نوع مقاله : علوم پایه (بیوشیمی، آناتومی، جنین، بافت شناسی و فیزیولوژی)
نویسندگان
1 گروه دامپزشکی واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
2 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دانش آموخته دانشکده دامپزشکی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
BACKGROUND: Ostrich belongs to the group of broad-breasted birds. Despite many morphological similarities with other birds, ostriches have some differences from them.
OBJECTIVES: This study aims to determine the processes of organogenesis and histogenesis in the ostrich liver. This study will serve as a basis for future research in experimental embryology.
METHODS: To carry out this study, 36 fertilized ostrich eggs of 5, 9, 14, 20, 25, 30, 34, 38, and 41 days old (4 samples from each age group) were selected, and their livers were examined anatomically, histologically, and morphometrically. The liver of the ostrich embryo was examined macroscopically and microscopically and compared with the livers of birds such as chicken, pheasant, partridge, duck, and turkey.
RESULTS: In addition to the similarities between the liver of this bird and other birds, there were significant differences, such as the division of the lobes, the shape of the lobes, the gallbladder, the time of final liver development, the time of the appearance of the first bile ducts, the time of the appearance of the first Kupffer cells, the color of hepatocyte cells and the number of cells of the hepatic cords.
CONCLUSIONS: Considering the species differences between birds, the existence of anatomical, morphological, and histological differences between the liver of this bird and those of other birds is understandable. In addition, there are differences in the times of development and appearance of organs between the ostrich and other species. However, the liver of the ostrich embryo is somewhat similar to the livers of other native birds.
کلیدواژهها [English]
شترمرغ متعلق به دسته پرندگان سینهپهن میباشد. این پرنده با وجود شباهتهای فراوان مورفولوژیکی با سایر پرندگان، تفاوتهایی نیز با آنها دارد. تکامل دستگاه گوارش نقش حیاتی در عملکرد پرندگان دارد. در مرحله نهایی رشد جنینی، اندامهایی که این سیستم را تشکیل میدهند، ازجمله کبد، بلوغ قابلتوجهی را تجربه میکنند (1). کبد در پرندگان، همانند سایر مهرهداران بهعنوان بزرگترین غده بدن، مهمترین ارگان در حفظ انرژی نیز شناخته میشود. کبد جوجههای تازه از تخم درآمده بهدلیل رنگدانههایی که همراه با لیپیدهای زرده منتقل میشوند، زردرنگ به نظر میرسد (2). کبد در مرغها بهطور قابلتوجهی بزرگ است. این ارگان که توسط کیسه صفاقی کبدی احاطه شده است، ناحیه قابلتوجهی از ترابکولای میانی جناغ سینه را اشغال میکند و لبههای آن با دندههای جناغی سینه در تماس است (3). این اندام در هضم چربی، پروتئین و کربوهیدراتها و همچنین تولید و ترشح صفرا به داخل لوله گوارش، مشارکت دارد. در زندگی جنینی، کبد بهعنوان مرکز خونساز بدن نیز عمل میکند (4). کبد پرندگان در متابولیسم و تولید چربیها نقش مهمی ایفا میکند و برخلاف پستانداران که لیپوژنز عمدتاً در بافتهای چربی صورت میگیرد، در پرندگان لیپوژنز عمدتاً در کبد اتفاق میافتد (5). صفرا یک مایع فیزیولوژیکی حیاتی است که در از بین بردن سمومی که کلیهها قادر به دفع آنها نیستند، بسیار نقشآفرینی میکند؛ این ماده در کبد ساخته میشود (6). موقعیت کبد جنین در ابتدا قرینه و میانی است، اما پس از نمو جنین بیشتر در طرف راست حفره شکم واقع میشود و منطقه قابلملاحظهای از حفره شکم را اشغال میکند، اما پس از تولد رشد آن با سایر اعضا هماهنگ نبوده و نسبت به آنها رشد کمتری دارد. تیغههای کپسول به داخل پارانشیم کبد نفوذ کرده و آن را تقسیم میکند. در شترمرغ به علت عدم نفوذ کامل کپسول گلیسون به داخل کبد، لوبوله بودن نسج نامشخص بوده و بافت کبدی یکنواخت به نظر میرسد. لوبولها از سلولهای کبدی تشکیل شدهاند که به صفحات رماک شهرت دارند و در مرکز آن سیاهرگ مرکز لوبولی قرار دارد. در پرندگان، سینوزئیدها توسط تیغههایی با دو لایه سلول ضخیم از هم جدا شدهاند.
