Document Type : Microbiology and Immunology
Authors
1 Graduated from the Faculty of Veterinary Medicine, Lorestan University, Khorramabad, Iran
2 Department of Microbiology and Food Hygiene, Faculty of Veterinary Medicine, Lorestan University, Khorramabad, Iran
3 Department of Animal Sciences, Faculty of Agriculture, Lorestan University, Khorramabad, Iran
4 Department of Basic Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Lorestan University, Khorramabad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
سالمونلوز یکی از مهمترین بیماریهای عفونی مشترک انسان و دام با گستردگی جهانی است کـه باعث مشکلات فراوانی در بهداشت و اقتصاد کشورها میشود (1، 2). عامل ایجادکننده این بیماری، یک باکتری تاژکدار گرم منفی و بیهوازی اختیاری از جنس سالمونلا و خانواده آنتروباکتریاسه است. این بیماری در انسان سالانه سبب ایجاد حدود 200000 مرگ در سطح جهان میشود (3) و در دام میتواند سبب ورم معده و روده همراه با اسهال استفراغ، ورم مفاصل، ورم و بزرگ شدن کبد، سقط جنین، گاسترانتریت و غیره شود (4). عمدهترین راه انتقال آن، ازطریق دستگاه گوارش است. مصرف آب و غذاهای آلوده، علوفه خشبی یا سایر غذاهایی که توسط مدفوع، ادرار و خون ناقلین آلوده شدهاند، از راههای انتقال این باکتری میباشند (5). سالمونلا تیفیموریوم سروواری از سالمونلا است که باعث بروز عفونتهای رودهای یا خارج رودهای با شیوع بالا، در انسان، دام و پرندگان میشود. در مطالعات متعدد، میزان شیوع آن از 74/2 درصد در آمریکا و 8/3 درصد در ایران گزارش شده است (6، 7). امروزه استفاده از روشهای مهندسی ژنتیک برای فراهم آوردن واکسنهای جدید مؤثر به راهکارهای متداولی در مبارزه با بسیاری از عفونتهای میکروبی تبدیل شدهاند. واکسنهای حاوی پروتئینهای نوترکیب کایمرشده با ادجوانتهای مولکولی با استفاده از روشهای مهندسی ژنتیک، علاوهبر اینکه میتوانند باعث پاسخ بهتر سیستم ایمنی شوند، میتوانند از عوارض ناخواسته واکسنهای کشتهشده که ناشی از اجزای مختلف پیکره باکتری است نیز پیشگیری کنند (8).
پروتئینهای غشای خارجی (Omps) سالمونلا، ازجمله آنتیژنهای کاندید برای توسعه واکسنهای محافظ درزمینه کنترل سالمونلوز به شمار میروند (9). مطالعات درمورد باکتریهای گرم منفی نشان داده است پورینها فراوانترین دسته از OMPها میباشند که بسیار محافظ نیز میباشند (10-12). پروتئین غشای خارجی پورین L (OmpL که YshA نیز نامیده میشود) پروتئینی است که بهطور گستردهای در بین سروتیپهای مختلف سالمونلا توزیع شده است. OmpL یک پروتئین بشکهای β تراغشایی (Transmembrane β-barrel) است که شامل 12 رشته β تراغشایی و یک توالی سیگنال N ترمینال میشود. زمانی که OmpL نوترکیب در اشریشیا کلی بیان میشود به سمت غشای خارجی باکتری محلی میشود (13).
مطالعات نشان دادهاند پروتئین OmpL از باکتری سالمونلا تیفیموریوم بسیار ایمنیزا است، زیرا میتواند پاسخهای ایمنی هومورال و سلولی را برانگیزد و از موشهای ایمنشده در زمان چالش با دُزهای بسیار بالای سالمونلا تیفیموریوم بهخوبی محافظت کند (14)؛ بنابراین OmpL یک کاندید بالقوه برای توسعه یک واکسن زیرواحدی محافظ در برابر عفونت سالمونلا است؛ بدین ترتیب با بهکارگیری این آنتیژن ارزشمند، هدف مطالعه حاضر تهیه یک پروتئین ایمنوژن کایمرشده متشکل از آنتیژن OmpL از باکتری سالمونلا تیفیموریوم و همچنین ادجوانت مولکولی HBHA (Heparin-Binding Haemagglutinin Adhesin) میباشد.
