Anatomical and Radiological Study of Interdigital Pouch of Native Goats (Capra hircus) Chahar Mahal Va Bakhtiari Province

Document Type : Basic Sciences

Authors

1 Department of Anatomical Sciences, College of Veterinary Medicine, Shahrekord Branch, Islamic Azad University, Shahrekord, Shahrekord, Iran

2 Department of Clinical Sciences, College of Veterinary Medicine, Shahrekord Branch, Islamic Azad University, Shahrekord, Shahrekord, Iran

Abstract

BACKGROUND: The interdigital pouch is an invagination of the skin which locates between the digits in several species of the artiodactyla. It secretes pheromones that play important biological functions in the conspecific chemical communication.
OBJECTIVES: This study has been carried out in order to determine the anatomical and radiological structure of the interdigital pouch in native goats.
METHODS: Eighty interdigital pouches (40 forefeet and 40 hind feet) of 10 female and 10 male, one to three-years-old, healthy native goats in slaughterhouses of Chaharmahal va Bakhtiari were selected. After dissection, topography of each pouch was determined in the feet. For radiologic studies, contrast urografin media were injected into the pouch and then radiographs and photographs were obtained. Different parts of each pouch were identified and measured between the two limbs in both sexes. Data were analyzed by t-test.
RESULTS: In native goats, the pouch, which was observed in all feet,  was a primitive type and located in the space between two hooves at the level of pastern joint. The pouch represents an equilateral triangle with an apex next to the first phalanx and the base near the second phalanx. The best radiographic view for pouch in native goats was dorsopalmar or dorsoplantar. Detection of the pouch in the forelimb was more than that of the hindlimb. Except for the base of pouch, the means of the other parts in male were significantly higher than females. It is difficult or impossible to define the exact radiological and topographical limits of the pouch in goat, due to the absence of secretion, excretory duct and orifice and also the dispersion of structure.
CONCLUSIONS: Based on this study, it can be concluded that although the interdigital pouch has only been reported in sheep, deer, moufflon and antelope, it was also found in native goats, but it is not common.

Keywords


مقدمه


بز‌های اهلی (Caprahircus) زیرگونه‌ای از بز‌های وحشی (Capra aegagrus) هستند که از نظر علم جانورشناسی حیوانات مهره‌داری بوده که در زیر خانواده‌ی بزسانان (Caprinae) و خانواده‌ی گاوسانان (Bovidae) از زیرراسته­ی نشخوارکنندگان (Ruminantia)، و راسته­ی زوج‌سمیان (Artiodactyla) از رده­ی پستانداران (Mammalia) قرار دارند (26). بز یکی از کهن‌ترین حیوانات اهلی بوده که از شیر، گوشت، مو و پوست آن در نقاط مختلف جهان استفاده می‌شود (8). در حال حاضر، بیش از 300 نژاد بز در جهان وجود دارد (15). قدیمی‌ترین آثار نگهداری بز‌ها در ایران، مربوط به 10 هزار سال پیش و در گنج دره واقع در غرب کشور ذکر شده است (13،14).

جیب بین انگشتی که به آن سینوس بین انگشتی (2،19،20،23)، غده­ی بین انگشتی (9،16،20) و یا اندام بزرگ شونده نیز گفته می­شود (25)، یک فرورفتگی لوله‌ای شکل از پوست به­داخل فضای بین انگشتی است که در شکاف بین دو سم قرار گرفته است (12،20،23).

وجود غدد سباسه (1،2،3،4،5،9،20) و نیز غدد عرق بزرگ آپوکراینی در جیب بین انگشتی (1،3،17،20،22)، باعث ترشح مواد بودار (2) و فرمون‌ها شده (22) که نقش زیستی مهمی در حیوانات هم‌نوع به­ویژه تعیین قلمرو (10)، بروز رفتار‌های اجتماعی (2،11،22) و نیز رفتارهای جنسی دارد (9،19). جیب بین انگشتی هم‌چنین ترکیبات ضد میکروبی و مواد کشنده‌ی باکتری­ها و قارچ­ها را نیز تولید می­کند (1).

افزایش ترشحات غدد جیب بین انگشتی (به‌ویژه غدد سباسه) در اماکنی که شرایط بهداشتی ضعیفی دارند، منجر به انسداد دهانه‌ی جیب و عدم ورود هوا به­داخل آن شده بنابراین شرایط مناسب جهت رشد و تکثیر میکروارگانیسم‌های بیماریزای بی‌هوازی را فراهم می­آورد. این امر باعث ایجاد زخم، التهاب و عفونت در سم حیوان و افزایش لنگش‌های مسری در گله می‌گردد (4).

