Document Type : Feed Safety
Authors
1 Graduated from the Faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran, Tehran, Iran
2 Department of Animal and Poultry Health and Nutrition, Faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran, Tehran, Iran
3 Central Veterinary Laboratory, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
آلودگی باکتریایی، بهویژه آلودگی سالمونلا در خوراک طیور، بهعنوان یک عامل مهم در انتقال این عامل بیماریزا به پرندگان و درنتیجه، ورود آن به زنجیره غذایی انسانی شناخته شده است (1، 2). این آلودگیها نهتنها سلامت انسان را تهدید میکنند، بلکه میتوانند به کاهش تولید و کیفیت جوجهها و همچنین خسارات اقتصادی به صنعت طیور منجر شوند (3). باتوجهبه پیامدهای جدی آلودگی سالمونلا، برطرف کردن این مشکل نیازمند انجام اقدامات پیشگیرانه مؤثر است (4). Ricke و همکاران در سال 2019 نشان دادند فرمالدهید جهت مقابله با آلودگی سالمونلا در حین فرآوری خوراک میتواند به شکل مؤثری مورد استفاده قرار گیرد (5). مطالعات Selby و همکاران در سال 2023 نشان داد ضدعفونی کردن خوراک مرغهای مادر گوشتی با یک محصول حاوی فرمالدهید، بهطور مؤثری بار میکروبی خوراک و بار باکتریایی و قارچی سطح پوسته تخممرغهای نطفهدار را کاهش میدهد (6). نتایج همچنین حاکی از آن است که ضدعفونی کردن خوراک با فرمالدهید تأثیر مثبتی بر کیفیت جوجهدرآوری و زندهمانی جوجهها تا 7 روز دارد. خوراک مکملشده با فرمالدهید هیچگونه اثر سوئی بر عملکرد تولیدمثلی و باروری پرندگان نداشته و باعث بهبود کیفیت تخمهای تفریخشده در مرغان مادر مسن نیز شده است (7). در همین راستا، مطالعه Kaaviani و همکاران در سال 2022 نشان داد استفاده از خیساب ذرت فرآوریشده با فرمالدهید در جیره غذایی برهها، عملکرد و تولید پروتئین میکروبی را کاهش میدهد و موجب کاهش تجزیه پروتئین در شکمبه میشود (8).
استفاده از ترکیبات ضدعفونیکننده نوین و بیخطر برای بهینهسازی کیفیت خوراک دام، اخیراً مورد توجه قرار گرفته است (9). بهطور مثال، مطالعات نشان دادهاند مخلوطی از فرمالدهید و اسید پروپیونیک به میزان 3 گرم در هر کیلوگرم خوراک بر جمعیت باکتریایی طبیعی در خوراک خوک تأثیر دارد (10). همچنین ضدعفونی کردن خوراک مرغهای مادر با ترکیبات تجاری نظیر ترمین-8 که حاوی 18 درصد فرمالدهید و 7/4 درصد اسید پروپیونیک است، بهطور مؤثری جمعیت باکتریایی و قارچی را در خوراک کاهش داد (7). علاوهبراین، نانوسیلدان بهعنوان یک ترکیب نوین حاوی هیدروژن پراکسید و نانوذرات نقره معرفی شده که مکانیسم احتمالی آن، شامل تولید گونههای فعال اکسیژن و تخریب غشای میکروبی است. این ویژگیها موجب شده است نانوسیلدان بهعنوان یک جایگزین بالقوه و ایمن در کنترل آلودگیهای خوراک طیور مورد توجه قرار گیرد (11، 12). اهمیت استفاده از روشهای ضدعفونی نوین باتوجهبه نگرانیهای بهداشتی درمورد پاتوژنها و باقیمانده مواد شیمیایی در خوراک، غیرقابلچشمپوشی است. مطالعات نشان میدهند استفاده از ضدعفونیکنندههای مؤثر بهعنوان روشهای کلیدی در کنترل آلودگیهای میکروبی، بهویژه سالمونلا، در خوراک طیور، نقش بسزایی دارد (13). علاوهبراین، افزودن ضدعفونیکنندهها به خوراک میتواند بهبود چشمگیری در کاهش باکتریهای خطرناک ایجاد کند و به سلامت دامها کمک نماید (14)؛ بنابراین به نظر میرسد سرمایهگذاری در این روشها و تحقیق درزمینه آثار آنها، از ضروریات صنعت دامپروری و تأمین امنیت غذایی به شمار میآید.