در مطالعه Bazgir و همکاران در سال 2023 طراحی و مطالعات ایمونوانفورماتیکی سازه نوترکیب متشکل از یک دامنه ادجوانتی (HBHA) و یک دامنه آنتیژنی (OmpL) بهطور مفصل بررسی شده است. بهطور خلاصه، در مطالعه پیشین نشان داده شد این سازه با 434 اسیدآمینه و وزن مولکولی 45/49 کیلودالتون، دارای ساختاری پایدار، آبدوست و کروی است. این سازه نوترکیب دارای 81/17 و 26/26 درصد ساختارهای صفحات گسترده و رندوم کویل میباشد. آنتیژنیسیته محاسبهشده برای این سازه 6882/0 گزارش شد. علاوهبراین مطالعات بیوانفورماتیک نشان داد سازه نوترکیب طراحیشده بهطور صحیحی قابلیت اتصال خود را ازطریق دمین HBHA با گیرنده سطح سلول TLR4 حفظ کرده است (15).
سویههای باکتری و استخراج DNA: در مطالعه حاضر سروتیپهای باکتریایی سالمونلا سویه تیفیموریوم، اشریشیا کلی سویه DH5α و اشریشیا کلی سویه BL21 تهیه شدند (دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان) و مورد استفاده قرار گرفتند. فرایند استخراج DNA براساس پروتکل ارائهشده توسط کیت اختصاصی استخراج DNA از باکتری (سیناکلون، ایران)، از باکتری سالمونلا تیفیموریوم برای تکثیر توالی ژن OmpL و از واکسن ب.ث.ژ برای تکثیر توالی ژنHBHA ، بهعنوان ادجوانت مولکولی انجام شد. کیفیت استخراج DNA موردنظر با استفاده از الکتروفورز ژل آگارز 1 درصد بررسی شد.
تکثیر توالی DNAآنتیژن OmpL و مولکول HBHA: برای تکثیر توالی آنتیژن OmpL و مولکول HBHA از پرایمرهای اختصاصی که در جدول 1 نشان داده شده است استفاده شد. لازم به ذکر است که پرایمر رفت در فرایند تکثیر HBHA در ناحیه '5 خود دارای جایگاه برش آنزیم Nco1 میباشد در حالیکه پرایمر برگشتی که برای تکثیر ژن OmpL استفاده شد در ناحیه ´3 خود دارای جایگاه برشی آنزیم EcoRI بود.
تکثیر ژن موردنظر توسط واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) با حجم نهایی 25 میکرولیتر انجام شد. مواد تشکیلدهنده واکنش PCR برای تکثیر آنتیژن OmpL و مولکول HBHA شامل 2 میکرولیتر Templat، 5/2 میکرولیتر بافر (X10)، 2 میکرولیتر dNTP (5/2 میلیمولار)، 5/1 میکرولیتر MgCl2 (50 میلیمولار)، 1 میکرولیتر (10 پیکومول) از هریک از پرایمرهای لینکردار فوروارد و ریورس، 1 میکرولیتر آنزیم تک پلیمراز (125/0 واحد بر میکرولیتر) بودند. سیکلهای دمایی بهکار گرفتهشده برای اجرای فرایند تکثیر به این صورت بود که در ابتدا مواد در دمای واسرشت اولیه 95 درجه سانتیگراد بهمدت 5 دقیقه قرار گرفتند. سپس در 35 سیکل متوالی دمای 95 درجه سانتیگراد واسرشتسازی را بهمدت 30 ثانیه، دمای 60 درجه سانتیگراد برای اتصال پرایمرها را بهمدت 35 ثانیه و دمای تکثیر 72 درجه سانتیگراد را برای 30 ثانیه متحمل شدند. درنهایت نیز تکثیر نهایی در دمای 72 درجه سانتیگراد بهمدت 10 دقیقه انجام شد. کیفیتسنجی محصولات تکثیرشده توسط سیستم الکتروفورز و ژل آگارز 1 درصد انجام شد.