مطالعه ارگانوژنز و هیستوژنز اندامها در دوران جنینی اطلاعاتی را پیرامون زمان رخداد اتفاقات بافتزایی هر اندام در اختیار قرار میدهد. اطلاع از زمان دقیق رخدادهای بافتزایی برای مطالعاتی که در آنها نقش ژنها و مولکولهای پروتئینی در هیستومورفوژنز هر اندام بررسی میشود، ضروری است. بهعبارتدیگر آگاهی از زمان دقیق دوره شکلگیری و تغییرات عملکردی یک اندام در زمان جنینی، که به دوره بحرانی معروف است، شرط اساسی بهمنظور بررسی نقش عوامل مولکولی مؤثر در ارگانوژنز میباشد. ازطرفدیگر اثر مواد مختلف خارجی بر روی شکلگیری یک ارگان بایستی در دوره بحرانی آن اندام بررسی شود؛ زیرا یک تراتوژن در صورتی بر روی اندام هدف خود جنین اثر میگذارد که در دوره بحرانی شکلگیری آن اندام به بدن جنین وارد شود. به همین دلیل زمان، توالی و نحوه بافتزایی اندامهای مختلف بهطور جداگانه و در حیوانات مختلف بررسی شده است (7). تاکنون تکامل کبد در دوران جنینی پرندگانی، مانند نژادهای بومی مرغ، بوقلمون، اردک، کبک و قرقاول مورد بررسی قرار گرفته است (8-11). بااینحال مطالعهای بر روی روند بافتزایی کبد شترمرغ صورت نگرفته است؛ بنابراین هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین روند ارگانوژنز و هیستوژنز کبد در شترمرغ است. مطالعه حاضر پایهای خواهد بود برای مطالعاتی که در آینده در حوزه جنینشناسی تجربی انجام میشود. همچنین نتایج حاصل از مطالعه حاضر در گسترش دامنه اطلاعاتی آناتومی پرندگان و جنبههای مختلف بهداشت، تغذیه و درمان بیماریهای طیور سودمند خواهد بود.
بهمنظور انجام مطالعه حاضر، 36 تخم شترمرغ نطفهدار 5، 9، 14، 20، 25، 30، 34، 38 و 41 روزه، (از هر گروه سنی چهار نمونه) انتخاب شد. این تخمها که بهصورت انکوبهشده در دستگاه جوجهکشی (با دمای 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 58 تا 60 درصد) قرار داشتند به آزمایشگاه انتقال یافتند. تخمها با ضربه وارد به وسط پوسته شکسته و رویان با رعایت تمام نکات بهداشتی بدون هیچ آسیبی از سایر محتویات تخم، تفکیک و در داخل سینی استیل قرار داده شد. طول هر رویان از فرق سر تا انتهای استخوان که Crown and rump length or CRL نامیده میشود، بهوسیله کولیس مدرج بهدقت اندازهگیری شد. سپس حفره بطنی رویان با دقت باز شد و بررسی اولیه اندازه، مجاورات، رنگ و شکل کبد در محل اصلی آن صورت گرفت. در مرحله بعد کبد و اتصالات همراه آن از محل جدا شده و بعد از گسترش روی سینی، ازنظر شکل، رنگ، طول، پهنا و ضخامت مورد اندازهگیری قرار گرفت و عکسهای موردنیاز از آن گرفته شد. تمام نتایج در جداولی که از قبل تهیه شده بود یادداشت گردید.