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات سه نوع ضدعفونیکننده خوراک (ترکیب تجاری ترمین گلد شرکت رویان دارو، فرمالین، و نانوسیلدان شرکت کیمیا فام) در دو وضعیت مختلف (افزودن به پیشمخلوط و خوراک کامل) طراحی شده است. در این مطالعه، خوراکهای تهیهشده با سالمونلا انتریتیدیس سویه استاندارد ATCC 13076 در آزمایشگاه آلوده شدند و اثرات ضدعفونیکنندهها بر روی خوراک آلوده مورد بررسی قرار گرفت. در فرایند تولید خوراک بهطور معمول پیش از مخلوط نمودن اجزای حجیم خوراک، مانند ذرت و کنجاله سویا، اغلب پیشمخلوطی از ریزمغذیهای جیره تولید میشود که درنهایت این پیشمخلوط را به نسبت مناسب به مخلوط نهایی جیره در یک میکسر اضافه مینمایند. ضدعفونیکنندههای مورد استفاده در خوراک را میتوان در یکی از دو مرحله ساخت پیش مخلوط و یا در مخلوط نهایی خوراک اضافه نمود. باتوجهبه اینکه تاکنون مطالعهای برای مقایسه تفاوت در کفایت آثار ضدمیکروبی این دو روش اضافه کردن ضدعفونیکننده به خوراک انجام نشده بود، در مطالعه حاضر ضمن مقایسه سه ضدعفونیکننده در کاهش آلودگی سالمونلا در خوراک، اثربخشی روش یا زمان افزودن این ضدعفونیکنندهها بر روی سالمونلا انتریتیدیس در خوراک طیور هم مورد مقایسه قرار گرفت.
در مطالعه حاضر سه نوع ضدعفونیکننده خوراک، شامل ترکیب تجاری ترمین گلد حاوی ترکیبات آلدهیدی و اسیدهای آلی (شرکت رویان دارو، سمنان، ایران)، فرمالین حاوی محلول 37 درصد فرمالدهید در آب (شرکت پتروشیمی پارس، عسلویه، ایران) و ترکیب تجاری نانوسیلدان، حاوی هیدروژن پراکسید و نانوذرات نقره (شرکت کیمیا فام، تهران، ایران) مورد مقایسه قرار گرفتند. خوراک پایه مورداستفاده شامل جیره آغازین معمول طیور بر پایه ذرت و کنجاله سویا براساس نیازهای تغذیهای سویه راس 308 بود که از مواد اولیه با کیفیت معمول موجود در بازار و فاقد هرگونه ترکیبات محرک رشد و کوکسیدیواستات تهیه گردید. تفاوت میان گروه آزمایشی، در نوع و زمان افزودن ضدعفونیکنندهها به خوراک بود. در دو حالت متفاوت، ضدعفونیکنندهها یا در میکسر اصلی به خوراک افزوده شدند یا ابتدا به پیشمخلوط اضافه شده و برای یک هفته در دمای محیط با دمای تقریبی 2±25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 20 تا 40 درصد نگهداری شدند، سپس به خوراک نهایی افزوده شدند. خوراکهای بررسیشده در مطالعه حاضر در شش تیمار مختلف آماده شدند: تیمار 1 دان فاقد هرگونه ضدعفونیکننده بود (کنترل). تیمار 2، دان حاوی 2 کیلوگرم ترمینگلد در هر تن خوراک کامل بود که ضدعفونیکننده به میکسر اصلی در زمان تولید دان افزوده شد. تیمار 3، دان حاوی 20 لیتر محلول 2 درصد نانوسیلدان در هر تن خوراک در زمان تولید دان در میکسر اصلی بود. تیمار 4، دان حاوی 2 کیلوگرم فرمالین در هر تن خوراک کامل بود که فرمالین به میکسر اصلی اضافه گردید. تیمار 5، حاوی 2 کیلوگرم فرمالین بود که به ازای تولید هر تن دان به پیشمخلوط اضافه شد. پیشمخلوط حاوی ضدعفونیکننده بعد از 7 روز برای تولید یک تن خوراک کامل مورد استفاده قرار گرفت. تیمار 6، دان حاوی 2 کیلوگرم ترمینگلد در پیشمخلوط بود که پس از یک هفته برای تولید یک تن خوراک کامل استفاده