الحاق توالی نوکلئوتیدی آنتیژن OmpL به مولکول HBHA به کمک روش SOE-PCR: فرایند (Splicing-by-Overlap Extension PCR) SOE-PCR در دو مرحله اجرا میشود. در مرحله اول محصولات PCR بهدستآمده از مرحله قبل (آنتیژن OmpL و مولکول HBHA) به یکدیگر متصل شدند. بدین منظور محصولات بهدستآمده از PCR مرحله قبل بهعنوان الگو، در PCR مرحله 1 استفاده شدند. در واکنش SOE-PCR (I) از 1 میکرولیتر از هر محصول PCR رقیقشدهOmpL وHBHA ، 5/1 میکرولیتر آنزیم Taq پلیمراز، 2/1 میکرولیتر MgCl2، 5/2 میکرولیتر بافر، 2 میکرولیتر dNTP و 8/16 میکرولیتر آبمقطر در حجم نهایی 25 میکرولیتر استفاده شد. برنامه دمایی مورداستفاده در این واکنش نیز همانند برنامه ذکرشده در مرحله قبل بود. با این تفاوت که تعداد سیکلهای تعیینشده، 15 عدد بود. سپس محصول واکنش اول SOE-PCRبهعنوان الگو برای واکنش دوم SOE-PCR استفاده شد. بدین منظور از 5/1 میکرولیتر از DNA الگو، 5/0 میکرولیتر پرایمر رفت ژن OmpL با غلظت 10 پیکومول، 5/0 میکرولیتر پرایمر برگشت ژن HBHA با غلظت 10 پیکومول، 5/0 میکرولیتر آنزیم Taq پلیمراز، 5/1 میکرولیتر MgCL2 با غلظت 50 میلیمولار، 5/2 میکرولیتر بافر، 2 میکرولیتر dNTP با غلظت 5/2 میلیمولار و 16 میکرولیتر آبمقطر در حجم نهایی 25 میکرولیتر استفاده شد. برنامه دمایی استفادهشده برای واکنش SOE-PCR(II) به این صورت بود که ابتدا دمای 95 درجه سانتیگراد بهمدت 5 دقیقه بهعنوان واسرشتسازی اولیه در نظر گرفته شد. سپس واکنش در 35 سیکل متوالی با دمای 95 درجه سانتیگراد برای واسرشتسازی بهمدت 30 ثانیه، 69 درجه سانتیگراد برای اتصال پرایمرها بهمدت 35 ثانیه و 72 درجه سانتیگراد بهمدت 30 ثانیه برای تکثیر پیش رفت. درنهایت نیز بهمدت 5 دقیقه دمای 72 درجه سانتیگراد برای تکثیر نهایی اعمال شد.
هضم آنزیمی وکتور pET22b(+) و کایمر نوترکیب HBHA-OmpL: هضم آنزیمی دوگانه روی وکتور بیانی pET22b (+) (Invitrogen, USA) و کایمر نوترکیب HBHA-OmpL انجام شد. برای انجام هضم دوگانه سازه نوترکیب HBHA-OmpL و وکتور pET22b(+) از دو آنزیم NcoI و EcoRI و بافر Tango بهمدت 16 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد در انکوباتور بدون شیک استفاده شد. درنهایت هر دو محصول هضمشده روی ژل آگارز 1 درصد بارگذاری شدند. فرایند استخراج از ژل آگارز توسط کیت اختصاصی (Termo, USA) طبق دستورالعمل شرکت سازنده انجام شد. بعد از استخراج از ژل، محصول استخراجشده توسط دستگاه نانودراپ کمیتسنجی شدند.
