نوع مقاله : انگل شناسی و بیماری های انگلی
نویسندگان
1 دانش آموخته دانشکده دامپزشکی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
3 عضو باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زابل، زابل، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
BACKGROUND: Hydatid cyst, caused by the larval stage of the cestode Echinococcus granulosus (E. granulosus) is one of the most significant zoonotic diseases and a major global public health concern. In endemic regions, this parasite exhibits substantial genetic diversity in its biological characteristics. To date, 10 distinct genotypes of E. granulosus (G1–G10) have been identified. Studies worldwide demonstrate that the genotypic variation and complex nature of E. granulosus influence the parasite’s life cycle, transmission pathways, pathogenicity, antigenicity, immunogenicity, drug response, epidemiology, and disease control strategies.
OBJECTIVES: This study aimed to perform a molecular characterization of bovine hydatid cyst strains collected from a slaughterhouse in Zabol, south of Iran.
METHODS: This study was conducted in the autumn and winter of 2022 on 50 samples with a definitive diagnosis of hydatid cyst collected from a slaughterhouse in Zabol city. DNA was extracted from protoscolices and germinal layers, followed by PCR amplification of the ITS2 gene. The PCR products were then digested with the restriction enzyme HpaII and the samples were sequenced.
RESULTS: The PCR product ITS2 was 750 bp in size and was digested with HpaII restriction enzymes. According to the Restriction fragment length polymorphism analysis, the isolates belonged to a single species named E. granulosus sensu stricto (G1–G3 complex) and sequencing also confirmed the results.
CONCLUSIONS: Based on the determination of parasite genotypes in the region, a sheep transmission pattern is proposed, which can provide the appropriate prevention pattern according to the life cycle of the parasite.
کلیدواژهها [English]
کیست هیداتیک یکی از مهمترین بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان در بسیاری از مناطق دنیا، ازجمله ایران است که توسط مرحله نوزادی سستود اکینوکوکوس گرانولوزوس (Echinococcus Granolusus) ایجاد میگردد. کرم بالغ در روده سگ و سگسانان (میزبان نهایی) استقرار دارد و انسان و دامها که نقش میزبان واسط انگل را دارند با خوردن تخم دفعشده با مدفوع سگ به مرحله لاروی انگل یا کیست هیداتیک مبتلا میشوند. میزبان نهایی زمانی به انگل آلوده میشود که امعا و احشای علفخواران آلوده به کیست هیداتیک را بخورد. این علفخوار میتواند گوسفند، بز، گاو، شتر، خوک یا سایر علفخواران وحشی باشد. انسان بهصورت تصادفی همانند دامها با خوردن آب یا مواد غذایی و سبزیجات که به تخمهای این انگل آلوده باشد یا ازطریق تماس با حیوانات آلوده و یا خاکخواری به این انگل مبتلا میشود. این بیماری در انسان بهدلیل ابتلای اعضای حساس و حیاتی بدن، مانند کبد، ریه و انجام عملهای جراحی و در دام ازنظر غیرقابلمصرف بودن احشای آلوده، موجب خسارات بهداشتی و اقتصادی زیادی میشود (1، 2).
معمولاً در مناطقی که بیماری اندمیک است، ازنظر بیولوژی، تنوع ژنتیکی نسبتاً زیادی در اکینوکوکوس گرانولوزوس وجود دارد (2). مطالعات متعدد ثابت کردهاند در این مناطق، اکینوکوکوس بهصورت کمپلکسی از سویههای مختلف وجود دارد که این تنوع ممکن است بر روی اپیدمیولوژی و بیماریزایی کیست هیداتیک اثر بگذارد (3). اکینوکوکوس گرانولوزوس دارای ۱۰ سویه (G1-G10) است(4، 5) که ۷ سویه آن میتواند انسان را درگیر کند (6). کمپلکس E.granulosus sensu stricto (G1-G3) علاوهبر انسان در گوسفند، گاو، بز، بوفالو، شتر و خوک، ژنوتیپ G4 در اسب و الاغ، ژنوتیپ G5 در گوسفند، بز، گاو، بوفالو، خوک و انسان و کمپلکس E. canadensis (G6–G10) گزارش شده است. این کمپلکس به 2 ژنوتیپ مجزای E. canadensis (G8 , G10) در گوزن و انسان و E. intermedius, (G6 ,G7) در خوک، گاو، گوسفند، بز و انسان تقسیم شده است (7، 8). رایجترین سویه زئونوز انسانی در اکثر کشورها، شامل جنوب و شرق اروپا، شمال و شرق آفریقا، قسمتهایی از آسیا، استرالیا و جنوب آمریکا (آرژانتین) G1 (سویه گوسفندی) است. طبق مطالعات انجامشده در ایران نیز شایعترین سویه گزارششده، سویه G1 است. تاکنون گزارشهایی مبنی بر وجود سویههای G3 و G6 در گوسفندان ایران داده شده است (9).
