفت.نتایج: از بین ١٨٠ نمونه‌ مورد بررسی،‌ ٩٧ گربه‌ (٨٨/٥٣ درصد) در ارزیابی مولکولی مثبت بودند. سه‌ متغیر سابقه‌ ابتلا به‌ کلسی‌ ویروس‌، تراکم‌ محل‌ نگهداری و محل‌ زندگی‌ گربه‌ ها ارتباط‌ معنی‌ داری با میزان‌ فراوانی‌ آلودگی‌ به‌ عفونت‌ کلسی‌ ویروس‌ داشت‌. شانس مثبت شده نتیجه آزمون در گربه ها با سابقه ابتلا به کلسی ویروس و زندگی در محل های متراکم (بصورت چندتایی)، به ترتیب 8/3 برابر با فاصله اطمینان 95 درصد (24/9 &amp;amp;ndash; 56/1) (003/0=P) و 12/5 برابر با فاصله اطمینان 95 درصد (39/10 &amp;amp;ndash; 52/2) (001/0=P) بدست آمد. همچنین در گربه های خیابانی نیز شانس آلودگی به عفونت کلسی ویروس 97/1 برابر با فاصله اطمینان 95 درصد (13/4 &amp;amp;ndash; 12/1) نسبت به گربه های خانگی به دست آمد (04/0=P).نتیجه گیری نهایی: بر اساس نتایج مطالعه مذکور، کلسی‌ ویروس فراوانی‌ بالایی در گربه‌های مورد مطالعه داشت. بنابراین‌ جهت‌ پیشگیری از این‌ بیماری، بکارگیری برنامه های سخت گیرانه بهداشتی‌ و مدیریتی‌ و توجه‌ به‌ واکسیناسیون‌ و معاینات‌ سالانه‌ توصیه‌ می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پری بیوتیکی اگزوپلی ساکارید لاکتوباسیلوس پلانتاروم در تنظیم میکروبیوم روده و پاسخ ایمنی سی باس آسیایی</title>
      <link>https://jvr.ut.ac.ir/article_108206.html</link>
      <description>زمینه مطالعه: اگزوپلی‌ساکاریدهای میکروبی یکی از پری‌بیوتیک‌های مؤثر هستند که توسط میکروارگانیسم‌ها با گروه‌های عملکردی مختلف تولید می‌شوند. این ترکیبات زیست‌تخریب‌پذیر، ایمن و مقرون‌به‌صرفه بوده و نقش مهمی در بهبود سلامت و عملکرد سیستم ایمنی میزبان دارند. اگزوپلی‌ساکاریدها در طول رشد باکتری‌ها از دیواره سلولی ترشح می‌شوند و از پیوندهای گلیکوزیدی تشکیل شده‌اند که پلیمرهای ماکرومولکولی طبیعی را تشکیل می‌دهند. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که اگزوپلی ساکاریدهای حاصل از باکتری های اسیدلاکتیک محرک‌های مؤثری برای تقویت رشد ماهی و سیستم‌های دفاعی آن هستند.هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات اگزوپلی‌ساکارید حاصل از باکتری Lactobacillus plantarum (LP-EPS) بر عملکرد رشد، پارامترهای ایمنی، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، ترکیب فلور میکروبی و میزان اسیدهای چرب زنجیره‌کوتاه در روده سی‌باس آسیایی (Lates calcarifer) را بررسی می کند.روش کار: ماهی‌ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل (بدون افزودن EPS)، تیمار 1 (200 میلی‌گرم EPS در کیلوگرم غذا)، تیمار 2 (400 میلی‌گرم در کیلوگرم) و تیمار 3 (800 میلی‌گرم در کیلوگرم). پس از 60 روز تغذیه، نمونه‌برداری برای ارزیابی پارامترهای مورد نظر انجام شد که شامل فعالیت آنزیمی روده، ترکیب فلور میکروبی، میزان اسیدهای چرب زنجیره‌کوتاه، شاخص‌های ایمنی و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی بود.نتایج: مطالعه حاظر نشان داد که تغذیه با LP-EPS به‌طور معناداری باعث افزایش فعالیت آنزیم‌های ایمنی و آنتی‌اکسیدانی در مقایسه با گروه کنترل شد. همچنین فراوانی باکتری‌های بیماری‌زا در روده کاهش یافته و ترکیب فلور میکروبی به‌طور مثبت تغییر یافت. پنج شاخه باکتری شامل Proteobacteria، Firmicutes، Actinobacteria، Bacteroidetes و Fusobacteriota شناسایی شدند که شاخه Firmicutes بیشترین فراوانی را داشت.نتیجه گیری نهایی: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که استفاده از LP-EPS به‌عنوان مکمل غذایی می‌تواند عملکرد رشد، وضعیت ایمنی و سلامت روده در سی‌باس آسیایی را بهبود بخشد. بنابراین، LP-EPS یک افزودنی امیدوارکننده برای به‌کارگیری در صنعت آبزی‌پروری به منظور ارتقاء سلامت و افزایش بهره‌وری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