با هدف ارزیابیهای بافتی، از 16 رویان (از هر گروه سنی بهجز 5 روزگی، دو عدد) نمونههای بافتی کبد اخذ گردید و در محلول فیکساتیو فرمالین بافر 10 درصد قرار گرفت. آماده کردن بافتها با استفاده از دستگاه اتوتکنیکون صورت گرفت. سپس نمونهها برای قالبگیری از داخل پارافین مذاب خارج شده و در مرکز قالبهای لوکهارت قرار داده شد و روی آنها پارافین 60 درجه سانتیگراد اضافه گردید. قالبها برای چندین ساعت به همان حالت در دمای عادی آزمایشگاه نگهداری شدند تا کاملاً منجمد شوند. در ادامه بلوکهای پارافینی از قالب جدا گردیده و بهوسیله میکروتوم دوار، برشهای سریالی با ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. سپس برشها بر روی لام آغشته به چسب آلبومین انتقال یافته و در گرمخانه با دمای 37 درجه سانتیگراد خشک شدند. برای رنگآمیزی برشها از روش هماتوکسیلین و ائوزین استفاده گردید. هدف از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین، مشخص کردن انواع بافتها و سلولهای موجود در کبد بود. بعد از رنگآمیزی، برشها بهوسیله میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند و از آنها فتومیکروگرافهایی اخذ گردید.
مشاهدات ماکروسکوپی: در مشاهدات ماکروسکوپی روز 9، کبد اولیه مشاهده شد. ازآنجاکه سطح تحتانی کبد توسط دیواره سروزی چربیدار پشت کبد پوشش داده نمیشد، زمانی که استخوان جناغ لاشه بالا آورده شد، بهوضوح قابلمشاهده بود. رنگ و قوام کبد بستگی به سن رویان متفاوت بود. رنگ کبد در رویان 9 و 14 روزه زرد بود. در رویان 20 روزه رنگ آن، به قهوهایقرمز روشن متمایل شد و در رویانهای با سن بالاتر بهطور کامل قهوهایقرمز دیده میشد (تصویر a1، b1، c1، d1).
پرده صفاقی، کبد را از جهات راست، چپ، پشتی و شکمی، در حفره کبدی و روی جناغ سینه معلق نگه داشته بود و بخش اعظم آن توسط دندهها پوشیده میشد، این وضعیت در رویانهای بالای 14 روزه، بیشتر مشخص شد. کبد در تمام سنین از دو سطح احشایی و جداری تشکیل و توسط دو شکاف عمیق خلفی و سطحی قدامی به دو لوب اصلی راست و چپ تقسیم میشد. بهدلیل عدم وجود پرده دیافراگم در رویان شترمرغ، کبد از قدام بهطور مستقیم در برابر حفره پریکارد قرار داشت و دو لوب تشکیلدهنده آن، قسمت خلفی بطنهای قلب را احاطه میکرد. قطعه راست تا حدی بزرگتر از قطعه چپ بود. قطعه چپ توسط یک بریدگی یا شیار مستقیم قدامی که از لبه خلفی شروع میشد، به دو بخش خلفی پایینی و خلفی بالایی تقسیم میشد. این وضعیت در رویانهای بالای 14 روزه بهخوبی مشخص بود. کبد در تمام رویانهای موردمطالعه، دارای دو لبه بالایی و پایینی بود و از جوانب با دیوارههای جانبی حفره بطنی و کیسههای هوایی سینهای تماس داشت (تصویر c1).
همچنین مقادیر طول و ضخامت بخشهای مختلف لوبهای راست و چپ کبد رویان شترمرغ در روزهای 5، 9، 14، 20، 25، 30، 34، 38 و 41 برای جنسهای نر و ماده اندازهگیری شد (جدول 1).