Haniloo و همکاران در سال ۲۰۱۲ عنوان کردند کیست هیداتیک در گوسفند (٥ تا ٧٢ درصد)، شتر (٤/١١ تا ٧٠ درصد)، گاو (٥/٣ تا ٣٨ درصد) و بز (٧/١ تا ٢٠ درصد) شایع میباشد. همچنین عفونتهای انسانی بهطور مداوم از مناطق مختلف کشور گزارش میشود (10).
این بیماری تأثیر مهمی در سلامت انسان و حیوان دارد؛ همچنین ازنظر ضررهای اقتصادی نیز بسیار بااهمیت است. شواهد نشان میدهند در سالیان اخیر نهتنها از شیوع بیماری در دنیا کاسته نشده، بلکه در بسیاری از کشورها شیوع و شدت بیماری در انسان و حیوانات در حال گسترش است. در ایران آلودگی انسان به این بیماری از نقاط مختلف کشور گزارش شده است (11).
شناسایی مولکولی گونهها و ژنوتیپهای عامل کیست هیداتیک انسان برای اهداف تشخیصی تأییدی، برای درک مسیرهای انتقال انگل و درنهایت برای اجرای برنامههای کنترل هدفمند مهم است (12).
تکنیکهای استفادهشده برای تعیین سویه، شامل تعیین ترادف ژنهای میتوکندری COX1 و NAD1 و آنالیز مناطق ریبوزومال DNA شامل ITS1 و ITS2 بهوسیله RFLP و RAPD و SSCPاست. در حال حاضر برای شناخت سویههای اکینوکوکوس گرانولوزوس علاوهبر خصوصیات ریختشناسی، بیوشیمیایی و زیستی از روشهای مولکولی، بهخصوص روشهایی بر مبنای PCR-RFLPاستفاده میشود. باتوجهبه اهمیتی که ژنهای میتوکندری COX1 و NAD1 در تعیین ژنوتیپ سویههای مولد بیماری کیست هیداتید دارند، برای شناخت اولیه ژنوتیپهای انگل از ژنهای مذکور برای شناسایی بهره گرفته شده است (2، 13). ناحیه ITS از DNA ریبوزومی نیز بهعنوان یک نشانگر ژنتیکی که ابزاری ساده و قدرتمند برای شناسایی دقیق و تمایز سویههای اکینوکوکوس گرانولوزوس فراهم میکند، مطرح شده است (14).
باتوجهبه اینکه تاکنون مطالعهای دررابطهبا شناسایی ژنوتیپهای اکینوکوکوس در گاوها در منطقه زابل انجام نشده است، به همین منظور بررسی و شناسایی ژنوتیپ انگل با استفاده از روش PCR-RFLP مدنظر قرار گرفت.
نمونهگیری: در مطالعه حاضر با مراجعه به کشتارگاه و بررسی دقیق لاشهها تعداد ۵۰ نمونه مثبت (کبد و ریه) ازنظر کیست هیداتیک در پاییز و زمستان سال ۱۴۰۱ جمعآوری گردید. نمونهها با رعایت تمام موارد بهداشتی جمعآوری و در کنار یخ با حفظ شرایط به آزمایشگاه انگلشناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه زابل منتقل شدند. در شرایط آسپتیک با استفاده از سرنگ استریل مایع درون کیستها کشیده و در لولههای آزمایشگاهی خالی شد. لولههای حاوی مایع کیست هیداتیک جمعآوریشده از هر عضو (کبد و ریه) با دور ۸۰۰ بهمدت ۲ دقیقه سانتریفیوژ شدند. سپس مایع رویی دور ریخته شد و باقیمانده تا زمان استخراج DNA در ۲۰- درجه سانتیگراد نگهداری گردید.