شد. پس از افزودن ضدعفونیکنندهها و تهیه خوراک، از هر تیمار 1000 گرم نمونه برداشت و به آزمایشگاه انتقال داده شد. کلیه تیمارها ازنظر وجود یا عدم وجود آلودگی به سالمونلا براساس دستورالعمل استاندارد 2024 سازمان غذا و داروی ایالات متحده (Food and Drug Administration) ارزیابی شدند (15). هیچیک از تیمارها پیش از فرایند آلودهسازی، حاوی آلودگی سالمونلایی نبودند. برای ارزیابی اثربخشی و ماندگاری ضدعفونیکنندهها، 100 گرم از نمونههای هر تیمار در دو زمان مشخص (بلافاصله پس از تولید و یک هفته پس از تولید) با CFU/100g 107 سالمونلا انتریتیدیس سویه ATCC 13076 (تهیهشده از گروه میکروبیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران) آلوده شدند. تلقیح باکتریها براساس کشت فعال (log phase) انجام شد. آلودگی خوراک با سالمونلا انتریتیدیس براساس دستورالعمل RIVM سال 2019 صورت گرفت (13). در این روش، 100 گرم نمونه در ظروف شیشهای استریل قرار داده شد. سپس یک میلیلیتر از سوسپانسیون باکتریایی حاوی CFU 107 به هر نمونه اضافه و بهمدت 5 دقیقه بهخوبی مخلوط شد. برای جستوجو و شمارش سالمونلا در تیمارهای آلودهشده، 10 گرم از هر تیمار با 90 میلیلیتر سرم فیزیولوژیک استریل مخلوط و در دو رقت 2-10 و 3-10 تهیه شد. سپس از هر رقت بهصورت مجزا و دوگانه، 1/0 میلیلیتر بر روی پلیتهای XLD آگار کشت و در دمای 37 درجه سانتیگراد بعد از یک شب گرمخانهگذاری، کلونیهای سالمونلا براساس ویژگیهای ظاهری شناسایی و شمارش شدند (16).
نمونهها در زمان صفر (بلافاصله پس از آلودگی) و هر 24 ساعت تا زمانی که شمارش کلونی به سطح غیرقابلشناسایی رسید، مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی (CRD) با سه تکرار برای هر تیمار انجام شد. دادهها ابتدا با آزمون آنالیز واریانس (ANOVA) تحلیل شدند و سپس مقایسه میانگینها با آزمون دانکن (Duncan) در سطح معنیداری 05/0 انجام شد.
نتایج حاصل از شمارش کلونیهای سالمونلا انتریتیدیس در تیمارهای ششگانه تحت دو شرایط آلودگی در جداول ۱ و ۲ ارائه گردیده است.
در حالت اول، یعنی زمانی که خوراک بلافاصله پس از تولید آلوده شد، اختلاف معنیداری بین تیمارها مشاهده گردید (05/0>P). در این شرایط، تیمار ۳ (نانوسیلدان) از همان ساعت صفر هیچ کلونی سالمونلایی نشان نداد و عدم رشد روی محیط XLD آگار همان ابتدا تأیید شد. در تیمار ۴ (فرمالین خوراک) و تیمار ۵ (فرمالین پیشمخلوط) در ساعت صفر بهترتیب حدود 102×(40/6±50/5) و 102×(10/7±00/5) کلونی سالمونلا شمارش شد که طی ۲۴ ساعت به مرحله عدم رشد رسید. در تیمار ۲ (ترمینگلد خوراک) و تیمار ۶ (ترمینگلد پیشمخلوط) نیز در ساعت صفر بین 103×(77/1±75/1) تا 103×(56/0±40/3) کلونی سالمونلا مشاهده گردید، اما طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت به کاهش محسوس رسیدند. تیمار ۱ (کنترل) در ابتدا بیشترین میزان آلودگی را نشان داد (میانگین حدود 104×(23/2±27/2) کلونی سالمونلا) که در ۲۴ ساعت به 103×(53/3±50/3) کلونی سالمونلا کاهش یافت و در ۴۸ ساعت به عدم رشد روی محیط XLD آگار رسید. درمجموع در این بخش همه تیمارها نهایتاً طی ۴۸ ساعت به مرحله عدم رشد رسیدند.
