نوع مقاله : بهداشت و بیماری های آبزیان
عنوان مقاله English
نویسندگان English
BACKGROUND: Bacterial diseases are among the most important factors threatening health and production in rainbow trout farms.
OBJECTIVES: This study aimed to determine the prevalence of bacterial infections and their risk factors in farmed rainbow trout in Lorestan province, Iran.
METHODS: This is a cross-sectional study conducted in eight cities of Lorestan province in summer 2025. Samples (n=96) were collected from 24 farms fish. Identification of pathogenic bacterial agents was performed by culturing kidney tissues on tryptic soy agar medium and identification of the grown colonies using phenotypic tests and molecular methods. The risk factors for the occurrence of bacterial diseases were also recorded in each fish farm.
RESULTS: All fish farms located in 8 cities were affected by bacterial diseases. The highest rates were for Lactococcus garvieae (13%), Streptococcus agalactiae (7%), Aeromonas hydrophila (5%), Streptococcus iniae (5%), Yersinia ruckeri (4%) and Streptococcus dysgalactiae (3%). The risk factors including the use of river water as the water source, the presence of rural settlements and agricultural activities upstream of fish farms, failure to comply with quarantine, the presence of warm-blooded animals in fish farms, weak control of tourism traffic in fish farms, unsanitary disposal of the dead fish, use of untrained workers, and poor personal hygiene of workers were predisposing factors which can increase the increased prevalence of Yersiniosis, streptococcosis, lactococcosis.
CONCLUSIONS: Based on the findings, promoting health management principles, continuous monitoring, and improving environmental conditions of fish culture as well as an on-time vaccination program can play an effective role in reducing the spread of bacterial diseases, preventing economic losses, and ensuring the sustainability of production in rainbow trout farms in Lorestan province.
کلیدواژهها English
صنعت آبزیپروری بهعنوان یکی از بخشهای روبه رشد تولید مواد غذایی، نقش مهمی در تأمین پروتئین جمعیت جهان ایفا میکند (1). ماهیان آب شیرین بیش از نیمی از تولیدات آبزیپروری را شامل میشوند و دراینمیان، قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss) بهعنوان گونه غالب آزادماهیان آب شیرین، بهدلیل ارزش تغذیهای بالا و دارا بودن اسیدهای چرب غیراشباع نظیر EPA و DHA، جایگاه ویژهای در تولید پروتئین باکیفیت دارد. ایران و ترکیه از تولیدکنندگان اصلی این گونه در منطقه محسوب میشوند (2). در ایران، استانهایی مانند لرستان، چهارمحالوبختیاری و مازندران بیشترین تراکم مزارع پرورش قزلآلا را دارا میباشند؛ بهگونهای که استان لرستان بهواسطه منابع آبی مناسب، شرایط دمایی مطلوب و تمرکز واحدهای پرورشی، بهعنوان یکی از قطبهای اصلی تولید این گونه شناخته میشود (3). با توسعه مزارع پرورشی و افزایش تراکم، صنعت آبزیپروری با چالشهای زیستمحیطی و بهداشتی متعددی مواجه شده است. تغییرات آبوهوایی مانند نوسانات درجه حرارت منابع آبی، کاهش اکسیژن محلول و افزایش گازهای سمی آب، بهعلاوه مدیریت ضعیف مانند افزایش تراکم در پرورش، از مهمترین عوامل مستعدکننده بروز بیماریهای عفونی، بهویژه بیماریهای باکتریایی بهشمار میروند (4). این بیماریها همواره بهعنوان یکی از موانع اصلی توسعه پایدار آبزیپروری مطرح بوده و در صورت عدم