در هر عضو امکان وجود کیستهای بارور، استریل و یا کلسیفیه وجود دارد. به کیستی که حاوی مایع بدون پروتواسکولکس باشد، کیست استریل میگویند. باتوجهبه اینکه نمونههای جمعآوریشده از گاوها اکثراً استریل بودند لایه زایای (Germinal Layer) نمونهها هم جهت استخراج DNAجداسازی گردید.
استخراج DNAو آزمایش PCR: محتویات کیستها با سرنگ استریل آسپیره و ازنظر وجود پروتواسکولکس بررسی شدند و در نمونههایی که فاقد پروتواسکولکس بودند، از لایه زایای آنها جهت استخراج DNA استفاده شد. عمل سایش و خرد کردن نمونهها در هاون چینی انجام شد. هضم اولیه نمونه با افزودن بافر لیزکننده و پروتئیناز K انجام شد. استخراج DNA با استفاده از کیتMBST و طبق دستورالعمل کیت صورت گرفت. غلظت DNA استخراجشده توسط اسپکتروفتومتر تعیین و نمونهها تا زمان استفاده در ۲۰- درجه سانتیگراد نگهداری شدند .تکنیک PCR بر روی ژن ITS2 نمونهها، با استناد به روش Gareh و همکاران در سال ۲۰۲۱ (۱۴) و با استفاده از پرایمرهای forward 5'GGTACCGGTGGATCACTCGGCTCG3' و پرایمر reverse 5'GGGATCCTGGTTAGTTTCTTTTCCTCCGC3' انجام شد. برای انجام واکنش زنجیرهای پلیمراز، حجم نهایی واکنش ۲۵ میکرولیتر در نظر گرفته شد که شامل MgCl2 ۵/۱ میلیمولار، DNA الگو ۵/۲ میکرولیتر، ۵/۰ میکرومول از هر پرایمر و ۲۰۰ میکرومولار dNTP Mix میباشد. آغازگرهای استفادهشده در مطالعه حاضر از شرکت پیشگام تهیه شدند. تکثیر قطعه موردنظر براساس الگوی دمایی و با استفاده از دستگاه ترموسایکلر (Eppendorf, Germany) بهترتیب زیر انجام شد:
مرحله اول شامل ۵ دقیقه واسرشت اولیه در دمای ۹۵ درجه سانتیگراد بود. مرحله دوم شامل ۳۰ سیکل و هر سیکل شامل سه گام بود: گام اول دناتوراسیون بهمدت ۳۰ ثانیه در دمای ۹۴ درجه سانتیگراد، گام دوم شامل اتصال آغازگرها بهمدت ۴۵ ثانیه در دمای ۵۶ درجه سانتیگراد، گام سوم شامل گسترش قطعات بهمدت ۴۵ ثانیه در دمای ۷۲ درجه سانتیگراد و مرحله بسط و گسترش نهایی که بهمدت ۵ دقیقه در دمای ۷۲ درجه سانتیگراد انجام شد.
محصولPCR ، بر روی ژل آگارز در بافر EDTA-boric-Tris الکتروفورز شد و پس از رنگآمیزی ژل با اتیدیوم بروماید، تصاویر باندهای DNA توسط دستگاه Documentation UV ثبت شد. در فرایند PCR یک نمونه بهعنوان کنترل منفی (بدونDNA ) و یک نمونه بهعنوان کنترل مثبت (با استفاده از DNA سویه استاندارد) مورد استفاده قرار گرفت.
PCR-RFLP: بعد از تکثیر قطعه ژنی، هضم آنزیمی محصول PCR توسط آنزیم (C/CGG) HpaII (MspI) انجام شد. در این آزمایش ۱۰ میکرولیتر از محصول PCR بهدستآمده، ۱۸ میکرولیتر از آب فاقد نوکلئاز، ۲ میکرولیتر بافر R و 2 میکرولیتر از آنزیم HpaII (MspI) به میکروتیوب انتقال داده شد. حجم کلی واکنش ۳۲ میکرولیتر بود که بهمدت ۶ تا 10 ساعت در ۳۷ درجه سانتیگراد هضم محصول انجام شد. پس از هضم آنزیمی، محصول PCR بر روی آگارز ۲ درصد الکتروفورز گردید.