گرچه در بسیاری از مطالعات صورت گرفته، وجود جیب بین انگشتی مشخص و تیپیک صرفا در گوسفند گزارش شده است (1،2،4،5،9،20) ولی مطالعات محققین دیگر حاکی از وجود جیب در گوزن­ها، قوچ کوهی، آنتلوپ و serow می­باشد (3،16،24). از طرفی در گوسفند جیب بین انگشتی هم در اندام­های حرکتی قدامی و هم در اندام­های حرکتی خلفی و در هر دو جنس نر و ماده وجود دارد (4،5،10،20، 1،2) در حالی­که در گوزن، جیب بین انگشتی فقط در اندام­های حرکتی قدامی گزارش شده است (16).

شکل و ساختار جیب بین انگشتی حتی در نژادهای مختلف گوسفند نیز با یکدیگر متفاوت بوده، به­طوری­که در گوسفند بختیاری به­شکل پیپ بوده که از 5 قسمت نزولی، خمیدگی، صعودی، مجرای خروجی و دهانه تشکیل شده و وزن آن در اندام حرکتی قدامی بیش‌تر از اندام حرکتی خلفی بوده است (20). در گوسفندان لری جیب بین انگشتی از یک واحد ترشحی و یک واحد دفعی تشکیل شده است (1). در گوسفندان بومی آکارامان (Akkaraman) جیب بین انگشتی دارای 3 قسمت شامل قاعده، بدنه و گردن بوده (4) ولی در گوسفندان توجدارای یک گردن دراز و یک قسمت انتهایی کور می­باشد (2).  Demiraslan و همکاران در سال 2014 گزارش نمودند که جیب بین انگشتی در گوسفندان کیویریک (Kivircik) از 4 قسمت شامل بدنه، خمیدگی، مجرای دفعی و دهانه تشکیل شده است (9). از مطالعات بسیار محدود و انگشت شماری که در دو نژاد آنگورا (ترکی) و بلدی (مصری) بز صورت گرفته نتایج کاملاً متفاوت و متنقاضی اعلام شده است (5،6،7،17،22). این تناقض زمانی آشکار می­شود که برخی وجود جیب بین انگشتی (6،17،22)، ولی برخی عدم وجود جیب را در این حیوان گزارش نموده­اند (5،7).

با توجه به نقش زیستی جیب بین انگشتی در حیوانات هم‌نوع و اهمیت آن در بروز لنگش‌های مسری و نیز تفاوت­های بین گونه­ای و داخل گونه­ای در ساختار آن و نیز گزارشات ضد و نقیضی که در مورد حضور جیب بین انگشتی در بز وجود دارد و از آنجا که تاکنون ساختار کالبدشناسی و پرتوشناسی جیب بین انگشتی در بزهای بومی ایران مورد مطالعه قرار نگرفته، این تحقیق جهت مشخص شدن ویژگی­های فوق در بزهای بومی به انجام رسید.

مواد و روش کار

این تحقیق بر روی 20 بز بومی نر و ماده بالغ سالم با میانگین سنی یک تا سه ساله به انجام رسید. پس از کشتار حیوانات در کشتارگاه­های جونقان و فارسان استان چهارمحال و بختیاری، اندام‌های حرکتی قدامی و خلفی و نیز سمت چپ و راست هر اندام در هر جنس، با استفاده از افشانه‌های رنگی متفاوت علامت­گذاری گردید و در کنار یخ بلافاصله به آزمایشگاه دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد منتقل شدند. پس از تشریح دقیق ناحیه بین انگشتی، وجود یا عدم وجود جیب، مجرا و سوراخ خروجی و موقعیت توپوگرافی آن به­طور جداگانه در اندام‌های حرکتی قدامی و خلفی چپ و راست در هر جنس بررسی و تعیین گردید و تصاویر لازم گرفته شد.