کنترل به افزایش مصرف آنتیبیوتیکها، آلودگی اکوسیستمهای آبی و گسترش مقاومت میکروبی منجر میشوند (5). مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها با افزایش بقایای دارویی در ماهیان و انتقال عوامل بیماریزا و ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی به سایر آبزیان و انسان، پیامدهای بهداشتی و زیستمحیطی قابلتوجهی به همراه دارد (6، 7). این چالشها در مزارع متراکم و مجتمعهای پرورشی مستقر در حاشیه رودخانهها تشدید میشود؛ جایی که کاهش کیفیت آب، افزایش بار آلودگیهای میکروبی و شیمیایی و تغییرات فیزیکوشیمیایی منابع آبی، شرایط را برای بروز اپیدمیهای باکتریایی فراهم مینماید. در مطالعات Niu و همکاران در سال 2025 (8) و Soltani و همکاران در سال 2025 (9) اغلب به بررسی محدود یک یا دو پاتوژن باکتریایی در مزارع منفرد پرداختهاند و پژوهشهای جامع درباره همزمانی بروز بیماریهای باکتریایی و ارتباط آنها با شاخصهای مدیریتی و زیستمحیطی ازجمله تراکم مزرعه، منبع و کیفیت آب و وضعیت بهداشتی، اندک و پراکنده است. در ایران نیز اگرچه مطالعاتی در استانهایی مانند لرستان، چهارمحالوبختیاری و کهگیلویهوبویراحمد انجام شده است (10)، اما این مطالعات عمدتاً بر پاتوژنهای خاصی نظیر استرپتوکوکوس اینیایی یا لاکتوکوکوس گارویه متمرکز بودهاند. از میان بیماریهای باکتریایی شایع در مزارع پرورش قزلآلای رنگینکمان، یرسینیوزیس، آئرومونازیس، لاکتوکوکوزیس و استرپتوکوکوزیس بیشترین اهمیت اقتصادی و بهداشتی را دارند (11-14). برایناساس، باتوجهبه اهمیت اقتصادی پرورش قزلآلای رنگینکمان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع و پراکنش بیماریهای باکتریایی با اهمیت اقتصادی در مزارع پرورش قزلآلای استان لرستان و نیز ارزیابی عوامل مدیریتی و محیطی مؤثر بر شیوع و تشدید این بیماریها انجام شد. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع و پراکنش بیماریهای باکتریایی با اهمیت اقتصادی و ارزیابی عوامل مدیریتی و محیطی مؤثر در شیوع و تشدید این بیماریها در مزارع قزل آلای استان لرستان انجام شده است.
انتخاب مزارع و نمونهبرداری از ماهیان: مطالعه حاضر بر روی ۲۴ مزرعه فعال پرورش قزلآلای رنگینکمان استان لرستان طی فصل تابستان سال ۱۴۰۴ انجام شد. این مزارع از ۸ شهرستان و مجموعاً ۹۶ نمونه اخذ شد. در هر مزرعه، از ماهیان در اوزان بالای ۵۰۰ گرم تا 3 کیلوگرم و با علائم بالینی مانند تغییر رنگ بدن، کاهش فعالیت، کوری، بیرونزدگی چشمها و تجمع مایع در حفره شکمی و یا ماهیان بدون علائم بهصورت تصادفی نمونهبرداری شد.
ارزیابی وضعیت مدیریت بهداشتی و عوامل خطرساز بروز بیماریهای باکتریایی: همزمان با نمونهبرداری از ماهیان، عوامل مدیریت بهداشتی مؤثر در بروز و یا تشدید بیماریهای باکتریایی بهصورت میدانی به شرح عوامل زیر شناسایی و ثبت گردید: استفاده از رودخانه بهعنوان منبع آب، جمعآوری بهداشتی تلفات و دفن آنها، دمای بالای 15 درجه سانتیگراد، واکسیناسیون، اکسیژن کافی (بالای 7 میلیگرم در لیتر)، بهکارگیری پرسنل ماهر و تحصیلکرده، کارگاه ماهی در بالادست، رعایت نظافت و بهداشت فردی توسط پرسنل کارگاه، وجود روستا در بالادست کارگاه، تراکم بالا در کارگاه، فعالیت کشاورزی در بالادست کارگاه، مشاهده ماهیان با علائم بالینی (کوری، سیاه شدن، کاتاراکت و غیره)، فعالیت صنعتی در بالادست کارگاه، استفاده از غذاهای تازه و خام، تردد توریست و افراد متفرقه در کارگاه و در بالادست آن، استخرهای لجنزار در کارگاه، قرنطیه لازم، عدم پایش در مزرعه، کنترل بهداشتی ورود و خروج تخم چشم زده و بچه ماهی، استفاده مجدد از آب خروجی مزرعه، جانوران خونگرم (سگ، گربه و غیره) در کارگاه، کنترل بهداشتی تردد وسایل نقلیه به کارگاه، نگهداری بهداشتی خوراک در مزرعه.