تعیین توالی نوکلئوتیدی و تجزیهوتحلیل درخت فیلوژنتیک: پس از انجام آزمایشات، ۴ نمونه از محصولاتPCR جدایههای مختلف اکینوکوکوس گرانولوزوس برای تعیین توالی نوکلئوتیدی بهصورت دوطرفه به شرکت پیشگام ارسال گردید. بعد از مشاهده نتایج، توالی موردنظر ازطریق نرمافزار distance new به دست آمد. توالیهای نوکلئوتیدی بهدستآمده با نرمافزار Blast همردیفسازی شد و با سایر توالیهای موجود در بانک ژن مورد مقایسه قرار گرفت.
در مطالعه حاضر، برای رسم درخت فیلوژنتیکی توالی نوکلئوتیدی موردبررسی و سایر توالیهای موجود در بانک ژن از روش neighbor-joining استفاده شد و تجزیهوتحلیل تکاملی در نرمافزار MEGA X انجام شد (15، 16).
نتایج استخراجDNA: استخراج DNA از تمام نمونههای کیست هیداتیک ریه و کبد با استفاده از کیت MBST (MBST, Tehran, Iran) طبق دستورالعمل شرکت سازنده با موفقیت انجام گرفت.
نتایج واکنشPCR: قطعه تکثیرشده ناحیهITS2 به روش PCR با پرایمرهای اختصاصی روش Gareh و همکاران در سال ۲۰۲۱ (14) واجد باند ۷۵۰ جفت باز بودند. بعد از انجامPCR ، محصول واکنش همراه با کنترل مثبت و منفی در چاهکهای ژل ۱ درصد قرار گرفتند و سپس الکتروفورز شدند. نتایج مربوط به نمونهها در تصویر 1 قابلمشاهده است.
نتایج حاصل از هضم آنزیمی: محصولهای PCR توسط آنزیم HpaII طی واکنش PCR-RFLP مورد هضم آنزیمی قرار گرفتند. محل برش این آنزیم C/GCC است، بنابراین براساس تعداد بازهای CGCC در قطعه تکثیرشده در واکنش PCR الگوی هضم آن بر روی محصول روی ژل مشاهده شد (تصویر ۲). الگوهای قطعات بهدستآمده از محصول PCR ناحیهITS2-rDNA بعد از برش توسط آنزیم HpaII نشان داد تمام نمونهها منطبق با E. granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) میباشند، بهطوریکه با آنزیم برشدهندهHpaII قطعاتی با اندازههای حدود ۳۹۰ و ۳۶۰ جفت باز ایجاد شد (تصویر ٢). بنابراین براساس الگوی PCR-RFLP بهدستآمده و باتوجهبه تقسیمبندی پیشنهادی اکینوکوکوس گرانولوزوس توسطNakao و همکاران در سال ۲۰۰۷ و Moks و همکاران در سال ۲۰۰۸ (5، 17) نمونههای موردمطالعه بهعنوانE. granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) شناسایی شدند.
نتایج تعیین توالی نوکلئوتیدی و تجزیه وتحلیل دادهها: نتایج بهدستآمده با اطلاعات موجود در بانک جهانی ژن که از جدایههای اکینوکوکوس گرانولوزوس شامل ژنوتیپG1 ثبت شده است، با استفاده از ابزار بلاست مقایسه گردید. آنالیز توالیهای بهدستآمده، نشان داد همه آنها واجد یک الگو میباشند. بررسی همردیفی توالیهای بهدستآمده در مطالعه حاضر با توالیهای ژن ITS2 ثبتشده در بانک ژنی و بررسی ماتریس فاصله برای مطالعه حاضر نشان داد توالی بهدستآمده تا ۹۶ درصد به توالیهای G1 بهدستآمده از سایت شباهت داشت که این نتایج تأییدی بر دقت و صحت توالییابی میباشد.
نتایج تحلیل درخت فیلوژنتیک: در مطالعه حاضر برای رسم درخت فیلوژنتیکی توالی نوکلئوتیدی موردبررسی از روش neighbor-joining method با بوت استراپ ۱۰۰۰ استفاده شد (تصویر ۳). همانطور که در تصویر ۳ مشاهده میگردد درخت فیلوژنتیک رسمشده براساس توالی ژنITS2 از نمونههای مختلف اکینوکوکوس گرانولوزوس روابط تکاملی میان این توالیها را بهخوبی نشان میدهد. توالیها در خوشهای شامل ژنوتیپG1 است که شایعترین ژنوتیپ در بین گونههای انسانی و دامی در مناطق مختلف جغرافیایی است. بررسی فیلوژنتیکی ژن اکینوکوکوس گرانولوزوس نشان داد نمونه موردنظر در مطالعه حاضر نزدیکترین خویشاوندی را با ژنوتیپ G1 عراق داشت. توالی مطالعه حاضر در Gen Bankبا کد PV544216 ثبت شده است.