سطح احشایی تا حدودی مقعر بود و کمی اثر گودی احشا در تماس با آن در این سطح مشاهده شد. پیش معده مستقیماً روی کبد قرار گرفته و با قطعات کبد کاملاً قالب شده بود و از خلف با سنگدان تماس داشت. ناحیه اتصال دو قطعه به هم با انتهای مری، پیش معده، سنگدان، طحال، تهیروده و دوازدهه در تماس بود. بزرگ سیاهرگ خلفی نیز از قسمت قدامی قطعه راست کبد عبور کرده که در مسیر خود شیاری عمیق را ایجاد میکرد. لبه قدامی هر دو قطعه بر اثر تماس با قسمت شکمی ـ خلفی نوک قلب، گرد و فرورفته بود. سطح احشایی کبد دارای یک فرورفتگی بود که از این محل سرخرگهای کبدی و شاخههای سیاهرگ باب به کبد وارد و مجاری صفراوی خارج میشوند.
کبد توسط یک پرده نازک سروزی ـ فیبروزی که با کیسههای هوایی صفاقی ـ کبدی همراه بود پوشیده شدهبود. تمام کیسههای هوایی بهجز کیسه هوایی گردنی در جوانب مختلف با کبد تماس داشتند. دو رباط همانند رباط مثلثیشکل پستانداران، از جوانب لبه قدامی، قطعات راست و چپ را به دیواره جانبی حفره بطنی وصل میکردند. یک پرده سروزی تکلایه نیز کبد را به سطح تحتاتی پیش معده متصل میکرد. در تمام رویانهای موردمطالعه، کیسه صفرا مشاهده نشد.
مشاهدات میکروسکوپی (کبد در رویان 9 روزه): بافت کبد با کپسولی بسیار ظریف با سلولهای همبندی و سلولهای سنگفرشی مزوتلیوم، از خارج پوشیده شده بود. لوبولاسیون بهدلیل عدم نفوذ تیغههای کپسول به داخل پارانشیم مشخص نبود. هپاتوسیتها که به شکل هپاتوبلاست چندوجهی دیده میشدند دارای سیتوپلاسمی ائوزینوفیلیک (اسیدوفیل) و هستهای روشن (کروماتین بیشتر به شکل یوکروماتین) با یک یا دو هستک بازوفیلیک بودند. هپاتوبلاستها به حالت نامنظم و تا حدودی نسبت به سیاهرگ مرکزی، ستونهای شعاعی تشکیل میدادند. ستونها در نواحی کمی، دوسلولی و در خیلی از نواحی چندسلولی بودند. سینوزوئیدها شکل نامنظمی داشته و در بیشتر مقاطع حاوی گلبول قرمز هستهدار بودند. سلولهایی شبیه به سلولهای کوپفر به شکل گرد با سیتوپلاسمی اسیدوفیلی و هسته هتروکروماتین بین سلولهای آندوتلیال سینوزوئیدها و سلولهای هپاتوبلاست ستونها قرار داشتند. سطح داخلی سیاهرگ مرکزی آن تعداد زیادی گلبول قرمز قابلمشاهده بود (تصویر 2).
کبد در رویان 14 روزه: بافت کبد رویان 14 روزه شباهت زیادی به رویان 9 روزه داشت. کپسول با سلولهای همبندی، رشتههای بسیار کم و سلولهای مزوتلیومی از خارج پوشیده شدهبود، اما لوبولاسیون مشخص نبود. هپاتوبلاستها چندوجهی با سیتوپلاسمی ائوزینوفیلیک و هستهای روشن با یک یا دو هستک بازوفیلیک دیده شدند. ستونهای شعاعی هپاتوبلاستها نسبت به روز نهم، نظم بیشتری در پیرامون سیاهرگ مرکزی داشتند و با آرایش طنابیشکل دیده شدند. فضاهای پورت و سیاهرگهای مرکزی در حال کامل شدن بودند. ستونهای سلولی در برخی نواحی، دوسلولی و در بیشتر نواحی چندسلولی بودند. سینوزوئیدهای نامنظم با سلولهای آندوتلیومی در بیشتر مقاطع، حاوی گلبول قرمز هستهدار بودند. سلولهایی شبیه به سلولهای کوپفر نیز بین سلولهای آندوتلیال سینوزوئیدها و هپاتوبلاستها قرار داشتند (تصویر 3).