جداسازی و شناسایی عوامل باکتریایی بیماریزا: از قسمت فوقانی کلیه ماهیان بیمار بر روی محیط کشت تریپتیک سوی آگار (TSA) کشت داده و پلیتهای کشت در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد بهمدت ۷۲ ساعت انکوبه شدند. سپس از پرگنههای بهدستآمده، ابتدا رنگآمیزی گرم و سپس آزمایشهای بیوشیمیایی شامل کاتالاز و اکسیداز، تعیین الگوی همولیز (آلفا، بتا، گاما) و الگوی تخمیر قندها با استفاده از روشهای روتین باکتریشناسی انجام شد.
آزمونهای مولکولی: استخراج DNA ژنومی باکتریها از کلنیهای خالص حاصل از پاساژ اول و دوم هر ایزوله با استفاده از کیت استخراج DNA (SinaClon, Iran) و مطابق دستورالعمل شرکت سازنده انجام شد. بهمنظور شناسایی مولکولی گونههای آئروموناس هیدروفیلا، یرسینیا راکری، لاکتوکوکوس گارویه، استرپتوکوکوس آگالاکتیه، استرپتوکوکوس دیس گالاکتیه و استرپتوکوکوس اینیایی، آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) انجام گردید. سویههای استاندارد هریک از باکتریهای موردبررسی که از بخش میکروبیولوژی آبزیان، گروه بهداشت و بیماریهای آبزیان، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران بهعنوان کنترل مثبت و آب مقطر استریل بهعنوان کنترل منفی در تمام واکنشها مورد استفاده قرار گرفت. حجم نهایی هر واکنش PCR برابر با 25 میکرولیترو شامل 4 میکرولیتر DNA الگو، 1 میکرولیتر از هریک از پرایمرهای اختصاصی، 5/12 میکرولیتر مستر میکس آماده حاوی آنزیم Taq DNA polymerase، dNTPها و بافر PCR، و 5/6 میکرولیتر آب دیونیزه استریل بود. شرایط چرخههای حرارتی PCR و توالی پرایمرهای مورداستفاده بهترتیب در جداول 1 و ۲ ارائه شده است.
الکتروفورز محصولات:PCR برای جداسازی محصولات PCR، از ژل آگارز 1 درصد (شرکت سیناژن) و بافر TBE یکبرابر استفاده شد. 4 میکرولیتر رنگ (Stain Safe (DireX Gene) به هر 70 میلیلیتر ژل اضافه شد. سپس ۵ میکرولیتر از محصولات PCR به چاهکهای ژل منتقل گردید. در هر الکتروفورز، نمونه کنترل مثبت و منفی همراه با مارکر DNA (211bp, DireX Gene) بارگذاری شد. الکتروفورز در ولتاژ 100 ولت و بهمدت 50 دقیقه انجام شد. باندهای حاصل با ترانسلومیناتور (RAD-BIO, USA) مشاهده و اندازه محصولات PCR با مقایسه با مارکر تعیین شد.
تجزیهوتحلیل آماری دادهها: دادههای حاصل با استفاده از روش آزمون کایاسکوئر پیرسون و براساس نیاز تحلیل آماری از نرمافزار آماری SPSS نسخه 27 و برای رسم نمودارها از نرمافزار Excel نسخه 2021 استفاده شد. همچنین فراوانی نسبی گونههای باکتریهای شناساییشده از مزارع ماهی مورد مطالعه قرار گرفت و نیز فراوانی نسبی عوامل خطرساز بروز بیماریها محاسبه گردید.