باتوجهبه تنوع درونگونهای اکینوکوکوس گرانولوزوس اکتفا کردن به اطلاعات بهدستآمده از شاخصهای ریختشناسی جهت تمایز سویه و گونه، قابلاعتماد نیست؛ بنابراین تلفیقی از روشهای ریختشناسی و مولکولی با هم میتواند اطلاعات جامعتری را دررابطهبا شناسایی تنوع در سویههای اکینوکوکوس گرانولوزوس فراهم کند. برای مطالعه ژنوتیپهای اکینوکوکوس گرانولوزوس از روشهای مولکولی بهویژه روشهای مبتنی بر PCR-RFLP استفاده میگردد که از کیفیت و کمیت مناسبی برای تهیه محصولات PCR برخوردار است (18). باتوجهبه اهمیت ژنهای میتوکندری COX1 و NAD1 در تعیین ژنوتیپ سویههای مولد بیماری کیست هیداتیک، برای شناخت اولیه ژنوتیپهای انگل از ژنهای مذکور بهره گرفته شده است (2، 13) در مطالعه Gareh و همکاران در سال ۲۰۲۱ ناحیه ITS از DNA ریبوزومی بهعنوان یک نشانگر ژنتیکی که روشی ساده برای شناسایی دقیق و تمایز سویههای اکینوکوکوس گرانولوزوس فراهم میکند، مطرح شده است (14). بررسی مطالعات انجامشده نشان میدهد ژنوتیپ G1 شایعترین علت ایجادکننده کیست هیداتیک انسانی در دنیا محسوب میشود (19).
ازآنجاییکه اطلاعات کمی درمورد خصوصیات ژنتیکی E. granulosus در زابل وجود دارد، شناسایی ژنوتیپ انگل در گاوهای منطقه مدنظر قرار گرفت. روش مولکولی مورداستفاده در مطالعه حاضر، روش PCR- RFLP روی قطعه ITS2 با استفاده از یک آنزیم اندونوکلئاز محدودکننده ((HpaII بود. این آنزیم قادر به تفریق اغلب سویههای اکینوکوکوس گرانولوزوس از یکدیگر میباشد. نتیجه مطالعه نشاندهنده وجود E. granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) در گاوهای این منطقه میباشد.
درخت فیلوژنتیک رسمشده براساس توالی ژنITS2 از نمونههای مختلف اکینوکوکوس گرانولوزوس (تصویر ۳)، روابط تکاملی میان این توالیها را بهخوبی نشان میدهد. توالیها در خوشهای شامل ژنوتیپ G1 قرار میگیرد که شایعترین ژنوتیپ در بین گونههای انسانی و دامی در مناطق مختلف جغرافیایی است (19). این نکته میتواند در مطالعات اپیدمیولوژیک و تکمیلی حائز اهمیت باشد.
در مطالعه Matini و همکاران در سال ۲۰۱۸ در همدان برای شناسایی ژنتیکی ایزولههای اکینوکوکوس گرانولوزوس، درمجموع ۷۴ نمونه دامی شامل ۶۹ گوسفند، ۳ گاو و ۲ بز و ۹ کیست هیداتید انسانی با روش PCR- RFLP بر روی ژن ITS1 و با آنزیمهای RsaI, HpaII, AluI, TaqΙ مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت پس از تعیین توالی نمونهها E. granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) گزارش شد (20) که با نتیجه مطالعه حاضر مطابقت دارد. همچنین در مطالعه Dousti و همکاران در سال ۲۰۱۳ در ایلام، برای شناسایی ژنوتیپهای کیست هیداتید بر روی ۳۴ نمونه حیوانی و انسانی با روش PCR- RFLP بر روی ژن ITS1 و با آنزیمهای RsaI, HpaII, AluI, TaqΙ نتیجه مشابه با مطالعه حاضر به دست آمده است (21).
در مطالعه Jamali و همکاران در سال ۲۰۰۴ در تبریز با جمعآوری ۲۰ نمونه کیست هیداتیک گاوی و انجام PCR- RFLP با 2 آنزیمRsaI و HpaII سویههای موجود در آنها راG1 تشخیص دادند (18).