اتصال قطعه نوترکیب HBHA-OmpL به پلاسمید pET22b(+) و انتقال پلاسمید نوترکیب به باکتری بیانی BL21 (DE3): بعد از تعیین غلظت قطعات هضمشده HBHA-OmpL و وکتور بیانی، فرایند اتصال با استفاده از آنزیم DNA Ligase T4 در دمای 16 درجه سانتیگراد بهصورت شبانه انجام شد. سپس فرایند انتقال پلاسمید نوترکیب به سلولهای مستعد DH5α با استفاده از روش شوک حرارتی انجام شد. محصولات لایگیتشده روی یک پلیت LB آگار حاوی آنتیبیوتیک (1/0 میلیگرم بر میلیلیتر) کشت داده شدند و بهمدت 16 ساعت در انکوباتور 37 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. پس از ظاهر شدن کلنیهای تک، جهت تأیید حضور قطعه کایمرشده درون کلنیهای مشاهدهشده روی محیط کشت، از واکنش PCR Colony و همچنین پرایمر جهانی T7 استفاده شد.
استخراج پلاسمید نوترکیب، تعیین توالی و زیرهمسانهسازی به وکتور بیانی: فرایند استخراج پلاسمید نوترکیب حاوی قطعه OmpLHBHA- از باکتری DH5α، با استفاده از کیت تخصصی استخراج پلاسمید نوترکیب (USA Thermo,) طبق دستورالعمل شرکت سازنده انجام شد و برای تعیین توالی با استفاده از پرایمرهای T7 به شرکت بایونیر کره ارسال شد. بعد از تأیید حضور قطعه نوترکیب داخل پلاسمید pET22b(+)مجدداً انتقال وکتور به درون باکتری مستعد بیانی BL21(DE3) به روش شوک حرارتی انجام شد و محصولات روی محیط کشت LB آگار حاوی آمپیسیلین (1/0 میلیگرم بر میلیلیتر) بهمدت 16 ساعت و دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند. تأیید صحت اجرای مرحله انتقال نیز توسط فرایند PCR-Colony با بهکارگیری پرایمر جهانی T7 بررسی شد.
بیان و خالصسازی پروتئین نوترکیب تولیدشده HBHA-OmpL: بهمنظور القای بیان پروتئین HBHA-OmpL، باکتری BL21(DE3) (حاوی pET22b(+) نوترکیب)، در 5 تا 6 میلیلیتر محیط کشت مایع LB حاوی آمپیسیلین (1/0 میلیگرم بر میلیلیتر) بهمدت 16 تا 20 ساعت، در دمای 37 درجه کشت داده شد. پس از جوانسازی مجدد باکتریها در 50 میلیلیتر محیط کشت مایع LB حاوی آمپیسیلین (1/0 میلیگرم بر میلیلیتر)، القای بیان ژن موردنظر توسط IPTG (5/0 میلیمولار) انجام شد. برای بررسی فرایند بیان پروتئین هر 1 ساعت 1 بار نمونهبرداری شد. درنهایت نیز ارزیابی کیفی القای بیان ژن توسط ژل SDS-PAGE با غلظت 12 درصد بررسی شد.
خالصسازی و جمعآوری پروتئین نوترکیب تولیدشده، با روش His-Taq purification و بهکارگیری ستون رزین کروماتوگرافی نیکل NTA انجام شد. در این روش، جمعآوری نهایی پروتئینها توسط محلول ایمیدازول 250 میلیمولار و ارزیابی کیفی پروتئینهای جمعآوریشده توسط ژل SDS-PAGE با غلظت 12 درصد انجام شد.
