Document Type : Large Animal Health Management
Authors
1 Department of Animal Virology, Research and Diagnosis, Razi Vaccine and Serum Research Institute (AREEO), Karaj, Iran
2 Veterinary Organization, Qazvin Province, Qazvin, Iran
3 Razi Vaccine and Serum Research Institute (AREEO), Shiraz, Iran
4 Department of Epidemiology and clinical trial, Razi Vaccine and Serum Research Institute (AREEO), Karaj, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
پستی ویروسها و ویروسهای زبان آبی و آکابان از عوامل مهم بیماریزای نشخوارکنندگان با انتشار جهانی میباشند. این ویروسها علاوهبر عوارض بالینی و تحت بالینی متعدد سیستمیک، همچنین موجب ناباروری، مرگ زودرس جنین، سقط، مردهزایی، عوارض جنینی و نوزادی و پیامدهای زیانبار اقتصادی ناشی از آنها میگردند (1-3).
پستی ویروسها (Pestiviruses) در جنس پستی ویروس ((Pestivirus و خانواده فلاوی ویریده (Flaviviridae) طبقهبندی میشوند و از عوامل مهم بیماریزای نشخوارکنندگان و خوک میباشند و موجب خسارات اقتصادی سنگین در دامداریهای سنتی و صنعتی میشوند. عوارض ناشی از این ویروسها میتواند بهصورت حاد با تظاهرات شدید تنفسی، گوارشی، ضایعات مخاطی، سندرمهای خونریزی، ناباروری، سقط و عوارض جنینی تا تضعیف سیستم ایمنی و بدون علائم درمانگاهی بروز نماید. پستی ویروسها ازنظر قابلیت ایجاد ضایعه بر روی کشت سلول به دو گروه ایجادکننده ضایعه (CP) Cytopathic و عدم توانایی در ایجاد ضایعه (NCP) Non-Cytopathic تقسیمبندی میشوند. سویهها NCP فراوانی بیشتری نسبت به سویههای CP دارند و آلودگی با آنها در مراحل ابتدایی آبستنی با ایجاد پدیده تحمل ایمنی (Immune tolerance) در جنین موجب تولد نوزادان با آلودگی پایدار Persistently infected (PI) میشود. دامهای PIازنظر سرمی منفی میباشند، مادامالعمر ویروس را با عیار بالا دفع میکنند، عامل بقای ویروس در طبیعت میباشند و درنتیجه موجب اختلال در برنامههای کنترلی و ریشهکنی علیه ویروس میگردند. پستی ویروسها شامل ویروسهای اسهال ویروسی گاوان (Bovine viral diarrhea) مرزی یا بوردر (Border) و تب کلاسیک خوک (Classical swine fever) میشوند (4).
ویروسهای اسهال ویروسی گاوان (BVD) و بوردر (Border) از مهمترین عوامل بیماریزای گاو، گوسفند و بز به شمار میروند. این ویروسها قابلیت انتقال بینگونهای در جمعیت نشخوارکنندگان وحشی و اهلی را دارند و هریک از آنها انتشار جهانی دارند. بیماری BVDدر فهرست بیماریهای اخطارکردنی سازمان جهانی بهداشت دام World Organization for Animal Health (WOAH) قرار دارد (5-7). مطالعات مبتنی بر فرا تحلیل(Meta-analysis) ، میزان شیوع ویروس BVD در مناطق مختلف جغرافیایی جهان را بسیار متغیر تعیین نمودهاند و دلایلی برای این تفاوتها مطرح کردهاند که از آن جمله میتوان به میزان درآمد کشورها و درنتیجه سطح بهداشت و چگونگی اعمال سیاستهای پیشگیرانه تا وجود فاکتورهای خطر مرتبط با مدیریت، تیپ ویروس، نوع و سن دامهای در معرض خطر و نوع آزمایشات تشخیصی مورداستفاده اشاره کرد (8-10). همچنین بررسیهای انجامشده بر روی ویروس بوردر نشاندهنده انتشار جغرافیایی ژنوتیپهای ویروس در مناطق مختلف جغرافیایی جهان است (6، 11). مطالعات انجامشده در ایران نیز مبین شیوع بالای عوامل فوق در جمعیت گاو، گوسفند و بز و ارتباط آنها با سندرمهای بالینی مختلف، ازجمله سقط و عوارض جنینی میباشند (12-18).