در مطالعه Gholami و همکاران در سال ۲۰۰۹ که در شهر ساری بر روی پروتواسکولکسهای کیست هیداتیک بارور گاو با روش PCR-RFLP بر روی ژن ITS1 و هضم آنزیمی با آنزیمهای تجزیهکننده اندونوکلئازیAllspl, EcoR 1,Hhal,atq1 انجام شده بود، تنها ژنوتیپG1 گزارش گردید (11).
در مطالعه Haniloo و همکاران در سال ۲۰۱۲ جهت شناسایی ژنوتیپهای کیست هیداتیک در ۷۷ نمونه اخذشده از گاو و گوسفند و ۹ نمونه انسانی در استان زنجان، از روش PCR-RFLP استفاده شد. الگوهای قطعات بهدستآمده از محصول PCR ناحیه ITS1 بعد از برش با آنزیمهایAlu1، Rsa1، Msp1 وTaq1 نشان داد تمام نمونهها منطبق با ژنوتیپG1 یا همان ژنوتیپ شایع گوسفندی میباشند (10).
Yakhchali و همکاران در سال 2013 در استان آذربایجانغربی در کیستهای جداشده از گاو با استفاده از روش PCR-RFLP بر روی NAD1 سویه G1 را گزارش نمودهاند (22).
در مطالعه اولیهای توسط Zhangو همکاران در سال ۱۹۹۸ در مناطق مختلف ایران، از ۴ ایزوله کیست هیداتیک گاوی با تعیین توالی COX1 وNAD1 2 سویهG1 (گوسفندی) و G6 (شتری) شناسایی شد (23). Harandi و همکاران در سال ۲۰۰۲ نیز در مطالعاتی که در مناطق مختلف ایران بر روی ۳۲ نمونه جمعآوریشده گاوی با روشPCR-RFLP انجام دادند وجود 2 سویه گوسفندی و شتری را تأیید کردند (24).
Shahnazi و همکاران در سال ۲۰۱۱ در اصفهان با انجام تکنیکPCR-RFLP ژن ITS1 نمونههای کیست هیداتید گاوی و انجام تعیین توالی 2 ژن COX1 و NAD1 ، 2 ژنوتیپ G1 و G6 را تشخیص دادند (25).
در مطالعه Sharbatkhori و همکاران نیز در سال ۲۰۱۰ در نواحی مختلف ایران بر روی ۱۱۲ نمونه کیست هیداتیک از دامهای مختلف با انجام روش PCR-RFLP ژن ITS1 ژنوتیپهای G1 و G6 گزارش شد (19).
در سال ۲۰۰۹ تکنیک (SSCP) single-strand conformation polymorphism بر روی ۳۰ ایزوله گرفتهشده از گاو در مناطق مختلف ایران، 2 ژن COX1 و NAD1 از ژنوم میتوکندری تعیین سویه شد. نتایج این مطالعه نشان داد ۱۰۰ درصد نمونههای گاوی متعلق به ژنوتیپ G3- G1بودند (26).
Hajialilo و همکاران در سال ۲۰۱۲ با مطالعه کیستهای جداشده از دامهای مختلف در استان کرمان با روش PCR ژنهای COX1 و NAD1 سویههای G1 را در گوسفند، گاو، شتر، بز و G3 را از گاو، گوسفند و شتر جدا کردند و درمورد نمونه انسانی سویه G6 را گزارش کردند (27).
Fallahizadeh و همکاران در سال ۲۰۱۹ در کیستهای جداشده از گاومیش، گاو، بز و گوسفند از کشتارگاه شهرستان شوش با روش PCR-RFLP بر روی قطعه ژنی ITS1، بعد از برش با آنزیمهای Alu1، Rsa1، HpaII وTaq1 ، کمپلکس E. granulosus sensu stricto (G1- G3) را در این نمونهها گزارش کردند (28).
در مطالعه Hedayati و همکاران در سال ۲۰۱۹ در بررسی مولکولی ژنوتیپ کیست هیداتیک انسانی در مازندران با استفاده از ژنهای NAD1، سویههای G1، G2و G3 شناسایی شد (29).
Shahbazi و همکاران در سال ۲۰۲۰ در تعیین ژنوتیپ کیستهای هیداتیک انسانی تازه و پارافینهشده با استفاده از ژنهای COX1 و NAD1 در استان همدان، سویههای G1 و G3 را گزارش کردند (30).