ارزیابی وضعیت مدیریتی و عوامل خطرساز مزارع: نتایج حاصل از مطالعه عوامل استرسزای مدیریتی و محیطی و همچنین شرایط مرتبط با کیفیت و مدیریت منابع آبی در مزارع پرورش ماهی قزلآلای رنگینکمان استان در جدول ۳ ارائه شده است. براساس این یافته، فراوانی نسبی بخش عمدهای از عوامل خطرساز موردمطالعه مانند عدم پایش مزرعه، استفاده از آب رودخانه بهعنوان منابع آب، وجود جانوران خونگرم در مزرعه، عدم بهکارگیری پرسنل ماهر و تحصیلکرده، عدم رعایت بهداشت و نظافت فردی، استخرهای لجنزار، استفاده مجدد از آب خروجی مزرعه و عدم نگهداری بهداشتی خوراک بیشترین میزان تأثیر و عواملی مانند فعالیت صنعتی بالادست، استفاده از غذای خام کمترین تأثیر را داشتهاند. وجود این عوامل مستعدکننده یا خطرساز در اغلب مزارع تحت مطالعه بیانگر فراهم شدن شرایط مستعدکننده برای بروز و تشدید بیماریهای باکتریایی در مزارع استان است. این در حالی است که تنها تعداد محدودی از مزارع در برنامه تولید خود از واکسیناسیون برای پیشگیری از برخی بیماریهای مدنظر در مطالعه حاضر استفاده میکنند.
مشاهدات بالینی: علائم بالینی قابلمشاهده در ماهیان مرضی (تصویر1) شامل اگزوفتالمی یک یا دو طرفه، خونریزی اطراف چشم که بهصورت غالب قابلمشاهده بود، هموراژی در ناحیه شکمی، خونریزی اطراف دهان، تغییرات رنگ پوست مانند تیرگی، بیحالی، بیاشتهایی، کاتاراکت و پرولاپس مخرج همراه با تورم بود.
نتایج رشد پرگنههای رشدیافته: نتایج رنگآمیزی گرم از پرگنههای رشدیافته شامل 27 ایزوله باکتری گرممثبت، ۸ ایزوله باکتری گرممنفی، 3 ایزوله مخلوط گرممثبت و منفی، ۲ ایزوله مخلوط گرممنفی بود.
نتایج مطالعات مولکولی(PCR): نتایج یافتههای مولکولی مربوط به نمونههای ماهیان بیمار در مزارع قزلآلا در شهرستانهای استان لرستان در جدول 4 و تصاویر شماره ۲ ، 3، 4، 5 ، 6 و ۷ قابلمشاهده است. جمعاً تعداد 6 گونه باکتری شامل استرپتوکوکوس اینیایی، استرپتوکوکوس اگالاکتیه، استرپتوکوکوس دیس گالاکتیه، لاکتوکوکوس گارویه، یرسینیا راکری و آئروموناس هیدروفیلا از ماهیان بیمار در مزارع ماهی استان شناسایی گردید. تعداد و فراوانی نسبی هریک از گونههای باکتریایی شناساییشده، به تفکیک منطقه (شهرستان) و گونه باکتریایی در تصویر ۸ ارائه شده است. بیشترین فراوانی نسبی بهترتیب مربوط به گونههای لاکتوکوکوس گارویه (۱۳ درصد)، استرپتوکوکوس آگالاکتیه (۷ درصد)، آئروموناس هیدروفیلا و استرپتوکوکوس اینیایی هر کدام (۵ درصد)، یرسینیا راکری (۴ درصد) و استرپتوکوکوس دیس آگالاکتیه (۳ درصد) بود.
با انجام آزمون کایاسکوئر (Chi-squared test) بهمنظور تعیین ارتباط بین شیوع باکتریهای بیماریزا و مناطق (شهرستانها) موردمطالعه و همچنین آزمون کایاسکوئر پیرسون اثر عوامل مدیریتی بر شیوع بیماریهای باکتریایی مشخص شد که شیوع آئروموناس هیدروفیلا و یرسینیا راکری ارتباط معنیداری با مناطق موردمطالعه دارد (001/0P<)، درحالیکه برای سایر باکتریهای بیماریزا ارتباط معنیداری مشاهده نشد (05/0P>) .نتایج آزمون کایاسکوئر پیرسون نشان داد ارتباط معنیداری بین عواملی مانند استفاده از آب رودخانه، وجود روستای بالادست، فعالیت کشاورزی در بالادست بر شیوع برسینیا راکری (001/0P<) و عواملی مانند قرنطینه، وجود حیوانات خونگرم، عدم جمعآوری بهداشتی تلفات، عدم بهکارگیری پرسنل ماهر و عدم رعایت بهداشت فردی بر شیوع استرپتوکوکوس آگالاکتیه وجود داشت (001/0P<).