ویروس زبان آبی (Bluetongue) که در جنس (Orbivirus) از خانواده (Reoviridae) قرار دارد، یکی دیگر از عوامل ویروسی مهم بیماریزای نشخوارکنندگان است که توسط حشرات خانواده کولیکوئیدس (Culicoides spp.) بین گونههای میزبانی حساس، اعم از اهلی و وحشی منتقل میشود. بیماری زبان آبی نیز در فهرست بیماریهای اخطارکردنی سازمان جهانی بهداشت دام (WOAH) قرار دارد. تظاهرات بالینی ویروس تحت تأثیر سویه ویروس، ژنتیک دام و عوامل محیطی بسیار متغیر است و میتواند از شکل تحت بالینی تا بیماری شدید و مرگ با درصد بالا، بهویژه در گوسفند، متفاوت باشد. همچنین ویروس در مواردی موجب سقط و جنینهای ناقصالخلقه در دامهای آبستن میگردد. ویروس عامل بیماری دارای سروتیپهای متعددی است که میزان بیماریزایی و انتشار جغرافیایی هریک از سروتیپها و همچنین خنثیکنندگی آنها علیه یکدیگر بسیار متفاوت میباشد. تاکنون 29 سروتیپ از این ویروس در مناطق آنزئوتیک جهان شناسایی گردیده که تفاوتهای ژنتیکی و آنتیژنیکی درون هریک از سروتیپها نیز قابلتوجه است (2، 19). اگرچه به نظر میرسد رخداد موارد درمانگاهی در کشور ما محدود باشد، لیکن مطالعات سرو اپیدمیولوژیک انجامشده بیانگر شیوع بالای ویروس در جمعیت دامی حساس کشور میباشد (20) که عوارض آن میتواند بهصورت تحت درمانگاهی، کاهش تولید و احیاناً سقط و جنینهای ناقصالخلقه بروز نماید (17-21).
ویروس آکابان (Akabane) همچنین از عوامل مسبب سقط و جنینهای ناقصالخلقه در نشخوارکنندگان است که غیر از قاره آمریکا در سایر نقاط جهان گسترش دارد. ویروس در جنس اورتوبونیاویروس (Orthobunyavirus) و خانواده پری بونیاویریده (Peribunyaviridae) قرار دارد و ازنظر سرمی در گروه سیمبو (Simbu Serogroup) طبقهبندی میشود. ویروس توسط حشرات بین گونههای دامی حساس منتقل میگردد (22). براساس شواهد موجود، ویروس آکابان بهصورت آنزئوتیک در شرق آسیا، استرالیا، خاورمیانه و آفریقا انتشار دارد و بهطور اختصاصی موارد متعددی از رخداد اپیزئوتیک آنسفالیت ناشی از ویروس در گاو همراه با شیوع سرمی بالا در جمعیت حساس دامی کشورهای شرق آسیا ثبت شده است (23). همچنین شواهد سرمی، بالینی، کالبدگشایی و اپیزئوتیولوژی دلالت بر حضور ویروس و عوارض ناشی از آن در ایران دارد (17، 24-30).
باتوجهبه اهمیت ویروسهای فوق در ایجاد عوارض بالینی و تحت بالینی در نشخوارکنندگان که موجب کاهش تولید و زیان اقتصادی برای دامدار و نهایتاً اقتصاد ملی میگردند، ضرورت برنامهریزی جهت پیشگیری و کنترل آنها اجتنابناپذیر میباشد. بدیهی است ارائه و اجرای موفق برنامههای پیشگیرانه، مبتنی بر دادههای درست اپیزئوتیولوی بهویژه میزان شیوع هریک از این ویروسها در کشور میباشد. در این راستا مطالعه حاضر بهصورت مقطعی (Cross sectional) با هدف تعیین میزان شیوع همزمان ویروسهای فوق و ارتباط آنها با فاکتورهای خطر شامل نوع، جنس وسن دامهای موردمطالعه و شرایط پرورش (سنتی یا صنعتی) در دامهای اهلی حساس (گاو، گوسفند و بز) استان قزوین بهعنوان یکی از مناطق پررونق دامپروری در کشور طراحی و اجرا گردید. امید است این نتایج در تهیه و ارائه برنامههای پیشگیری و کنترل مورد توجه قرار گیرد.
مختصات استان قزوین: استان قزوین با مساحتی معادل 15595 کیلومتر مربع در حوزه مرکزی ایران بین 48 درجه و 44 دقیقه تا 50 درجه و 53 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 23 دقیقه تا 36 درجه و 49 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. براساس آخرین وضعیت تقسیمات کشوری در پایان سال 1400، دارای 6 شهرستان (قزوین، تاکستان، بوئین زهرا، آبیک، البرز و آوج)، 28 شهر، 19 بخش، 46 دهستان و 1151 آبادی میباشد که شهرستانهای قزوین و بوئینزهرا بهترتیب وسیعترین شهرستانهای استان میباشند. استان قزوین در شمال کشور ایران و در ارتفاع 1278 متری از سطح دریا واقع شده است. میانگین بارش سالیانه استان حدود 285 میلیمتر است. استان قزوین دارای اقلیم نیمهخشک است. در تابستانها هوا گرم و خشک بوده و دمای روزانه میتواند به بیش از 35 درجه سانتیگراد برسد. در زمستان نیز هوا سرد و خشک و دمای شبانه ممکن است به زیر صفر درجه سانتیگراد کاهش یابد.
مجموع جمعیت دامی استان بالغ بر 1404316 رأس شامل 218649 رأس دام سنگین و 1185667 رأس دام سبک میشود که در حدود 845 واحد اپیدمیولوژیک صنعتی و روستایی قرار دارند. استان قزوین با دارا بودن حدود 576 واحد گاوداری صنعتی شیری و پرواری از استانهای مهم کشور در تولید شیر و گوشت میباشد. همچنین استان دارای تعداد قابلملاحظهای از دامهای عشایری و کوچرو سبک و سنگین به سایر استانهای کشور میباشد.
نمونهبرداری: مطالعه حاضر بهصورت مقطعی (Cross sectional) طی شهریور و مهر ماه سال 1402 در واحدهای روستایی و صنعتی پرورش گاو و گوسفند و بز شهرستانهای قزوین، البرز، بوئینزهرا، تاکستان و آوج انجام گرفت. جهت تعیین حجم نمونه از میزان شیوع سرمی ویروسهای فوق که در مطالعات مشابه ذیل در کشور محاسبه شده بود، استفاده شد. میزان شیوع سرمی ویروس آکابان در جمعیت گوسفند و بز در استان فارس براساس مطالعه Manavian و همکاران (28) در سال 2023، 4/15 درصد ارزیابی گردید. میزان شیوع ویروس زبان آبی در جمعیت دامی حساس (گاو، گوسفند و بز) ایران در مطالعه Bakhshesh و همکاران (20) در سال 2020، 13/56 درصد و براساس مطالعه Kavoosi و همکاران (31) در سال 2018، میزان شیوع سرمی پستی ویروس در جمعیت گوسفند و بز استان خراسان رضوی 9/75 درصد برآورد گردید. برایناساس حجم نمونه موردنظر جهت انجام مطالعه با در نظر گرفتن حداقل شیوع 15 درصد، سطح اطمینان 95 درصد و دقت 05/0 محاسبه گردید. نمونهبرداری در 30 واحد اپیدمیولوژیک و بهصورت کاملاً تصادفی (Simple random sampling) انجام شد و سپس در هر واحد نیز 10 رأس دام بهصورت کاملاً تصادفی مورد نمونهبرداری قرار گرفتند. بهعلت محدودیت ایجادشده توسط صاحبان 2 گاوداری صنعتی، در هریک از این گاوداریها 5 رأس گاو مورد نمونهبرداری قرار گرفتند.
همزمان با نمونهبرداری، اطلاعات مربوط به واحد و دامهای مورد نمونهبرداری شامل نوع، سن و جنس آنها اخذ و در پرسشنامه مخصوص وارد گردید. در مطالعه حاضر درمجموع از تعداد 290 رأس دام (170 رأس گاو، 108 رأس گوسفند و 12 رأس بز) در 30 واحد اپیدمیولوژیک شامل 210 واحد دامداری روستایی و 80 واحد دامداری صنعتی نمونهبرداری شد. دامهای نمونهبرداریشده شامل 47 رأس دام نر و 243 رأس ماده بودند و مجموعاً 42 رأس دام کمتر از 1 سال، 126 رأس بین 1 تا 2 سال و 122 رأس بیشتر از 2 سال سن داشتند.
نمونهگیری از دامها با استفاده از لولههای ونوجکت (Venoject) خلأدار حاوی ماده منعقدکننده (Clot activator) انجام شد. بهمنظور جداسازی سرم، نمونههای خون پس از انعقاد کامل در 3000 دور در دقیقه بهمدت 10 دقیقه سانتریفیوژ گردید. نمونههای سرم تا هنگام آزمایش الایزا در دمای 20- سانتیگراد نگهداری گردیدند.
آزمون الایزای رقابتی بر روی نمونههای سرم: نمونههای سرم با استفاده از کیتهای تجاری الایزای رقابتی (Competitive) بهصورت جداگانه ازنظر وجود آنتیبادی علیه پستی ویروسها، زبان آبی و آکابان به شرح زیر طبق دستورالعمل شرکت سازنده مورد آزمایش قرار گرفتند.
وجود آنتیبادی اختصاصی علیه پستی ویروسها با استفاده از کیت الایزای رقابتی ID Screen® BVD p80 Antibody Competition ساخت شرکت ID.Vet کشور فرانسه که آنتیبادی موجود در سرم نشخوارکنندگان علیه پروتئین p80-125 (anti-NSP2-3) پستی ویروسهای BVDو Border را تشخیص میدهد، مورد آزمایش قرار گرفت.
وجود آنتیبادیهای اختصاصی علیه ویروسهای زبان آبی با استفاده از کیت الایزای رقابتی Bluetongue Virus (BTV)VP7 Antibody Test Kit محصول شرکت IDEXXساخت کشور فرانسه انجام شد. این کیت آنتیبادیهای موجود در سرم انواع دامها بر ضدآنتیژن اختصاصی پروتئین VP7 را که در تمام سروتیپهای ویروس زبان آبی مشترک میباشد تشخیص میدهد. همچنین وجود آنتیبادیهای اختصاصی علیه پیکره کامل ویروس آکابان با استفاده از کیت الایزای رقابتی ID Screen® Akabane Competition Antibody ساخت شرکت ID.Vetکشور فرانسه که اختصاصاً آنتیبادی موجود در سرم نشخوارکنندگان را علیه ویروس آکابان تشخیص میدهد، مورد تأیید قرار گرفت.
محاسبات آماری: جهت جمعآوری دادهها و تجزیهوتحلیل آن، پس از انجام آزمایشات، اطلاعات مربوط به واحدهای پرورشی و نمونهبرداری که ازطریق پرسشنامه جمعآوری شده بود همراه با نتیجه آزمایشات در فرم اکسل ثبت شده و برای تحلیل به نرمافزار SPSS نسخه 26 منتقل و تحلیل دادهها انجام شد. متغیرهای کیفی و رتبهای برحسب نوع متغیر بهصورت کمی کدگذاری شده و سپس کدهای مربوطه در نرمافزار SPSS تعریف شده تا تجزیهوتحلیل آن راحتتر صورت گیرد.
جهت توصیف دادههای کمی، فراوانی و فراوانی نسبی (میزان شیوع سرمی) هریک از عوامل ویروسی برحسب نوع دام و شهرستان بیان شد. علاوهبر برآورد شیوع هریک از عوامل، فاصله اطمینان هریک نیز با ضریب اطمینان 95 درصد بیان گردید. جهت تعیین ارتباط بین میزان شیوع با سایر عوامل خطر، مانند نوع دام، سن، جنس و نوع واحد (سنتی یا صنعتی) در دو سطح فردی و واحد اپیدمیولوژیک، آنالیز تکمتغیره با استفاده از آنالیز رگرسیون لجستیک تکمتغیره انجام گرفت. سپس متغیرهایی که در آنالیز اخیر معنیدار شدند، مورد آنالیز رگرسیون چندمتغیره قرار گرفتند. در تمام محاسبات انجامشده، ارزش 05/0P< بهعنوان سطح معنیداری آماری در نظر گرفته شد.
از 30 واحد اپیدمیولوژیک استان قزوین که در مطالعه حاضر مورد نمونهبرداری قرار گرفتند، 29 واحد (67/96درصد) دارای دامهای سرم مثبت علیه پستی ویروسها، 13 واحد (33/43 درصد) دارای دامهای سرم مثبت علیه ویروس زبان آبی و 5 واحد (66/16 درصد) دارای موارد مثبت سرمی علیه ویروس آکابان بودند (جدول 1). از مجموع 290 رأس دام نمونهبرداریشده، 165 رأس (89/56 درصد) واجد آنتیبادی علیه پستی ویروسها، 55 رأس (97/18 درصد) واجد آنتیبادی علیه ویروسهای زبان آبی و 12 رأس (14/4 درصد) واجد آنتیبادی علیه ویروس آکابان مثبت تشخیص داده شدند (نمودار 1).
تعداد واحدهای نمونهبرداریشده و تعداد واحدهای دارای دام سرم مثبت علیه ویروسهای آکابان، زبان آبی و پستی ویروسها به تفکیک شهرستانهای موردنمونهبرداری در جدول 1 قابل مشاهده است. همچنین تعداد دامهای نمونهبرداریشده و تعداد دامهای مثبت سرمی ازنظر هریک از ویروسهای فوق به تفکیک واحدهای نمونهبرداریشده در جدول 1 قابلمشاهده است.
شیوع سرمی پستی ویروسها در جمعیت گاو 06/67، گوسفند 6/42 و بز 7/41 درصد ارزیابی گردید که گاو 74/2 برابر شانس بیشتری برای عفونت با این ویروسها نسبت به گوسفند نشان داد. همچنین دامهای با سن بیشتر از 2 سال 61/2 برابر شانس بیشتری نسبت به دامهای کمتر از 1 سال و دامهای نگهداریشده در دامداریهای صنعتی 57/3 برابر شانس بیشتری نسبت به دامهای نگهداریشده در دامداریهای سنتی برای عفونت پستی ویروسها داشتند، اما جنسیت دامها تأثیری در ابتلا به این عفونت نداشت (جدول 2). در آنالیز رگرسیون چندمتغیره نوع گاو در مقایسه با گوسفند، 88/1 برابر شانس بیشتری برای آلودگی با پستی ویروسها داشت (032/0P<).
میزان شیوع سرمی ویروسهای زبان آبی در جمعیت موردمطالعه گاو 12/41، گوسفند 74/40 و بز 33/ 33 درصد محاسبه شد و خطر ابتلا گاو به این عفونت بهطور قابلملاحظهای پایینتر (06/0) از گوسفند ارزیابی گردید. همچنین خطر ابتلا دامهای نگهداریشده در دامداریهای صنعتی به ویروس بهطور معنیدار کمتر (04/0) از دامهای نگهداریشده در دامداریهای سنتی برآورد گردید. دامهای با سن 1 تا 2 سال خطر 84/3 برابری مواجهه با ویروس نسبت به دامهای کمتر از 1 سال داشتند، اما خطر ابتلا به این عفونت در دامهای بیشتر از 2 سال به میزان 23/0 کاهش یافت. جنسیت دامها تأثیری در ابتلا به این عفونت نداشت (جدول 3). در آنالیز رگرسیون چندمتغیره تأثیر هیچیک از عوامل خطر فوق بر خطر ابتلا به ویروس زبان آبی معنیدار ارزیابی نگردید.
میزان شیوع سرمی ویروس آکابان در جمعیت موردمطالعه گاو 77/1، گوسفند 4/7 و بز 3/8 درصد ارزیابی گردید که گاو بهطور معنیدار شانس کمتری (23/0) نسبت به گوسفند برای ابتلا به این عفونت نشان داد. سایر فاکتورهای خطر شامل سن، جنس دامها و نوع دامداری (سنتی یا صنعتی) تأثیری در ابتلا آنها به این عفونت نداشتند (جدول 4). در آنالیز رگرسیون چندمتغیره، تأثیر هیچیک از عوامل خطر فوق بر خطر ابتلا به ویروس آکابان معنیدار ارزیابی نگردید.
پستی ویروسها و ویروسهای زبان آبی و آکابان از عوامل بیماریزای شایع و مهم نشخوارکنندگان میباشند. این ویروسها همچنین از عوامل مهم کاهش باروری، سقط و عوارض جنینی محسوب میشوند. در راستای ارزیابی میزان شیوع عوامل فوق در کشور، مطالعه حاضر به صورت مقطعی برای اولین بار شیوع همزمان عوامل ویروسی فوق را در جمعیت حساس نشخوارکنندگان اهلی (گاو و گوسفند و بز) بررسی کرد و ارتباط آن با فاکتورهای خطر نوع دام، سن، جنس و شرایط نگهداری دامها را در یک منطقه جغرافیایی کشور (استان قزوین) تعیین نمود.
میانگین شیوع سرمی پستی ویروسها 89/56 درصد ارزیابی گردید که در انطباق با غالب مطالعات گذشته نشاندهنده شیوع بالای این ویروسها در جمعیت دامی حساس کشور میباشد. بهعنوان نمونه شیوع سرمی پستی ویروسها در جمعیت گوسفند و بز استان خراسانرضوی 75 درصد (31)، در گوسفندان استان آذربایجانشرقی 6/75 درصد (32)، در گاوهای استان یزد 83/66 درصد (15)، در گاوداریهای صنعتی شهرستان اراک 3/54 درصد (33)، در گاوداریهای شیری استانهای خراسان، سیستانوبلوچستان، چهارمحالوبختیاری و سمنان 4/64 درصد (34)، در گاوداریهای شیری استان فارس 48/55 درصد (14) و در گاوداریهای شیری استان اصفهان 8/52 درصد (35) ارزیابی گردید. در این مطالعات سن، جنسیت، نوع دام، سیستم دامداری، اندازه گله، جابهجایی دام، نوع تلقیح دامها و منطقه جغرافیایی بهعنوان عوامل خطر مؤثر در شیوع سرمی پستی ویروسها، بهویژه در گاوداریهای صنعتی کشور تعیین گردیدند (13-15، 31، 32).
در مطالعه حاضر میزان شیوع پستی ویروسها در نوع گاو و واحدهای دامداری صنعتی بهطور معنیدار بالاتر از گوسفند و بز و واحدهای سنتی تعیین گردید. فاکتورهای خطر بهداشتی و مدیریتی بهعنوان عواملی که شانس انتقال ویروس در گاو و واحدهای دامداری صنعتی را افزایش میدهد، قابلبررسی و مطالعه میباشند. در این زمینه شیوع بالای ویروس BVD در واحدهای صنعتی پرورش گاو بهدلیل اهمیت بالای آن، بهطور ویژه بایستی مورد تجزیهوتحلیل دقیق اپیدمیولوژیکی و بررسی برای تعیین هویت عوامل و روشهای انتقال آنها قرار گیرد. براساس تجزیهوتحلیل دادههای مطالعات انجامشده در مناطق مختلف جهان بر پایه مطالعات جامع متاآنالیز، شیوع سرمی BVDV از عوامل خطر مختلف تأثیر میپذیرد. در این ارتباط کشورها را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: کشورهای با درآمد بالا که موفق به اعمال سیاستهای پیشگیری و کنترل ویروس شدهاند و درنتیجه شیوع سرمی آن به حداقل رسیده است و گروه با درآمد پایین که بالطبع از شیوع نسبی بالاتری برخوردار میباشند. این مطالعات میانگین شیوع سرمی ویروس در قاره آفریقا را 5/39، در آمریکای جنوبی 5/42، خاورمیانه 9/49 و آسیا 6/21 درصد محاسبه کردند و عوامل مدیریتی، ازجمله اندازه گله (Herd size) را بهعنوان مهمترین عامل خطر شیوع ویروس در گاوداریها تعیین نمودند (8-10).