در مطالعه Arabloo و همکاران در سال ۲۰۲۵ در شهرستان قزوین، با بررسی ژنهای COX1 و NAD1 در ۸۰ نمونه کیست هیداتیک جداشده از انسان و گاو، گوسفند و بز، سویههای G1 (۵/۹۷ درصد) و G3 (۵/۲ درصد) را گزارش کردند (31).
همانطور که از نتایج مطالعات صورتگرفته پیداست، ژنوتیپ G1 بهعنوان ژنوتیپ غالب و اصلی در آلوده کردن گاوها نقش دارد و به دنبال آن ژنوتیپ G6 و G3 گزارش شده است. در مطالعات پیشین انجامگرفته در سایر نقاط دنیا نیز از ژنوتیپ G1 بهعنوان ژنوتیپ غالب یاد شده و آلودگی با سایر ژنوتیپها به میزان کمتری صورت گرفته است.
Utuk و همکاران در سال ۲۰۰۸ در ترکیه از ۷ کیست هیداتیک گاوی با انجام روشPCR-RFLP روی قطعه ژنی ITS1 ژنوتیپG1 را گزارش کردند (32). Andresiuk و همکاران در سال ۲۰۰۹ در مطالعهای بر روی ۳۲ نمونه گاوی از اسپانیا و ۲۲ نمونه گاوی از آرژانتین با روش PCR ، ژنوتیپ G1 را جدا کردند (33).
Dinkel و همکاران در سال ۲۰۰۴ در آفریقا ۶ مورد کیستهای گاوی را توسط تکنیک semi-nested PCR مورد آزمایش قرار دادند که ۴ کیست ژنوتیپ G6/G7 و 2 مورد ژنوتیپ G5 را داشتند (34). Busi و همکاران در سال ۲۰۰۷ در ایتالیا با مطالعه بر روی ۱۵ کیست هیداتیک گاوی ژنوتیپهایG1 و G3 را گزارش کردند (35). در مطالعه Vuralو همکاران در سال ۲۰۰۸ در ترکیه بر روی کیستهای جداشده از ۱۲ گاو با روشsemi –nested PCR ، ژنوتیپ G1 را از ۹ گاو و ژنوتیپ G3 را از ٣ گاو جدا کردند (36). Radو همکاران در سال ۲۰۱۰ در تونس ۵ کیست گاوی را با تعیین توالی ژن COX1 مورد بررسی قرار دادند و ژنوتیپ G3 را شناسایی کردند (37).
باتوجهبه اینکه گونه غالب در گاوهای منطقه زابل E. granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) است، محتملترین چرخه زندگی انگل، چرخه زندگی سگ ـ گوسفند است. در مناطقی که گوسفندان با سایر دامهای اهلی نگهداری میشوند، انسان هم بهعلت تماس با میزبان نهایی گوشتخوار در معرض آلودگی با ژنوتیپ گوسفندی قرار میگیرد (20). باتوجهبه اهمیت بهداشتی و اقتصادی این بیماری، لازم است اقدامات مؤثری در کنترل بیماری صورت گیرد.
نتیجهگیری نهایی: مطالعه حاضر درواقع یک اقدام اولیه برای تشخیص ژنوتیپهایE.granulosus در زابل بود. باتوجهبه یافتههای مطالعه حاضر E.granulosus sensu stricto (G1- G3 complex) بهعنوان ژنوتیپ غالب و اصلی در آلوده کردن گاوهای منطقه نقش دارد. ازآنجاییکه طراحی یک استراتژی مناسب برای کنترل آلودگی مستلزم درک خوب چرخه انتقال در هر منطقه است، اطلاعات کسبشده در هنگام اجرای برنامههای کنترل این بیماری مشترک انسان و حیوان میتواند مفید واقع شود؛ بنابراین مطالعات ژنتیکی بیشتری برای تعیین دقیق ژنوتیپهای E.granulosus در منطقه و در سطح استان نیاز است.
کلیه مراحل انجام مطالعه حاضر در کمیته تحقیقات اخلاق دانشگاه زابل با کد: IR.UOZ.REC.1403.025 تأیید شد.
از دانشکده دامپزشکی دانشگاه زابل جهت حمایت و پشتیبانی در انجام مطالعه حاضر تشکر میشود.
تعارض منافع
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.