استخراج DNA و تکثیر ژنهای اختصاصی: بهمنظور تکثیر ژنهای HBHA بهعنوان ادجوانت مولکولی و OmpL بهعنوان آنتیژن، استخراج DNA بهترتیب از واکسن ب.ث.ژ و باکتری سالمونلا تیفیموریوم با موفقیت انجام شد (تصویر 1). سپس هریک ژنهای HBHA و OmpL که بهترتیب دارای طول 600 و 667 جفت باز میباشند، توسط پرایمرهای اختصاصی و واکنش PCR بدون هیچ آلودگی و باند غیر اختصاصی با موفقیت تکثیر شد (تصویر 2).
اجرای واکنش SOE-PCR برای اتصال قطعه آنتیژن (667جفت باز) OmpL و قطعه مولکولی (600 جفت باز)HBHA: بعد از تکثیر، از محصولات PCR شده هریک از ژنهای HBHA و OmpL بهعنوان نمونه الگو برای ساخت کایمر نوترکیب HBHA-OmpL استفاده شد. در این مرحله با استفاده از روش Splicing-by-Overlap Extension توالی آنتیژن OmpL و مولکول HBHA با استفاده از پرایمرهای لینکردار به یکدیگر متصل شدند و قطعه کایمر نوترکیب HBHA-OmpL جدید دارای 1267جفت باز حاصل شد که نتایج الکتروفورز تکثیر صحیح این قطعه را تأیید میکند (تصویر 3).
فرایند هضم دو آنزیمی، واکنش اتصال و انتقال پلاسمید نوترکیب به درون باکتریهای مستعد: کایمر نوترکیب HBHA-OmpL ساختهشده و همچنین وکتور بیانی pET22b(+) تحت تیمار هضم دو آنزیمی توسط آنزیمهای محدودکننده NcoI و EcoRI قرار گرفتند و پس از استخراج از ژل هریک از محصولات ذکرشده، فرایند اتصال با استفاده از آنزیم T4لیگاز نیز با موفقیت انجام شد. سپس محصول بهدستآمده به درون باکتری مستعد DH5𝛼انتقال داده شد. نتایج الکتروفورز، محصولات حاصل از فرایند Colony-PCR موفقیت اجرای فرایندهای اتصال قطعه نوترکیب به وکتور بیانی pET22b(+) و انتقال وکتور نوترکیب به باکتری DH5𝛼 را تأیید کرد (تصویر 4). در فرایند Colony-PCR، پرایمرT7 ، 325 جفت باز را به توالی کایمر نوترکیب HBHA-OmpL اضافه میکند و یک قطعه 1592 جفت بازی را تولید میکند.
نتایج توالییابی پلاسمید نوترکیب pET22b(+) حاوی پروتئین نوترکیب HBHA-OmpL: نتایج توالییابی از روی پلاسمید حاوی قطعه کایمرشده OmpL-HBHA، با استفاده از پرایمرهای T7 نشان داد توالی مدنظر هیچ جهشی ندارد و فریم خوانش صحیح میباشد. پس از تأیید نتایج توالییابی، پلاسمید نوترکیب pET22b(+) طی فرایند شوک حرارتی به درون باکتری بیانی BL21 (DE3) با موفقیت انتقال یافت.
بررسی القای بیان و خالصسازی توالی پروتئین نوترکیب HBHA-OmpL: القای بیان پروتئین نوترکیب با استفاده از IPTG با غلظت 5/0 میلیمولار انجام شد. میزان بیان هر 1 ساعت پس از القا تا 5 ساعت متوالی در دمای 37 درجه سانتیگراد، با استفاده از ژل SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت (تصویر 5) و همانطور که ملاحظه میشود با گذشت زمان غلظت پروتئین بیانشده افزایش یافته است. بهمنظور خالصسازی پروتئین تولیدشده، از ستون رزین کروماتوگرافی نیکل استفاده شد. پس از اتمام فرایند تخلیص پروتئین HBHA-OmpLبا استفاده از کروماتوگرافی تمایلی به روش طبیعی (توسط تغییر غلظت ایمیدازول)، پروتئینهای خالصشده روی ژلSDS-PAGE 12 درصد بارگزاری و ارزیابی شدند و درنهایت پروتئین مورد انتظار با وزن مولکولی تقریباً 45/49 کیلو دالتون، روی ژل SDS-PAGE مورد تأیید قرار گرفت (تصویر 6).