پس از تعیین محدوده­ی توپوگرافی جیب بین انگشتی، جهت مطالعات پرتوشناسی ابتدا اقدام به تهیه رادیوگرافی ساده (survey) با حالت گماری­های مختلف گردید که به­علت رادیولوسنت بودن ناحیه و پراکنده بودن ساختار جیب، تصویر خاصی از آن مشاهده نشد. به­منظور مشخص شدن هرچه بهتر موقعیت پرتونگاری جیب از رادیوگرافی ماده رنگی (Contrast Study) استفاده شد که برای این منظور میزان 1 میلی­لیتر ماده‌ی حاجب یورگرافین که بصورت آمپول 20 میلی­لیتری Meglumine compound 76 درصد (حاوی 370 میلی­گرم Iodine ساخت شرکت دارو پخش) بود، به­داخل جیب تزریق و رادیوگراف­های لازم با استفاده از دستگاه رادیولوژی موبایلی (Mobile radiograph machine با مشخصاتCPT  (2015) و شماره سریال 2-4733/98 و فاکتورهای تابش 55 RV: و 4/5  MAS:و فیلم Rodak با ابعاد 18 در 24 سانتی­متر (Min-RS film) گرفته شد.

پس از تعیین و شناسایی هر جیب در رادیوگراف­ها، قسمت­های مختلف هر جیب به­طور جداگانه در اندام‌های حرکتی قدامی و خلفی در هر دو جنس اندازه­گیری شد. داده­ها در نرم‌افزار اکسل 2010 طبقه‌بندی و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 22) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میانگین و انحراف معیار نتایج در جنس‌های نر و ماده با استفاده از آزمون تی مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. جهت مطالعات تکمیلی نیز نمونه­های بافتی گرفته شد و پس از پایدارسازی در فرمالین بافر 10 درصد بمدت 24 تا 36 ساعت با هماتوکسیلین ائوزین، ورهوف و ماسون تریکروم رنگ­آمیزی گردید (18). مطالعات بافت­شناسی با استفاده از میکروسکوپ نوری (Olympus مدل 50BX ساخت ژاپن) بر روی برش­های رنگ شده انجام گرفت و تصاویر لازم گرفته شد.

نتایج

در مطالعات کالبدشناسی صورت گرفته بر روی ناحیه بین انگشتی، در هیچ­یک از اندام‌های حرکتی قدامی و خلفی هیچ­گونه سوراخ خروجی در این ناحیه برای جیب بین انگشتی مشاهده نشد. با تشریح ناحیه و بررسی دقیق­تر مشخص گردید که یک مجرای خروجی که بتواند ترشحات احتمالی جیب بین انگشتی را به سطح پوست ناحیه تخلیه نماید، وجود ندارد.

با تشریح عمقی­تر فضای بین دو سم و نزدیک­شدن به مفاصل بین انگشتی و موقعیت توپوگرافی جیب بین انگشتی، هیچ­گونه ساختار لوله­ای ماکروسکوپی و مشخصی که نشان­دهنده­ی ساختار غده­ای باشد و یا لومنی که با ترشحات و یا مو پر شده باشد، مشاهده نشد ولی ضخیم‌شدگی پوست ناحیه که همراه بافت همبند سست و مقادیری بافت چربی بود دیده شد (تصویر 1).

در برش­های بافتی تهیه شده از این ضخیم­شدگی، ماهیچه­ی راست­کننده­ی مو (تصویر 2)، غدد عرق آپوکراینی (تصاویر 2 تا 4) و غدد سباسه (تصاویر 2،3)، فولیکول­های مو (تصاویر 2 تا 4)، رشته­های الاستیک (تصویر 3) و کلاژن (تصویر 4) و سلول‌های چربی، رگ‌های خونی، رشته­های عصبی و عقده­های عصبی مشاهده شد (تصویر 5).

روپوست از بافت پوششی سنگفرشی مطبق شاخی تشکیل شده بود (تصاویر 2،3). غدد سباسه از نوع آسینی ساده­ی منشعب می­باشند که در کنار فولیکول مو قرار داشتند (تصاویر 2،3)، درحالی­که غدد عرق آپوکراینی از نوع ساده­ی لوله­ای پیچ­خورده بودند (تصاویر 2 تا 4).

میان‌پوست شامل یک لایه­ی سست سطحی و یک لایه­ی سخت عمقی بود (تصاویر 2،4) که در لایه­ی سست سطحی، مقادیر زیادی بافت چربی وجود داشت تصویر 5 بافت چربی با نام سلول‌های چربی نشان داده شده (تصویر 5). رنگ­آمیزی­های اختصاصی، وجود رشته­های الاستیک و کلاژن را در لایه­ی سخت عمقی نشان دادند (تصاویر 3،4).