در حالت دوم، یعنی زمانی که خوراک پس از یک هفته نگهداری در انبار، آلوده گردید، روند متفاوتی مشاهده شد. در ساعت صفر، تیمار ۳ (نانوسیلدان) حدود 103×(49/6±40/9) کلونی سالمونلا داشت و کاهش تدریجی آن تا ۹۶ ساعت ادامه یافت که درنهایت به عدم رشد روی محیط XLD آگار منجر شد. تیمارهای ۴ و ۵ (فرمالین خوراک و فرمالین پیشمخلوط) در ابتدا بهترتیب 103×(76/1±75/1) و 103×(22/6±60/7) کلونی سالمونلا داشتند، اما طی ۲۴ ساعت هیچ رشد سالمونلایی مشاهده نشد (05/0>P). تیمار ۱ (کنترل) در ساعت صفر حدود 103×(04/3±35/3) کلونی سالمونلا داشت و رشد آن در طول دوره آزمایش تداوم یافت، به گونهای که بقای سالمونلا تا ساعت ۲۱۶ ثبت گردید. تیمارهای ۲ و ۶ (ترمینگلد خوراک و ترمینگلد پیشمخلوط) رفتار نامنظمتری نشان دادند؛ بهطوریکه در برخی زمانها تعداد کلونیها بین 102×00/9 تا بیش از 103 ×00/2 کلونی باقی ماند و الگوی یکنواختی از حذف مشاهده نشد. بهطورکلی بررسی نتایج نشان داد زمان آلودگی و نوع ضدعفونیکننده تأثیر مستقیمی بر بقای سالمونلا داشت. تیمارهای حاوی فرمالین در هر دو شرایط آزمایشی توانستند طی مدت کوتاهی کلونیها را حذف کنند و ازنظر آماری اختلاف معنیداری با سایر تیمارها داشتند (05/0>P). موارد تیمار نانوسیلدان نیز در حالت اول حذف فوری سالمونلا را نشان داد، اما در حالت دوم عدم رشد در محیطXLD آگار پس از ۲۴ ساعت انکوباسیون با تأخیر بیشتری (۹۶ ساعت) به دست آمد. در مقابل، تیمار کنترل بالاترین میزان بقای آلودگی را نشان داد و تا پایان دوره آزمایش حضور کلونیهای سالمونلا در آن ادامه یافت.
در شرایط آلودگی بلافاصله پس از تولید، تیمار نانوسیلدان از همان ساعت صفر موجب عدم رشد سالمونلا شد، تیمارهای فرمالین طی ۲۴ ساعت به عدم رشد رسیدند، تیمار ترمینگلد خوراک در ۴۸ ساعت و ترمینگلد پیشمخلوط در ۲۴ ساعت به عدم رشد دست یافتند، درحالیکه تیمار کنترل نیز در ۴۸ ساعت عدم رشد نشان داد. در شرایط آلودگی یک هفته پس از تولید، تنها تیمارهای فرمالین طی ۲۴ ساعت، عدم رشد نشان دادند؛ نانوسیلدان در ۹۶ ساعت به این مرحله رسید، درحالیکه ترمینگلد خوراک تا ۱۶۸ ساعت و ترمینگلد پیشمخلوط تا ۱۹۶ ساعت همچنان رشد سالمونلا را حفظ کردند و در تیمار کنترل نیز رشد تا ۲۱۶ ساعت ادامه یافت. بهطورکلی، نتایج نشان داد زمان آلودگی و نوع ضدعفونیکننده از عوامل تعیینکننده در بقای سالمونلا میباشند و در این میان، تیمارهای حاوی فرمالین سریعترین و پایدارترین اثر را در ایجاد عدم رشد سالمونلا روی محیط XLD آگار نسبت به سایر تیمارها ارائه دادند.