کبد در رویان 20 روزه: بافت کبد در رویان 20 روزه تفاوت خاصی با رویان 14 روزه نداشت. کپسولی ظریف با سلولهای مزوتلیومی از خارج، پارانشیم را پوشش میداد. لوبولاسیون مشخص نبود. سلولهای هپاتوبلاست، چندوجهی با سیتوپلاسم ائوزینوفیلیک و هستهای تا حدودی تیره (به شکل هتروکروماتین) با یک یا دو هستک بازوفیلیک دیده شدند. ستونهای شعاعی هپاتوبلاستها نسبت به روز چهاردهم نظم بیشتری در پیرامون سیاهرگ مرکزی پیدا کرده بود. سینوزوئیدهای نامنظم بین سلولهای هپاتوبلاست دیده شدند (تصویر 4).
کبد در رویان 25 روزه: بافت کبد رویان 25 روزه شباهت زیادی به رویان 20 روزه داشت. کپسول ظریف و لوبولاسیون به همان وضعیت روز بیستم بود. سلولهای هپاتوبلاست، چندوجهی با سیتوپلاسمی ائوزینوفیلیک (اسیدوفیل) و هسته تیرهرنگ (به شکل هتروکروماتین) با یک یا دو هستک بازوفیلیک در مقاطع مشاهده شد. ستونهای شعاعی هپاتوبلاستها نسبت به روز بیستم نظم بیشتری در پیرامون سیاهرگ مرکزی داشتند. بیشتر ستونها دوسلولی و تعداد کمی چندسلولی بودند. سینوزوئیدهای نامنظم بهخوبی مشخص بودند. سلولهای کوپفر نیز بین سلولهای آندوتلیال سینوزوئیدها و سلولهای هپاتوبلاست قرار داشتند (تصویر 5).
کبد در رویان 30 روزه: کپسول به همان وضعیت روز بیستوپنجم بود و لوبولاسیون واضح نبود. سلولهای هپاتوبلاست چندوجهی با سیتوپلاسم ائوزینوفیلیک و هستهای بازوفیلی با یک یا دو هستک بازوفیلیک مشاهده شدند. ستونهای شعاعی هپاتوبلاستها و سینوزوئیدها نسبت به 25 روزگی نظم بیشتری در پیرامون سیاهرگ مرکزی پیدا کرده بود. بیشتر ستونهای شعاعی هپاتوبلاستها دوسلولی بود و سلولهای کوپفر مشاهده شد (تصویر 6).
کبد در رویان 34 روزه: بافت کبد رویان 34 روزه تفاوت چندانی با رویان 30 روزه نشان نداد. تنها در برخی مقاطع در فضای پورت مجرای کوچک صفراوی، با بافت پوششی استوانهای کوتاه ساده و بافت همبند سست دیده شد (تصویر -a7،-b7).
کبد در رویان 38 روزه: در این سن در فضای پورت مجاری صفراوی، سیاهرگ باب و سرخرگ کبدی دیده شد. مجرای کوچک صفراوی، بافت پوششی استوانهای کوتاه ساده با هسته بازوفیلیک و مجاری بزرگتر، بافت پوششی استوانهای ساده داشتند. پارین و زیر مخاط هر دو مجرا را بافت همبند سست تشکیل میداد. سلولهای کبدی به شکل هپاتوسیت مشاهده شدند (تصویر 8).
کبد در رویان 41 روزه: کبد در جنین 41 روزه تفاوت خاصی با رویان 34 روزه نشان نداد.
باتوجهبه مطالعاتی که Gupta و همکاران در سال 2024، Khadhim و همکاران در سال 2023، Deeming در سال 2001، King در سال 1984 و Stornelli و همکاران در سال 2006 و Al-A'Aaraji در سال 2015 انجام دادهاند، سطح جداری کبد رویان شترمرغ همانند جوجه شترمرغها، رویان ماکیان و سایر پرندگان بهوسیله دیواره سروزی چربیدار موجود در پشت کبد پوشش داده نمیشود و به همین علت در زمانی که استخوان جناغ رویان برداشته میشود، سطح جداری کبد رویان شترمرغ، بهوضوح نمایان میشود. قطعه (لوب) راست کبد رویان شترمرغ ازنظر طول، پهنا و ضخامت از قطعه چپ بزرگتر است(جدول 1). از این حیث کبد رویان شترمرغ، به بیشتر گونههای اهلی پرندگان شبیه میباشد گرچه این وضعیت در ماهیخورک سینه سفید نیز اینچنین میباشد. در جنین 17 روزه مرغ، لوب راست از لوب چپ ازنظر طولی کوچکتر است، اما ازلحاظ عرض و ضخامت بیشتر است (12-17).
در مقایسه با مطالعاتی که Umar و همکاران در سال 2021، King در سال 1984، Alshammary و Kareem در سال 2021 و Stornelli و همکاران در سال 2006 انجام دادهاند، قطعه چپ کبد رویان شترمرغ، همانند جوجه شترمرغها و شترمرغهای بالغ، ماکیان اهلی، بوقلمون و اردک با یک بریدگی همراه است و کبد به دو بخش عقبی پشتی و عقبی شکمی تقسیمبندی میشود و این در حالی است که در بیشتر گنجشکسانان، قطعه راست کبد تقسیم میشود و قطعه چپ کبد به دارکوبها شباهت دارد. رنگ کبد رویان شترمرغ در سنین پایین زرد و هرچه بالاتر میرود قهوهای روشن میشود. به بیان دیگر رنگ کبد رویان 41 روزه شبیه به جوجه شترمرغهای زیر 1 ماه بعداز هچ شدن میشود. این درحالیست که در شتر مرغ بالغ رنگ کبد قهوهای تیره است. در پرندگان فربه، کبد بهدلیل غنی بودن از چربی زردرنگ میباشد (11، 16-18). در رویان شترمرغ همانند سایر پرندگان، ارگانهای مجاور، از قبیل قلب، مری، پیش معده، سنگدان و ... روی سطح احشایی کبد اثراتی به شکل فرورفتگی ایجاد میکنند که بهدلیل فشار این ارگانها روی کبد است.
باتوجهبه مطالعات King و Mclelland در سال 1984 و Khamas و همکاران در سال 2024در بیشتر گونههای اهلی و وحشی پرندگان، کیسه صفرا در سطح احشایی قطعه راست قرار دارد. در برخی دارکوبها، توکانها (منقارمیلهایها) و پرندگان گرمسیری کیسه صفرا بهطور استثنایی بزرگ است و امکان دارد تا محدوده کلواک کشیده شود. در غاز و اردک کیسه صفرا تقریباً در قسمت میانی سطح احشایی قطعه راست قرار گرفته و لولهای شکل میباشد و تا لبه خلفی قطعه امتداد نمییابد، اما در رویان شترمرغ در تمام سنین همانند شترمرغهای بالغ، پنگوئنها، کبوتران و طوطیان کیسه صفرا موجود نیست؛ قطعه راست کبد رویان شترمرغ تقریباً قلبیشکل است. در اردک قطعه راست کبد زبانیشکل و طویل میباشد. درحالیکه قطعه چپ لوبیاییشکل است. در غاز کبد پهن بوده و قطعه راست از قطعه چپ طویلتر است. همانند سایر پرندگان دو رباط مثلثیشکل راست و چپ از جوانب، لبه قدامی کبد رویان شترمرغ را به دیواره جانبی حفره بطنی متصل میکند. یک پرده سروزی تکلایه، سطح احشایی کبد را به پیش معده متصل میکند (2، 16).