تشخیص محدوده توپوگرافی جیب بین انگشتی با حالت گماری­های مختلف در رادیوگرافی ساده به­دلیل رادیولوسنت بودن ناحیه و پراکندگی ساختار جیب ممکن نبود ولی در رادیوگرافی ماده­ی رنگی، جیب بین انگشتی در تمام پاها به­شکل بدوی مشاهده شد که در فضای بین دو سم، مجاور مفصل بوخولوق قرار گرفته بود (تصاویر 6 تا 8). بهترین حالت­گماری برای مشاهده­ی جیب بین انگشتی در بزهای بومی، حالت­گماری پشتی-کف دستی (یا کف پایی) بود که به­صورت یک مثلث متساوی‌الساقین مشاهده شد. راس این مثلث مجاور بند اول و قاعده­ی آن کنار بند دوم انگشتان قرار داشت (تصاویر 6،7). اگرچه تشخیص جیب بین انگشتی در رادیوگراف­های اندام‌های حرکتی قدامی بزهای بومی (تصاویر 6،7) بیش­تر از رادیوگراف‌های اندام‌های حرکتی خلفی آن­ها بود (تصویر 8)، ولی تعیین دقیق محدوده­ی توپوگرافی جیب در این حیوان، بسیار مشکل و در برخی موارد غیرممکن می­باشد.

بر اساس جدول 1، میانگین اندازه­ی هر سه قسمت جیب بین انگشتی در بزهای نر بیش­تر از بزهای ماده بود ولی این اختلاف در مورد قاعده­ی جیب­ها معنی­دار نبود (01/0P<). هم­چنین با توجه به جدول 1 می­توان مشاهده کرد که جیب بین انگشتی در بزهای مورد مطالعه، مثلث متساوی‌الساقین کوچکی است که طول هر ظلع آن کم­تر از 2 سانتی­متر می­باشد.

بحث

برخلاف گوزن (16)، قوچ کوهی و آنتلوپ (24)، نژادهای مختلف گوسفند (1،2،4،5،9،20) و serow که جیب بین انگشتی به‌صورت یک ساختار کامل غده­ای با لومن کاملاً واضح گزارش شده است (3)، در بزهای بومی این تحقیق هیچ­گونه ساختار لوله­ای ماکروسکوپی که نشان­دهنده­ی ساختار غده­ای باشد و یا لومن مشخصی مشاهده نگردید.

اگرچه قسمت­های تشکیل­دهنده­ی جیب بین انگشتی در حیوانات مختلف مطالعه شده، متفاوت بیان شده ولی در همه­ی این حیوانات جیب دارای یک سوراخ دفعی بوده که ترشحات را از مجرای جیب به سطح پوست تخلیه می­کند (1،2،3،4،5،9،16،20،24). در بزهای بومی، سوراخ خروجی و مجرایی در ناحیه بین انگشتی شکاف بین دو سم وجود نداشت.

مطالعات مختلف صورت گرفته در نژادهای مختلف گوسفند (1،2،4،5،9،20)، گوزن (16)، قوچ کوهی و آنتلوپ (24)، و serow (3) نشان داده که جیب بین انگشتی در آن­ها به­شکل پیپ بوده درحالی­که در بزهای بومی این تحقیق، چنین ساختار ماکروسکوپی مشاهده نشد و به­جای آن، یک ساختار بدوی مثلثی شکل مشاهده شد که از اطراف توسط بافت چربی احاطه شده بود. این ساختار مثلثی شکل نیز صرفاً با تزریق ماده­ی حاجب رنگی به­داخل جیب و حالت­گماری پشتی-کف دستی یا پشتی-کف پایی قابل مشاهده می­باشد.

اگرچه محققین وجود ترشحات در لومن جیب بین انگشتی را اعلام نموده­اند (1،4،9،16،17،20)، ولی ترشحات و لومن در بزهای بومی دیده نشد. برخلافJanicki  و همکاران در سال 2003 که اعلام نمودند جیب بین انگشتی در گوزن فقط در اندام حرکتی قدامی آن وجود داشته (16)، سایر محققین وجود جیب بین انگشتی را هم در اندام‌های حرکتی قدامی و هم در اندام‌های حرکتی خلفی گزارش نموده­اند که با نتایج این تحقیق هم­خوانی دارد (1،3،4،5،7،9،20،24).