یافتههای مطالعه حاضر نشان داد استفاده از سه نوع ضدعفونیکننده مختلف در خوراک طیور به کاهش معنیدار شمارش سالمونلا انتریتیدیس نسبت به تیمار کنترل منجر گردید (05/0>P). این امر نشان میدهد حتی در شرایط آزمایشگاهی کنترلشده، نقش مواد ضدعفونیکننده در پیشگیری از رشد و تکثیر سالمونلا بسیار چشمگیر است. اهمیت این موضوع زمانی برجستهتر میشود که خوراک طیور بهعنوان یکی از اصلیترین مسیرهای انتقال آلودگی در مزارع پرورش شناخته میشود (17). مطالعات بینالمللی نیز بارها بر این نکته تأکید کردهاند که آلودگی خوراک منبعی کلیدی برای شیوع سالمونلا در زنجیره غذایی است و استفاده از مواد ضدعفونیکننده میتواند زنجیره انتقال را بهطور مؤثر قطع کند (13).
بررسی مقایسهای دو شرایط آلودگی (بلافاصله پس از تولید و یک هفته پس از تولید) نشان داد زمان آلودگی نقش مهمی در اثربخشی ضدعفونیکنندهها دارد. در آلودگی بلافاصله پس از تولید، تیمار نانوسیلدان از همان ساعت صفر موجب عدم رشد کلونیهای سالمونلا در محیط XLDآگار گردید و اختلاف معنیداری با سایر تیمارها داشت (05/0>P). چنین الگویی از کاهش سالمونلا نشاندهنده آن است که ترکیبات حاوی عوامل اکسیدکننده و نانوذرات، بهویژه نانوذرات نقره، باتوجهبه توانایی نفوذ به دیواره سلولی باکتری و ایجاد تغییرات ساختاری در غشا و مسیرهای متابولیکی آن، میتوانند سرعت اثر مناسبی در کاهش جمعیت اجرام عفونی داشته باشند (11). این ضدعفونیکنندهها با اختلال در فعالیتهای حیاتی باکتری، مانند تنفس سلولی و سنتز پروتئین و درنهایت رشد و تکثیر آن موجب توقف در رشد و ادامه حیات باکتری میشوند (18). شواهد علمی موجود نیز این مکانیسم را تأیید کرده و نشان دادهاند نانوذرات نقره بهدلیل سطح تماس بالا و واکنشپذیری زیاد، اثرات ضدباکتریایی سریعی از خود بروز میدهند؛ بنابراین حضور این ترکیبات میتواند توضیح مناسبی برای اثربخشی سریع نانوسیلدان در شرایط آلودگی بلافاصله پس از تولید خوراک باشد (12).
در شرایط آلودگی یک هفته پس از انبار، شمار کلونی در ابتدا حدود 103×(45/6±40/9) بود و عدم رشد روی محیط XLD آگار تنها پس از 96 ساعت حاصل شد. این یافته میتواند بیانگر آن باشد که ترکیبات فعال موجود در این ضدعفونیکننده، بهویژه پراکسید هیدروژن که نقش کلیدی در خاصیت ضدباکتریایی آن دارد (19)، طی دوره نگهداری خوراک دچار افت پایداری یا کاهش کارایی میشوند. درواقع تغییرات شیمیایی احتمالی یا واکنش این ترکیبات با اجزای جیره ممکن است به کاهش تدریجی اثر مهاری منجر گردد (20)؛ بنابراین هرچند نانوسیلدان در آلودگی بلافاصله پس از تولید عملکرد سریعی داشت، اما در شرایط انبارداری طولانیتر، کارایی آن محدودتر بوده و حذف کامل سالمونلا با تأخیر بیشتری صورت گرفت.