نتایج مطالعه حاضر نشان داد مزارع پرورش قزلآلای رنگینکمان در استان لرستان با شیوع قابلتوجهی از باکتریهای بیماریزا مواجه میباشند. در میان باکتریهای گرم مثبت، لاکتوکوکوس گارویه با فراوانی 13درصد و استرپتوکوکوس آگالاکتیه با 7 درصد شایعترین پاتوژنهای شناساییشده در مزارع ماهی قزلآلای استان بودند. مطالعات گذشته نیز بیانگر افزایش بروز استرپتوکوکوزیس و لاکتوکوکوزیس با دو عامل مذکور در مزارع قزلآلای کشور رو به فزونی است. برایمثال در مطالعه Fadaifard و همکاران در سال 2020 در مزارع قزلآلای رنگینکمان در غرب ایران، گونه لاکتوکوکوس گارویه غالب بوده است (24). الگوی غالب بودن لاکتوکوکوسها و تنوع گونهای مشاهدهشده، شباهت بالایی با مطالعات انجامشده در مزارع قزلآلای استان کهگیلویهوبویراحمد دارد که در آنها نیز لاکتوکوکوس گارویه عامل اصلی لاکتوکوکوزیس گزارش شده است و بروز علائم بالینی نظیر بیحالی، خونریزی زیرجلدی و تورم شکم در ماهیان بیمار مطالعه حاضر نیز با این یافتهها مطابقت دارد (25). علاوهبراین، استرپتوکوکوس اینیایی با 5 درصد از کل نمونهها (۱۲درصد از نمونههای مثبت) و استرپتوکوکوس دیس گالاکتیه با ۳ درصد از کل نمونهها (۷ درصد از نمونههای مثبت) شناسایی شدند که نشاندهنده تنوع گونههای استرپتوکوکوس در مزارع قزلآلا و لزوم توجه به برنامههای پیشگیری و مدیریت این بیماری است (26). مرور مطالعات سایر کشورها نیز نشان میدهد بیماریهای باکتریایی یکی از عوامل اصلی خسارتزا در آبزیپروری قزلآلا میباشند. بهویژه بیماریهای استرپتوکوکوزیس، لاکتوکوکوزیس و یرسینیوزیس موجب بروز خسارات اقتصادی قابلتوجه در مزارع قزلآلا میشوند (27). بنابراین ترکیب گونههای بیماریزای شناساییشده در مطالعه حاضر با گزارشهای اخیر، ضرورت استفاده از روشهای دقیق تشخیصی مانند PCR از اهمیت بسزایی برخوردار است. ازآنجاییکه این بیماریها از نظر برخی علائم بالینی، از جمله کوری، تیرگی بدن، کاتاراکت و هموراژی سطوح جلدی، شباهت زیادی با یکدیگر دارند، تشخیص تفکیکی بالینی آنها برای انتخاب راهکارهای مناسب کنترل و پیشگیری از اهمیت بالایی برخوردار است (28). پراکنش جغرافیایی این عوامل بیماریزا در بین مناطق (شهرستانها) متفاوت بود، بهطوریکه در مزارع حوزه خرمآباد، لاکتوکوکوس گارویه و استرپتوکوکوس آگالاکتیه غالب بودند، درحالیکه در مزارع حوزه پلدختر، آئروموناس هیدروفیلا و لاکتوکوکوس گارویه شیوع بیشتری داشتند. بهویژه، آئروموناس هیدروفیلا و یرسینیا راکری اختلاف معنیداری بین مناطق شهرستانها نشان دادند اما لاکتوکوکوس گارویه، استرپتوکوکوس آگالاکتیه و استرپتوکوکوس دیس گالاکتیه اختلاف معنیداری نداشتند. استرپتوکوکوس اینیایی نیز در مرز معنیداری قرار گرفت، اما اختلافهای مشاهدهشده ازنظر آماری قابلتأیید نبود. تفاوت شیوع این بیماریها در بین مناطق شهرستانهای استان میتواند علل مختلفی داشته باشد و ازآنجاییکه میزان رعایت امنیت زیستی در مزارع ماهی کشور متفاوت است و این تفاوت در بروز و شیوع این بیماریها نقش بسزایی دارد، لذا میزان تفاوتها در مناطق مختلف شهرستانی میتواند ناشی از عوامل متعدد دخیل در امنیت زیستی از جمله عوامل محیطی (مانند عوامل کیفیت آب) و فعالیتهای محیطی اطراف مزرعه ماهی، عوامل انسانی (مانند سطح مدیریت بهداشت پرورش)، عوامل بیماریزا (مانند اکولوژی و بیولوژی پاتوژنهای بیماریزا) و عوامل میزبانی (مانند سطح سلامت و ایمنی ماهیان پرورشی) مزارع باشد (29).