اگرچه در بزهای بومی، تشخیص جیب در اندام‌های حرکتی قدامی بیش­تر از اندام‌های حرکتی خلفی بود ولی تعیین دقیق محدوده­ی توپوگرافی جیب در این حیوان، مشکل و در برخی موارد غیرممکن بود. علت این امر ممکن است به­علت اندازه­ی بسیار کوچک جیب (مثلثی با اضلاع کم­تر از 2 سانتی­متر)، پراکندگی ساختار آن، عدم وجود مجرا و سوراخ خروجی و ترشحات در آن باشد. این دلایل که منجر به دشوار­شدن تشخیص جیب در این حیوان می­شوند باعث شده تا برخی از محققین، عدم وجود جیب بین انگشتی (5،7)، و برخی وجود جیب بین انگشتی بدوی و اولیه را در این حیوان گزارش نمایند (6،17،22).

بسیاری از محققین، موقعیت توپوگرافی جیب بین انگشتی را در ناحیه­ی بین انگشتی فضای بین دو سم گزارش نموده­اند (1،3،4،5،7،16،20،24). که در بزهای بومی نیز جیب بین انگشتی در مجاور مفصل بوخولوق قرار گرفته بود.

مطالعاتی که توسط  Aslanو همکاران در سال 2010 (2)، Awaad و همکاران در سال 2015 (5) و Mobini در سال 2017 صورت گرفته نشان داده که جیب بین انگشتی بین جنس­های نر و ماده، ­یکسان و فاقد اختلاف بوده است (20)، درحالیکه Abbasi و همکاران در سال 2009 بیان کردند که ساختار جیب در گوسفندان لری، تحت تأثیر جنس متفاوت بوده است (1). این اختلافات جنسی در بزهای بومی این تحقیق نیز مشاهده گردید به­طوری­که میانگین اندازه­ی هر سه قسمت جیب بین انگشتی، در نرها بیش­تر از ماده­ها بود که حاکی از بزرگ­تر بودن جیب در بزهای نر نسبت به بزهای ماده و نیز نشان­دهنده­ی فعالیت بیش­تر جیب بین انگشتی در نرها می­باشد.

با توجه به وجود غدد سباسه و غدد عرق آپوکراینی از یک‌طرف و عدم حضور لومن، مجرا، سوراخ خروجی و ترشحات کافی در جیب بین انگشتی از طرف دیگر می­توان بیان کرد که در بزهای بومی، ترشحات غدد عرق آپوکراینی جیب بین انگشتی همانند غدد سباسه آن، از طریق سطح پوست به ناحیه­ی بین انگشتی شکاف بین دو سم تخلیه می­شوند. بنابراین نمی­توان به­طور کامل وجود فرمون­ها و مواد معطر ترشح شده از  جیب بین انگشتی را در این حیوان منتفی دانست. 

مطالعات مختلف صورت گرفته در نژادهای مختلف گوسفند، گوزن، قوچ کوهی، آنتلوپ و دیگر حیوانات نشان داده که جیب بین انگشتی از روپوست و میان‌پوست تشکیل شده بود که با نتایج تحقیق حاضر هم­خوانی دارد (1،3،5،9،10،16،20،24). Abbasi و همکاران در سال 2009، Awaad و همکاران در سال 2015 و Mobini در سال 2017 گزارش نمودند که بافت پوششی جیب بین انگشتی از نوع سنگفرشی مطبق شاخی بود که با یافته­های این تحقیق مطابقت دارد (1،5،20).

Abbasi و همکاران در سال 2009، Demiraslanو همکاران در سال 2014 و Mobini در سال 2017 وجود غدد سباسه، غدد عرق آپوکراینی، فولیکول­های مو، ماهیچه­ی راست‌کننده­ی مو، رشته­های کلاژن و الاستیک، سلول‌های چربی، رگ‌های خونی و رشته­های عصبی را در میان‌پوست جیب بین انگشتی گوسفندان گزارش نمودند که در این تحقیق نیز مشاهده شدند، ولی هیچ­یک از این محققین وجود عقده­های عصبی که در بزهای بومی این تحقیق مشاهده شد را گزارش نکرده­اند (1،9،20). Awaad و همکاران نیز در سال 2015 فقط وجود غدد سباسه، غدد عرق آپوکراینی و فولیکول­های مو را در میان‌پوست جیب بین انگشتی گوسفندان مصری گزارش نمودند (5).