در مقابل، تیمارهای حاوی فرمالین در هر دو شرایط آزمایشی اثربخشی سریع و پایداری قابلتوجهی از خود نشان دادند. در مرحله نخست، شمار کلونیهای سالمونلا طی مدت ۲۴ ساعت به مرحله عدم رشد محیط XLDآگار رسید و در مرحله دوم نیز الگوی مشابهی مشاهده شد. این نتایج همسو با مطالعات متعددی است که پایداری و ماندگاری اثر ضدباکتریایی فرمالین را در مهار رشد سالمونلا گزارش کردهاند (21، 22). مکانیسم شناختهشده این ترکیبات به تخریب دیواره سلولی، ایجاد تغییر در نفوذپذیری غشا و مهار مسیرهای متابولیکی حیاتی باکتری نسبت داده میشود؛ فرایندهایی که نهایتاً توان زندهمانی و تکثیر باکتری را بهطور کامل از بین میبرند (23). برایناساس فرمالین را میتوان ضدعفونیکنندهای پایدار و مؤثر دانست که استفاده از آن تنها در چارچوب استانداردها و ملاحظات بهداشتی مجاز است و بهویژه برای خوراک با دوره انبارداری طولانی مناسب به نظر میرسد. بااینحال برای ارائه توصیههای قطعی در شرایط واقعی مزارع، انجام مطالعات میدانی تکمیلی ضروری است.
ازسویدیگر، تیمارهای حاوی ترمینگلد (تیمارهای ۲ و ۶) اگرچه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری در شمار کلونیهای سالمونلا ایجاد کردند، اما روند کاهش آنها منظم و پایدار نبود؛ بهطوریکه در برخی بازهها افت قابلتوجهی مشاهده شد. درحالیکه در زمانهای دیگر تعداد کلونیها تقریباً ثابت مانده یا حتی با نوساناتی همراه بود. این رفتار نامنظم نشان میدهد ترکیبات فعال ترمینگلد، بهویژه اسید پروپیونیک، تنها در شرایط خاصی مانند دمای مناسب، زمان تماس کافی یا غلظت بهینه حداکثر اثر ضدباکتریایی خود را بروز میدهند (24). یافتههای پیشین نیز این وابستگی شدید به شرایط محیطی را تأیید کردهاند و نشان دادهاند کارایی اسیدهای آلی، ازجمله اسید پروپیونیک، مستقیماً تحت تأثیر عوامل فیزیکوشیمیایی خوراک و جیره قرار میگیرد (23، 25)؛ بنابراین میتوان استنباط کرد اثربخشی ترمینگلد در مقایسه با فرمالین و نانوسیلدان محدودتر است و دستیابی به نتایج مطلوب، نیازمند شرایط کنترلی دقیقتری میباشد.
یکی از یافتههای قابلتوجه مطالعه، عدم رشد سالمونلا محیط XLD آگار در تیمار شاهد طی ۴۸ ساعت نخست بود. بهطوریکه پس از ۴۸ ساعت رشد سالمونلا بهطور کامل متوقف شد. این پدیده میتواند حاصل مجموعهای از عوامل محیطی و فیزیولوژیک باشد. نخست، خشکی خوراک و کاهش فعالیت آبی از مهمترین محدودکنندههای بقا و تکثیر سالمونلا محسوب میشوند (26). شواهد علمی نشان دادهاند سالمونلا در محیطهای کمرطوبت مانند خوراکهای خشک توان زندهمانی بسیار محدودی دارد و در مدت کوتاهی جمعیت آن بهطور چشمگیری کاهش مییابد (27). دوم، احتمال وجود ترکیبات مهارکننده طبیعی یا افزودنیهای ناشناخته در جیره نیز مطرح است که میتوانند اثر بازدارندهای بر رشد سالمونلا داشته باشند (25). سوم، بخشی از سلولهای باکتری ممکن است وارد حالت «زنده ولی غیرقابلکشت» شده باشند؛ حالتی که در آن سلولها ازنظر متابولیکی فعال باقی میمانند، اما قادر به تشکیل کلونی روی محیطهای کشت استاندارد نیستند، درحالیکه امکان احیای مجدد در شرایط مناسب وجود دارد (28). علاوهبراین، میکروفلورای لاکتیکی بومی نیز با تولید اسیدهای آلی و باکتریوسینها، شرایط را به زیان سالمونلا تغییر میدهد (29). به نظر میرسد ترکیب این عوامل موجب توقف رشد در تیمار کنترل شده است؛ موضوعی که نیازمند بررسیهای تکمیلی است.