بافت کبد برخلاف شترمرغ بالغ و اکثر پرندگان اهلی که کپسولی از بافت همبند سخت از خارج آن را فرامیگیرد، در رویان شترمرغ بهگونهای است که کپسولی بسیار ظریف با سلولهای همبندی و رشتههای بسیار کم و سلولهای مزوتلیومی از خارج آن را میپوشاند. لوبولاسیون در رویان همانند شترمرغ بالغ بهدلیل عدم نفوذ تیغههای کپسول به داخل پارانشیم مشخص نمیشود که این وضعیت در مطالعهای که Ismaeil و Emam در سال 2023 بر روی کبوتر انجام دادهاند نیز مشابه این مورد بود (19).
در مطالعه حاضر زمان تقریبی تکامل نهایی کبد در جنین شترمرغ روز 41 بیان شد که در این زمان کبد شباهت بسیاری به کبد جوجه شترمرغ دارد، درحالیکه طبق مطالعات انجامشده گذشته بر روی پرندگان مختلف زمان این تکامل نهایی درمورد جنین مرغ در روز 14، مرغ داندراوی در روز 17، کبک چوکار در روز 20 و درمورد قرقاول در روز 18 میباشد (8-10، 13).
در رویان شترمرغ، هپاتوسیتها که تنها سلولهای غددی موجود در کبد میباشند در روزهای 9 تا 25 به شکل هپاتوبلاستهای چندوجهی دیده میشوند. هپاتوبلاستها دارای سیتوپلاسمی ائوزینوفیلیک (اسیدوفیل) و هسته روشن (به شکل یوکروماتین) با یک یا دو هستک بازوفیلیک میباشند. از روز 30ام رویانی، سلولهای هپاتوبلاست چندوجهی با سیتوپلاسمی ائوزینوفیلیک (اسیدوفیل) و هسته تیره (به شکل هتروکروماتین) با یک یا دو هستک بازوفیلیک مشاهده میشوند و در روزهای 38 و 41 به شکل هپاتوسیت مشاهده میشوند.
اولین مجاری صفراوی در کبد جنین شترمرغ در روز 34 مشاهده شد. درصورتیکه این مجاری در قرقاول در روز 11، در کبک چوکار در روز 14 و در مرغ در روز 15 مشاهده گردید (8-10).
این سلولها به حالت نامنظم و نسبت به سیاهرگ مرکزی، ستونهای شعاعی تشکیل میدهند. ستونها در رویان شترمرغ در برخی نواحی، دوسلولی و در بیشتر نواحی چندسلولی میباشند. سینوزوئیدها، که در فواصل ستونهای منظم شعاعی قرار دارند، در رویانهای 9 و 14 روزه شکل نامنظمی دارند، اما با افزایش سن رویان نظم پیدا میکنند و در رویان 41 روزه وضعیتی همانند جوجه شترمرغ پیدا میکنند. سطح داخلی سینوزوئیدها را سلولهایی کشیده و باریک تشکیل میدهد و در بیشتر مقاطع گلبولهای قرمز هستهدار درون لومن آن حضور دارند و این همان وضعیتی میباشد که در شترمرغ بالغ، نابالغ و سایر پرندگان اهلی مشاهده میشود (2، 17).