در حال حاضر میزان مرگومیر و مشکلات بهداشت عمومی مرتبط با سالمونلا تیفیموریوم به حدی افزایش یافته است که آن را به موضوع مهمی برای جوامع بشری تبدیل کرده است. این باکتری در برابر درمانهای آنتیبیوتیکی رایج بهراحتی مقاوم میشود و این مسئله مشکلات زیادی را در درمان انسانها و حیوانات در سراسر جهان به وجود آورده است (16)؛ بنابراین نیاز به دسترسی به یک واکسن کارآمد با قابلیت مناسب تحریک سیستم ایمنی و با کمترین عوارض جانبی بهشدت احساس میشود. امروزه بهکارگیری علم زیستفناوری در تولید پروتئین نوترکیب، اجازه جایگزینی آنتیژنهای پروتئینی را با باکتریها و ویروسهای زنده ضعیفشده یا غیرفعال در ساختار واکسنهای نسل جدید داده است. علاوهبراین تولید پروتئینهای نوترکیب در مقیاس بزرگ با هزینه کمتر یکی از مزایای عمده این فرایند است (17). براساس مطالعات پیشین، پروتئینهای غشای خارجی سالمونلا، آنتیژنهایی فعال / محافظتکننده در برابر سالمونلا میباشند و این پتانسیل را دارند که بهعنوان یک کاندید در طراحی واکسنها مورد استفاده قرار گیرند (12، 18). درمورد اهمیت بهکارگیری آنتیژن OmpL میتوان به این نکته اشاره کرد که این آنتیژن، بهعنوان یک پروتئین غشایی، بهدلیل موقعیت آن بر روی سطح باکتری و همچنین بیان فراوان آن در میان سرووارهای مختلف سالمونلا در مطالعههای مربوط به طراحی واکسن علیه سالمونلوز مورد توجه است (14، 19). بهعنوان مثال Yang و همکاران در سال 2013 در یک مطالعه به شناسایی و توصیف واکسنی متشکل از آنتیژن OmpL بهعنوان یک واکسن بالقوه برای محافظت در برابر سالمونلوز در موش پرداختند و گزارش کردند در موشهای واکسینهشده با rOmpL، تمام ایزولههای باکتری توسط سرم rOmpL کشته شدند، ولی سرم موشهای بدون مایهکوبی قادر به کشتن عامل بیماری در شرایط آزمایشگاهی برای همه سرووارهای آزمایششده تا ۱۸۰ دقیقه نبود. آنها به این نتیجه رسیدند که پروتئین OmpL یک آنتیژن امیدوارکننده و محافظ برای توسعه یک واکسن کاندید علیه عفونت سالمونلا ارائه میکند (14). بر همین اساس در مطالعه حاضر نیز از آنتیژن OmpL همراه با ادجوانت HBHA با هدف توسعه یک واکسن کونژوگه استفاده شده است. در مطالعه حاضر امکانسنجی بیان سازه نوترکیب HBHA-OmpL در سیستم بیانی پروکاریوتی (باکتری بیانی BL21(DE3)) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشاندهنده بیان موفق این سازه نوترکیب در سیستم بیانی پروکاریوتی بود. بهکارگیری سیستم بیانی کاربرپسند و مقرونبهصرفه پروکاریوتی بسیار مورد توجه و علاقه محققین است.