بهطورکلی نتایج نشان داد هر سه ضدعفونیکننده در کاهش سالمونلا اثربخش بودند، اما تفاوتها در زمان و پایداری اثر مشهود بود. نانوسیلدان در شرایط تازه تولید عملکرد سریعتری داشت، درحالیکه فرمالین در هر دو مرحله آزمایش اثربخشی پایدار و یکنواخت نشان داد. تیمارهای ترمینگلد کارایی کمتری داشتند و عدم رشد کلونی روی XLD در آنها نامنظم و کندتر بود. درنهایت، تیمار شاهد بدون ضدعفونیکننده نشان داد عوامل محیطی، مانند خشکی خوراک یا ترکیبات مهارکننده ناشناخته نیز میتوانند در کاهش جمعیت سالمونلا نقش داشته باشند. این یافتهها تأکید میکنند که علاوهبر انتخاب نوع ضدعفونیکننده، شرایط نگهداری و ترکیب خوراک نیز باید در برنامههای کنترل آلودگی مورد توجه قرار گیرند.
براساس نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد میشود، در شرایطی که خوراک مدت طولانی انبار میشود، استفاده از فرمالین با رعایت الزامات قانونی در اولویت قرار گیرد؛ درحالیکه نانوسیلدان میتواند بهعنوان یک گزینه سریعالاثر در خوراک تازه تولیدشده استفاده شود.
نتیجهگیری نهایی: نتایج مطالعه حاضر نشان داد کارایی ضدعفونیکنندههای موردبررسی بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع ترکیب و زمان آلودگی خوراک قرار دارد. در تیمار شاهد (فاقد ضدعفونیکننده) بقای سالمونلا طولانیتر بود و حذف کلونیها با تأخیر رخ داد، که اهمیت استفاده از ضدعفونیکنندههای مؤثر را آشکار میسازد. در شرایطی که آلودگی خوراک بلافاصله پس از تولید القا شد، نانوسیلدان با عدم رشد روی XLD از همان ساعت صفر، اثربخشی سریعتری نشان داد. فرمالین نیز طی 24 ساعت به عدم رشد روی XLD رسید و پایداری عملکرد خود را تأیید کرد. در مقابل، تیمارهای ترمینگلد روندی نامنظم و ناپایدار داشتند و نتوانستند بهطور یکنواخت رشد سالمونلا را مهار کنند.
در شرایطی که آلودگی خوراک پس از یک هفته انبارداری اعمال شد، تیمارهای حاوی فرمالین همچنان عملکرد برتری داشتند و توانستند طی مدت کوتاهی رشد سالمونلا را متوقف کنند، درحالیکه نانوسیلدان عدم رشد روی XLD را با تأخیر (96 ساعت) نشان داد. تیمارهای ترمینگلد در این شرایط نیز کارایی ضعیفتری داشتند.
بهطورکلی، نتایج نشان داد فرمالین در هر دو مرحله آزمایش، عملکردی پایدار و یکنواخت در مهار سالمونلا داشت و بهویژه در شرایط آلودگی پس از نگهداری خوراک، گزینهای کارآمدتر محسوب میشود. نانوسیلدان نیز در آلودگی بلافاصله پس از تولید بهعنوان یک ضدعفونیکننده سریعالاثر مؤثر بود، هرچند پایداری آن در شرایط ذخیرهسازی طولانیمدت کمتر بود. ترمینگلد نسبت به دو ترکیب دیگر اثربخشی محدودتری نشان داد. باوجوداین یافتهها، لازم است تأکید شود کاربرد خوراکی فرمالین با محدودیتهای قانونی و ایمنی در برخی کشورها مواجه است و استفاده از آن نیازمند رعایت دستورالعملهای بهداشتی و ملی است. در ایران نیز استفاده از این ترکیبات نیازمند نظارت و چارچوبهای قانونی مشخص است. انتخاب ضدعفونیکننده باید متناسب با شرایط تولید و انبارداری خوراک انجام گیرد و نتایج آزمایشگاهی باید با تحقیقات میدانی و مطالعات کاربردی تکمیل شوند تا بتوان توصیههای قطعی برای صنعت دام و طیور ارائه داد.
نویسندگان این مقاله از اعضای محترم هیئتعلمی و کارشناسان آزمایشگاه گروه بهداشت خوراک دام دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، همچنین مسئولین و کارشناسان آزمایشگاه دامپزشکی مرکزی و تمام عزیزانی که به هر نحو در به ثمر رسیدن مطالعه حاضر یاریرسان بودهاند، قدردانی میکنند.
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.