در مطالعه حاضر اولین بار سلول کوپفر در 25 روزگی مشاهده گردید. هرچند در روزهای 9، 14 و 20 نیز سلولهایی مشابه سلولهای کوپفر وجود داشت. حال آنکه در مطالعات Khodadadi و همکاران در سال 2019 بر روی قرقاول و همچنین مطالعه Hashemnia و همکاران در سال 2015 بر روی کبک این سلول در 8 روزگی و همچنین در مطالعه Doaa و همکاران در سال 2013 بر روی مرغ داندراوی در 7 روزگی برای اولینبار مشاهده گردید (8-10).
سلولهایی شبیه به سلولهای کوپفر که در کبد پستانداران و اکثر پرندگان مشاهده میشود، در تمام سنین موردمطالعه، بین سلولهای آندوتلیال سینوزوئیدها و سلولهای هپاتوبلاست به حالت شعاعی قرار میگیرند. این سلولها گرد بوده و سیتوپلاسمی اسیدوفیلیک با هستهای کروماتینی دارند. در برخی مقاطع بافت کبد رویان 34 روزه، فضای پورت همراه با مجرای کوچک صفراوی با بافت پوششی استوانهای کوتاه ساده و بافت همبند سست پدیدار شدند. در رویانهای 38 و 41 روزه بهوضوح مجاری صفراوی، سیاهرگ باب و سرخرگ کبدی در فضای پورت مشاهده شد. مجرای کوچک صفراوی، بافت پوششی استوانهای کوتاه ساده با هسته بازوفیلیک و مجاری بزرگتر، بافت پوششی استوانهای ساده دارند. پارین و زیر مخاط هر دو مجرا را بافت همبند سست تشکیل میدهد که این وضعیت بیانگر تکامل بیشتر بافت کبد میباشد و کبد رویان از این دید، شباهت قابلتوجهی با کبد پستانداران، سایر پرندگان اهلی و شترمرغ بعد از هچ شدن دارد (2، 17).
طبق مطالعات گذشته که توسط محققین انجام شده است، در کبد جنین پرندگانی نظیر مرغ، قرقاول و کبک سلولهای هپاتوسیت به دو نوع سلولهای تیره و روشن موجود میباشند. به شکلی که سلولهای تیره در بخش مرکزی و سلولهای روشن در محیط اطرافی کبد حضور دارند که با افزایش سن جنین، میزان سلولهای روشن که ازنظر تقسیمات سلول، سلولهای فعالی میباشند کاهش مییابد، بهطوریکه حداقل میزان این سلولها در کبک و قرقاول در روز 12 مشاهده شده است (8، 10). حضور دو نوع سلول روشن و تیره در مقاطع تهیهشده از کبد جنین شترمرغ بهخوبی قابلتشخیص نبود.
نتیجهگیری نهایی: باتوجهبه اختلافات گونهای بین پرندگان، علاوهبر تفاوتهای آناتومیکی، مورفولوژیکی و هیستولوژیکی بین کبد شتر مرغ و سایر پرندگان، اختلافاتی در زمانهای رخ دادن پدیدههای ارگانوژنز و جزئیات آن نیز وجود دارد، اما باتوجهبه مطالعه حاضر، کبد جنین شترمرغ تا حدودی مشابه جنین سایر پرندگان بومی میباشد. ازلحاظ لوبهای کبدی، کبد این پرنده مشابه بسیاری از پرندگان اهلی میباشد. درصورتیکه با غاز و اردک از لحاظ شکلی متفاوت است. همچنین تفاوتهای قابلملاحظهای از قبیل تقسیمات لوبها، شکل لوبها، کیسه صفرا، زمان تکامل نهایی کبد، زمان ظهور اولین مجاری صفراوی، زمان ظهور اولین سلولهای کوپفر، رنگ سلولهای هپاتوسیت و تعداد سلولهای صفحات رماک بین این پرنده و سایر پرندگان موردبررسی وجود داشت.
بدینوسیله نویسندگان مطالعه حاضر از زحمات کارکنان و کارشناسان سالن آناتومی دانشکده دامپزشکی دانشگاه سمنان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار تشکر و قدردانی مینمایند.
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.