در راستای مطالعه حاضر، Jahandar و همکاران در سال 2015 ژن InvG از باکتری سالمونلا را با طراحی آغازگر اختصاصی و استفاده از روشPCR تکثیر و بیان آن را در سیستم بیانی پروکاریوتی BL21(DE3) ارزیابی کردند. نتایج نشان داد تولید پروتئین نوترکیب InvG از باکتری سالمونلا با وزن 81 کیلو دالتون در میزبان بیانی پروکاریوتی (اشریشیا کلی) امکانپذیر است (20) که این نتایج در راستای اهمیت و توانمندی سیستم پروکاریوتی در تهیه پروتئینهای نوترکیب میباشد. علاوهبراین مطالعات پیشین نشان دادهاند مطالعههای بسیاری درزمینه بیان انواع پروتئینهای آنتیژنیک و معرفی بهعنوان کاندید واکسنهای نوترکیب زیرواحدی، متشکل از آنتیژنهای قدرتمند علیه پاتوژنهایی نظیر بروسلا و کوکسیلا انجام شده است که از همین سیستم بیانی پروکاریوتی و همچنین پلاسمیدهای اختصاصی با موفقیت استفاده کردهاند (21-23). سیستم بیانی وکتورpET نیز قویترین سیستمی است که برای بیان پروتئین نوترکیب در میزبانهای پروکاریوتی به کار گرفته میشود (24). در مطالعه حاضر تولید پروتئین HBHA-OmpL در باکتری اشریشیا کلی به شکل نوترکیب با استفاده از ناقل پلاسمیدی سیستم (+)pET22b با موفقیت انجام گرفت. دلیل انتخاب پلاسمید (+)pET22b کارایی بالای آن در کلونینگ و تولید پروتئین نوترکیب است (20). سپس پروتئین نوترکیب در باکتری تجاری اشریشیا کلی BL21 (DE3) بیان و خالصسازی شد و درنهایت نیز توسط SDS-PAGE مورد تأیید قرار گرفت.
در راستای مطالعه حاضر، تاکنون مطالعات متعددی درزمینه طراحی و یا ساخت سازههای آنتیژنیک نوترکیب با هدف توسعه واکسنهای زیرواحدی صورت گرفته است. در این خصوص Adeli و همکاران در سال 2016 با هدف توسعه یک واکسن زیرواحدی علیه بیماری سالمونلوز به بیان پروتئین نوترکیب fliC پرداختند. در آن مطالعه برای بیان حداکثری، ژن موردنظر باتوجهبه ترجیح کدونی باکتری E.coli سنتز و درون وکتور بیانیpET28a+ زیرهمسانهسازی شد و سپس به میزبان بیانی پروکاریوتی اشریشیا کلیBL21 (DE3) منتقل شد. بیان و خلوص پروتئین ۵۱ کیلو دالتونی مذکور با استفاده از SDS-PAGE تأیید شد (25). Verma و همکاران در سال 2009، مطالعهایی با هدف بهکارگیری پروتئینهای غشای خارجی OmpF و OmpC از سالمونلا آنتریکا سرووار تیفی (S. Typhi) در ساختار یک واکسن کاندید برای پیشگیری از تب تیفوئید انجام دادند. پروتئینهای OmpF و OmpC از S. Typhi در وکتور pQE30UA همسانهسازی و سپس در باکتری بیانی اشریشیا کلی BL21 (DE3) بیان شدند. پروتئینهای تولیدشده با استفاده از روشهای کروماتوگرافی (کروماتوگرافی تعویض یونی) خالصسازی و سپس به موشها تزریق شدند تا پاسخ ایمنی آنها بررسی شود. آزمایشهای سرمی برای اندازهگیری تولید آنتیبادیها نشان داد پروتئینها میتوانند پاسخ ایمنی مؤثری ایجاد کنند و بهعنوان آنتیژنهای بالقوه برای واکسنهای ضد S. Typhi در نظر گرفته شوند (26).