نوع غدد سباسه در جیب بین انگشتی حیوانات مختلف، متفاوت گزارش شده است به­طوری­که Janicki  و همکاران در سال 2003 آن­ها را در گوزن از نوع مرکب آلوئولی (16)، درحالی­که Abbasi و همکاران در سال 2009 نوع آن­ها را در گوسفند لری، ساده­ی آلوئولی گزارش نموده­اند (1). برخی نیز مانند Mobini در سال 2017 آن­ها را در گوسفند بختیاری از نوع آسینی ساده­ی منشعب گزارش کرده­اند (20). این غدد در بزهای بومی مانند گوسفند بختیاری از نوع آسینی ساده­ی منشعب بود که در کنار فولیکول مو قرار داشتند.

برخلاف Janicki  و همکاران در سال 2003 که اعلام نمودند جیب بین انگشتی گوزن فاقد غدد عرق بوده (16)، سایر محققین وجود غدد عرق آپوکراینی را در ساختار جیب گزارش نموده­اند که با نتایج این تحقیق هم­خوانی دارد (1،4،5،9،12،16،17،20). این غدد در بزهای بومی مانند سایر حیوانات از نوع ساده­ی لوله­ای پیچ‌خورده بودند (1،16،20).

Olechnowicz و Jaśkowski در سال 2011 یکی از علل اصلی لنگش در گوسفند را التهاب ناحیه­ی بین انگشتی بیان کردند (21). Awaad و همکاران نیز در سال 2015 ضمن اعلام وجود یک رابطه­ی مستقیم بین ناحیه­ی بین انگشتی با لنگش، سوراخ خروجی جیب بین انگشتی را راه ورود فوزوباکتریوم بیان نموده که باعث گندیدگی سم می­گردد (5). از آن­جا که در ناحیه­ی بین انگشتی بزهای این تحقیق، سوراخ خروجی در شکاف بین دو سم وجود نداشت بنابراین درگیری جیب و اختلالات ناحیه­ی بین انگشتی را نمی­توان به­عنوان یکی از علل اصلی ایجاد لنگش در این حیوان دانست. در ایجاد لنگش در بزها که درصد شیوع بیش­تری (بین 9 تا 15 درصد) نسبت به گوسفندان (بین 8 تا 10 درصد) دارد، ممکن است عوامل دیگری بجز اختلالات ناحیه­ی بین انگشتی و درگیری جیب بین انگشتی دخیل باشند (5،21).

به طور کلی نتایج حاصل از بررسی کالبدشناسی، بافت­شناسی و پرتوشناسیجیب بین انگشتی در بز نشان می­دهد که جیب بین انگشتی در بزهای بومی وجود داشت هرچند که بسیار کوچک، بدوی، بدون مجرا و بدون سوراخ خروجی بود. تشخیص محدوده­ی توپوگرافی این ساختار در رادیوگرافی ساده، بسیار مشکل و یا غیرممکن ولی در رادیوگرافی ماده­ی رنگی به­ویژه در حالت­گماری پشتی-کف دستی، به‌صورت یک مثلث متساوی‌الساقین قابل تشخیص بود. جهت تشخیص دقیق ساختار و جزئیات جیب بین انگشتی، مطالعات بافت­شناسی و استفاده از رنگ­آمیزی­های اختصاصی بسیار سودمند می­باشد.

سپاسگزاری

از دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد و همه­ی عزیزانی که در انجام این تحقیق یاری رساندند، صمیمانه سپاسگزاری می­شود.

تعارض منافع

بین نویسندگان تعارض در منافع گزارش نشده است.

 

تصویر 1. موقعیت توپوگرافی جیب بین انگشتی در بزهای بومی، نمای پشتی-کف دستی.

تصویر 2. ساختار بافتی جیب بین انگشتی در بزهای بومی. روپوست (E)، بافت پوششی سنگفرشی مطبق شاخی (k)، لایه­های سطحی (sl) و عمقی میان‌پوست (dl)، غدد سباسه (S)، غدد آپوکراینی (A)، و فولیکول­های مو (H)، عضله­ی راست­کننده­ی مو (سرپیکان سیاه). رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین.

تصویر 3. حضور رشته­های الاستیک (سرپیکان­های سفید) در میان‌پوست (D) جیب بین انگشتی. روپوست (E)، بافت پوششی سنگفرشی مطبق شاخی (k)، غدد سباسه (S)، غدد عرق آپوکراینی (A)، فولیکول­های مو (H). رنگ آمیزی ورهوف.