میانگین میزان شیوع سرمی ویروس زبان آبی در مطالعه حاضر 97/18 محاسبه گردید که اگرچه نرخ قابلملاحظهای است، اما در مقایسه با میانگین شیوع کشوری (13/56 درصد) (20) و چندین مطالعه استانی انجامشده (21، 36-38)، پایین محسوب میشود. شیوع نسبی کمتر ویروس زبان آبی در مطالعه حاضر میتواند بهعلت شانس انتقال پایینتر ویروس (های) عامل در نتیجه شرایط اکولوژیکی استان قزوین برای فعالیت کمتر حشره یا حشرات ناقل در جغرافیای استان نسبت به سایر مناطق کشور باشد. همچنین منطبق با مطالعه Bakhshesh و همکاران (20) در سال 2020، شیوع سرمی پایینتر ویروس در گاو و دامداریهای صنعتی میتواند با شرایط مدیریتی آنها، بهویژه مبارزه منسجمتر با انگلهای خارجی ارتباط داشته باشد. مطالعات سرواپیدمیولوژیک در کشور نوع، سن، جنس و تراکم دام، میزان بارش منطقه موردمطالعه و سیستم دامپروری را بهعنوان عوامل خطر شیوع ویروس در جمعیت دامی حساس ذکر نمودند (20، 37، 38). مطالعات مبتنی بر فرا تحلیل، وجود تفاوتهای اقلیمی نظیر میزان بارش، ارتفاع از سطح دریا، وجود زیستگاههای آبی، جریان باد و غیره را که میتوانند بر اکولوژی حشره ناقل و درنتیجه تکثیر آن تأثیر بگذارند، مهمترین عامل مؤثر در انتشار ویروس ذکر نمودند (39-41).
میانگین شیوع سرمی ویروس آکابان در کل جمعیت حساس 12/4 درصد برآورد گردید که بهطور قابلملاحظه پایینتر از مقادیر شیوع محاسبهشده در مطالعات قبل است. شیوع سرمی آکابان در جمعیت گاو و گوسفند و بز استان خوزستان بهترتیب 87/85 و 72/39 درصد (26، 42)، در جمعیت گوسفند و بز استان فارس 4/15(28) و در گاوداریهای صنعتی شیری استان سمنان 75 – 0/0 درصد (27) ارزیابی گردید. همانطور که درمورد میزان شیوع زبان آبی توضیح داده شد، شیوع کمتر ویروس آکابان در استان نیز میتواند بهعلت فراهم نبودن شرایط فعالیت حشره یا حشرات ناقل در جغرافیای استان باشد. شیوع سرمی پایینتر ویروس در گاو نیز میتواند با شرایط نگهداری و مدیریت آن، بهویژه مبارزه با انگلهای خارجی ارتباط داشته باشد.
در همین راستا Manavian و همکاران (28) در سال 2023 علاوهبر سن و جنسیت، اختلاف دمای مناطق مختلف استان فارس را عامل مهم تعیینکننده در میزان شیوع ویروس در جمعیت گوسفند و بز این استان ارزیابی نمودند. در مطالعه سرمی انجامشده در استان بوهیرا (Beheira) در شمال مصر نیز سن، نژاد، جنس و موقعیت جغرافیائی بهعنوان عوامل خطر شیوع ویروس در گاو تعیین گردیدند (43).
نتیجهگیری نهایی: در تحلیل نتایج مطالعه حاضر میتوان اشاره کرد که پستی ویروسها با فراوانی بالا در همه میزبانها، عامل مهم عفونت ویروسی در جمعیت حساس در استان قزوین میباشند. با در نظر گرفتن مجموع مطالعات انجامشده در کشور مبنی بر شیوع بالای پستی ویروسها و بالطبع عوارض ناشی از عفونت آنها، بهویژه بر روی سیستم ایمنی، دستگاه تولیدمثل و عوارض جنینی و درنتیجه تحمیل خسارات اقتصادی سنگین مستقیم و غیرمستقیم به هر دو سیستم پرورش دام سنتی و صنعتی و نهایتاً اقتصاد ملی، ضرورت ارائه برنامههای علمی و عملی در جهت پیشگیری و کنترل این ویروسها در اولویت است.
ازآنجاییکه انتقال و انتشار آربوویروسهای زبان آبی و آکابان به فراهم شدن شرایط مطلوب فعالیت حشره یا حشرات ناقل وابسته است، انجام مطالعات جامع کشوری درزمینه شناسایی ناقلین همراه با تعیین هویت عوامل ویروسی در گردش و چگونگی تعامل بین آنها و میزبانهای حساس و در صورت لزوم ارائه برنامههای پیشگیری و کنترل مبتنی بر این دادهها توصیه میگردد.
بدینوسیله نویسندگان از مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی و اداره کل دامپزشکی استان قزوین بابت مساعدت در انجام مطالعه تشکر و قدردانی میکنند.
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.