علاوهبراین Pandey و همکاران در سال 2018، طی مطالعهایی بهمنظور توسعه واکسن زیرواحدی به بیان و خالصسازی آنتیژن Omp28 از سالمونلاآنتریکا سرووار تیفی موریوم برای توسعه واکسن زیرواحد پرداختند. در این مطالعه توالی آنتیژن Omp28 تکثیر و همسانهسازی و پروتئین آن نیز در سیستم بیانی پروکاریوتی بیان شد. آنتیژنیک بودن پروتئین خالصشده ازطریق وسترن بلات با آنتیسرم تولیدشده در خرگوش تأیید شد. آنها گزارش کردند آنتیژن Omp28 میتواند بهعنوان یک کاندید مؤثر برای توسعه واکسن rDNA علیه سالمونلوز در نظر گرفته شود (27) که با هدفی مشابه با مطالعه حاضر با موفقیت پیش رفته است. در راستای بهکارگیری آنتیژنهای برجسته در توسعه کاندید واکسنهای زیرواحدی،Jha و همکاران در سال 2012 با هدف توسعه یک واکسن نوترکیب علیه سالمونلا تیفی موریوم برای طیور، از آنتیژن Omp C باکتری سالمونلا تیفی موریوم استفاده کردند. این ژن یک پروتئین غشای خارجی اصلی است که هم در اسمولاریته پایین و هم در اسمولاریته بالا به میزان زیادی بیان میشود. بدینمنظور توالی DNA آنتیژن مذکور تکثیر و سپس در باکتری اشریشیا کلی سویه DH5α کلون و سپس تعیین توالی شد تا امکان توسعه واکسن rDNA بررسی شود (28).
یک واکسن زیرواحدی، شامل آنتیژن OmpL میتواند واکسنی محافظ در برابر عفونتهای سالمونلایی باشد. این پروتئین میتواند پاسخهای ایمنی هومورال و سلولی را برای پاکسازی کامل عفونت باکتری سالمونلا تقویت کند و پتانسیل آن را برای استفاده در انواع واکسنها افزایش دهد. درنتیجه واکسن مبتنی بر آنتیژن OmpL این قابلیت را دارد که یک واکسن بالقوه در برابر عفونت چندگانه سالمونلا تیفیموریوم باشد. در مطالعه حاضر، تلاش شد یک پروتئین نوترکیب معرفی شود که حاوی پروتئین آنتیژن OmpL از باکتری سالمونلا تیفیموریوم و ادجوانت مولکولی HBHA (HBHA-OmpL)، بهعنوان یک جایگزین کارآمد برای واکسنهای رایج موجود است.
نتیجهگیری نهایی: مطالعه حاضر با هدف ساخت یک ساختار کایمر ایمونوژنیک، شامل دو دامنه اصلی متشکل از آنتیژن OmpL از باکتری سالمونلا تیفیموریوم و مولکول HBHA، بهعنوان ادجوانت مولکولی از باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس انجام شد. این ساختار در ابتدا طراحی و سپس امکانسنجی بیان پروتئین مربوط به آن در سیستم بیانی پروکاریوتی بررسی شد. همانطور که در نتایج مشخص گردید این پروتئین نوترکیب با موفقیت در سیستم ارزانقیمت و کاربرپسند پروکاریوتی بیان و خالصسازی میگردد؛ بنابراین میتوان در مطالعههای بعدی خواص ایمنیزایی آن را بهعنوان یک کاندید واکسن زیرواحدی در مدلهای حیوانی مورد مطالعه قرار داد.
مطالعه حاضر یک مطالعه in vitro میباشد و هیچ مدل انسانی یا حیوانی در آن استفاده نشده است؛ بنابراین مشمول دریافت کد اخلاق نمیباشد.
مطالعه حاضر در راستای حمایتهای همهجانبه دانشکده دامپزشکی دانشگاه لرستان در ایران میباشد؛ بنابراین از همکاری مسئولین ذیربط در انجام این پروژه تشکر و قدردانی میشود.
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.