در این راستا مهمترین یافته مطالعه حاضر، ارتباط معنیدار بین عوامل مدیریتی و شیوع برخی از این باکتریهای بیماریزا بود؛ بهویژه، استفاده از آب رودخانه بهعنوان منبع آب، افزایش دمای آب به بالای 15 درجه سانتیگراد، کاهش اکسیژن در منابع آبی رودخانه، فعالیت کشاورزی و وجود روستا در بالادست، با شیوع یرسینیا راکری ارتباط معنیدار داشت که نقش بار آلی و فعالیتهای انسانی در انتقال این نوع پاتوژنها را به مزارع پرورش ماهی تأیید مینماید (25). همچنین، عدم رعایت قرنطینه، عدم کنترل ورود حیوانات خونگرم، عدم دفن بهداشتی تلفات و عدم رعایت بهداشت فردی با میزان شیوع برخی باکتریهای گرممثبت عامل استرپتوکوکوزیس/ لاکتوکوکوزیس ارتباط داشت (3)؛ برایمثال اجرای اقدامات پیشگیری به روش واکسیناسیون تنها در ۱۴ درصد، قرنطینه در ۵ درصد و رعایت بهداشت فردی پرسنل در ۵ درصد از مزارع اعمال میشود. این نتایج عوامل خطرساز با مطالعات پیشین همخوانی دارد که ضعف مدیریت بهداشتی را عامل افزایش خطر بروز بیماریهای باکتریایی میدانند (10). در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد علت شیوع بیماریهای باکتریایی در مزارع قزلآلای رنگینکمان استان لرستان پدیدهای چند عاملی است که تحت تأثیر امنیت زیستی مانند عوامل مدیریت بهداشتی مزارع مانند کیفیت ضعیف بهداشتی منبع آبی مورداستفاده، مدیریت نیروی انسانی مزارع، قرنطینه، تراکم بالا، مدیریت بهداشتی قرار دارد. بنابراین باتوجهبه اپیدمیولوژی بیماریهای مذکور، اتخاذ روشهای پیشگیری بهویژه واکسیناسیون ماهیان علیه این بیماریها از مهمترین، ارزانترین و بهترین روشهای پیشگیری میباشد.
نتیجهگیری نهایی: نتایج مطالعه حاضر نشان داد لاکتوکوکوس گارویه و استرپتوکوکوس آگالاکتیه بهعنوان پاتوژنهای غالب عامل لاکتوکوکوزیس و استرپتوکوکوزیس در مزارع قزلآلای رنگینکمان استان میباشند. علاوهبراین بیماریهای یرسینیوزیس و سپتی سمی ناشی از آئروموناس هیدروفیلا بهعنوان بخشی از علل تلفات در مزارع ماهی استان محسوب میشوند. همچنین عوامل خطرزا مانند استفاده از آب رودخانه، فعالیتهای انسانی بالادست، ضعف قرنطینه، عدم رعایت مدیریت بهداشت و تراکم بالا در بروز و تشدید این بیماریها در مزارع استان نقش دارند. بنابراین پایش مستمر، بهبود مدیریت بهداشتی، و اجرای برنامههای پیشگیرانه ازجمله واکسیناسیون هدفمند برای کاهش بیماریهای مذکور و افزایش پایداری تولید امری ضروری است.
ملاحظات اخلاقی
مطالعه حاضر براساس کد اخلاق IR.UT.VETMED.REC.1403.56 در کمیته اخلاق دانشگاه تهران انجام شده است.
مطالعه حاضر در قالب طرح تحقیقاتی کاربردی به شماره قرار داد ۷۰۳۵ /۲۰ فی مابین سازمان دامپزشکی و دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و با حمایت مالی سازمان دامپزشکی کشور انجام شده است.
از همکاری جناب آقای دکتر زبردست مدیر کل محترم دامپزشکی استان لرستان و کارشناسان دامپزشکی استان بویژه جناب دکتر زکیان تقدیر و تشکر میشود.
هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد.